X
تبلیغات
عمران
فعالیت های عمرانی

سه عامل اصلي وجود دارد كه مي توانند مقاومت بتن را در مقابل حرارت بالا تعيين كنند. اين عوامل عبارتند از:

(الف) توانايي بتن در مقابله با گرما و همچنين عمل آب بندي، بدون اينكه ترك، ريختگي و نزول مقاومت حاصل گردد.

(ب) رسانايي بتن (CONDUCTIVITY)  

(ج) ظرفيت گرمايي بتن(HEAT CAPACITY)    

بايد توجه داشت دو مكانيزم كاملاً متضاد انبساط (EXPANSION) و جمع شدگي مسؤول خرابي بتن در مقابل حرارت مي باشند. در حالي كه سيمان خالص به محض قرار گرفتن در مجاورت حرارتهاي بالا، انبساط حجم پيدا مي كند، بتن در همين شرايط يعني در معرض حرارتهاي (دماي) بالا، تمايل به جمع شدگي و انقباض نشان مي دهد. چون حرارت باعث از دست دادن آب بتن مي گردد، نهايتاً اينكه مقدار انقباض در نتيجه عمل خشك شدن از مقدار انبساط فراتر رفته و باعث مي شود جمع شدگي حاصل شود و به دنبال آن ترك خوردگي و ريختگي بتن به وجود مي آيد .به علاوه در درجه حرارت 400 درجه سانتي گراد، هيدروكسيد كلسيم آزاد بتن كه در سيمان پر تلند هيدراته شده موجود است، آب خود را از دست داده و تشكيل اكسيد كلسيم مي دهد. سپس خنك شدن مجدد و در معرض رطوبت قرار گرفتن باعث مي شود، تا از نو عمل هيدراته شدن حاصل شود كه اين عمل به علت انبساط حجمي موجب بروز تنشهاي مخرب مي گردد. هچنين انبساط و انقباض نا هماهنگ و متمايز  (DIFFERENTIAL EXPANSION AND CONTRACTION)مواد تشكيل دهنده بتن مسلح مانند آرماتور، شن، ماسه و ... مي توانند در ازدياد تنشهاي تخريبي نقش مؤثري داشته باشند.

 

1-7- عمل يخ زدگي

(FROST ACTION)

براي بتنهاي خيس، عمل يخ زدگي يك عامل تخريب مي باشد، چون آب به هنگام يخ زدن ازدياد حجم پيدا كرده و باعث توليد تنشهاي مخرب دروني شده و لذا بتن ترك مي خورد. تركها و درزهائيي كه نتيجه يخ زدگي و ذوب متناوب مي باشند، باعث مي گردند سطح بتن به صورت پولكي درآمده و بر اثر فرسايش، خرابي عمق بيشتري يابد بنابراين عمل يخ ز دگي بتن و ميزان تخريب حاصله، بستگي به درجه تخلخل و نفوذپذيري بتن دارد كه اين موضوع علاوه بر تأثير تركها و درزهاست.

 

1-8- نمكهاي ذوب يخ

 (DE-ICING SALTS)

اگر براي ذوب نمودن يخ بتن، از نمكهاي ذوب يخ استفاده شود، علاوه بر خرابيهاي حاصله از يخ زدگي، ممكن است همين نمكها نيز باعث خرابي سطحي بتن گردند. چون باور آن است كه خرابيهاي حاصل از نمكهاي ذوب يخ، در نتيجه يك عمل فيزيكي به وقوع مي پيوندد، غلظت نمكها، موجود بودن آبي كه قابليت يخ زدگي داشته باشد و در كل فشارهاي هيدروليكي و غشايي (OSMOTIC) نقش بسيار مهمي در دامنه و وسعت خرابيها ايفا مي كنند.

  

1-9- عكس العمل قليايي سنگدانه ها

 (ALKALI-AGGREGATE REACTION)

در اين قسمت مي توان از واكنشهاي "قليايي- سيليكا" و "قليايي- كربناتها" نام برد.

عكس العمل قليايي سيليكا(ALKALI-SILICA)  عبارتست از: ژلي كه از عكس العمل بين هيدروكسيد پتاسيم و سيليكاي واكنش پذير موجود در سنگدانه حاصل مي شود. بر اثر جذب آب، اين ژل انبساط پيدا كرده و با ايجاد تنشهايي منجر به تشكيل تركهاي دروني در بتن مي شود. واكنش قليايي كربنات، بين قلياهاي موجود در سيمان و گروه مشخصي از سنگهاي آهكي (DOLOMITIC) كه در شرايط مرطوب قرار مي گيرند، به وقوع مي پيوندد. در اينجا نيز انبساط حاصله باعث مي شود تا تركهايي ايجاد شود يا در مقاطع باريك خميدگيهايي به وجود آيد.

 

1-10- كربناسيون

(CARBONATION)

گاه لايه حفاظتي كه در مجاورت آرماتور داخل بتن موجود است، در صورت كاهش PH بتن اطراف، به كلي آسيب ديده و از بين مي رود. بنابراين نفوذ دي اكسيد كربن از هوا، عكس العملي را با بتن آلكالين ايجاد مي نمايد كه حاصل آن كربنات خواهد بود و در نتيجه درجه PH بتن كاهش مي يابد. همچنان كه اين عمل از سطح بتن شروع شده و به داخل بتن پيشروي مي نمايد؛ آرماتور بتن تحت تأثير اين عمل دچار خوردگي مي گردد. علاوه بر خوردگي، دي اكسيد كربن و بعضي اسيدهاي موجود در آب دريا مي توانند هيدروكسيد كلسيم را در خود حل كرده و باعث فرسايش سطح بتن گردند.

 

1-11- علل ديگر

(OTHER CAUSES)

علل بسيار ديگري نيز باعث آسيب ديدگي و خرابي بتن مي شوند كه در سالهاي اخير شناسايي شده اند. بعضي از اين عوامل داراي مشخصات خاصي بوده و كاربرد بسيار موضعي دارند. مانند تأثير مخرب چربيها بر كف بتن كشتارگاهها، مواد اوليه در كارخانه ها و كارگاههاي توليدي، آسيب حاصله از عوارض مخرب فاضلابها و مورد استفاده قرار دادن سازه هايي كه براي منظورها و مقاصد ديگري ساخته شده باشند، نه آنچه كه مورد بهره برداري است.  مانند تبديل ساختمان معمولي به سردخانه، محل شستشو، انباري، آشپزخانه، كتابخانه و غيره. با اين همه اكثر آنها را مي توان در گروههاي ذيل طبقه بندي نمود:

(الف) ضربات و بارههاي وارده (ناگهاني و غيره) در صورتي كه موقع طراحي سازه براي اين گونه بارگذاريها پيش بينيهاي لازم صورت نگرفته باشد.

(ب) اثرات جوي و محيطي

(پ) اثرات نامطلوب مواد شيميايي مخرب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:50  توسط حسین نقی زاده  | 

دیوارچینی اطراف زمین (محصور کردن)

 

1- آب پاشی بر روی آجرها یا در اصطلاح غرقاب نمودن آنها قبل از دیوارچینی موجب استحکام بیشتر دیوار میگردد . آجرهایی که سیراب شده باشند آب ملات ماسه سیمان را جذب نکرده و موجب افت کیفیت آن نمیشود.

2- در صورتی که از آجرهای باقی مانده از زلزله استفاده میکنید توجه داشته باشید که استفاده از آجرهای نیمه به یکپارچگی دیوار صدمه میزند. در یک دیوار مطمئن میبایست در هر ردیف (رج) تنها در صورت نیاز از یک نیمه برای به پایان بردن آن ردیف (رج) استفاده شود.

 

شکل: دیوار آجری که به طور کامل از آجرهای نیمه­ی باقی­ مانده از زلزله ساخته شده است. ایا در زلزله بعدی ساکنین پشت این دیوار عبرتی برای ما خواهند بود؟

 

3- اجرای ستونهای نگهدارنده بتنی در فواصل منظم در صورتی که با رعایت اصول فنی نباشد کارایی مناسب نخواهد داشت. نکاتی که به طور حتم باید در اجرای ستونهای نگهدارنده بتنی رعایت شوند به شرح زیر می باشند:

الف- به هیچ وجه نباید از دیوار آجری نامنظم دو طرف دیوار به عنوان قالب استفاده نمود.

ب- باید قبل از اجرای دیوار ستونهای نگهدارنده بتنی اجرا شوند و دو طرف ستونهای بتنی قالب بندی شوند.

ج- برای اتصال ستون های بتنی نگهدارنده با دیوار آجری باید از میلگرد های افقی استفاده نمود. می توان در هنگام اجرای دیوار نیز زائده های منظم بتنی در دیوار ایجاد نمود.

 

شکل: ستون بتنی نگهدارنده دیوار آجری که بدون قالب بندی و با کیفیت بسیار ضعیف اجرا شده است و این ستون بتنی نه تنها کمکی به پایداری دیوار در زلزله نخواهد کرد بلکه ... !!

 

بیاموزیم: بجای استفاده از ستون­های نگهدارنده بتنی می توان با افزایش ضخامت دیوار آجری در فواصل منظم و مناسب ( حداکثر 4 متر) پایداری دیوار را به نحو بهتری تامین نمود و یا از ستون ها نگهدارنده پیش ساخته فلزی با ددستک ها مناسب استفاده نمود. (توضیحات بیشتر در کلاسهای آموزشی)

 

 .......................................................................................................................................

خاکبرداری

 

آغاز هر کار ساختمانی با خاکبرداری شروع میشود . لذا آشنایی با انواع خاک برای افراد الزامی است.

الف) خاک دستی: گاهی نخاله های ساختمانی و یا خاکهای بلا استفاده در محلی انباشته (دپو) می­شود و بعد از مدتی با گذشت زمان از نظر ها مخفی میگردد. معمولا این خاکها که از لحاظ یکپارچگی و باربری جزء خاکهای غیرباربر دسته بندی میشوند در زمان خاکبرداری برای فونداسیون  ساختمان ما دوباره نمایان میشوند. باید توجه نمود که این خاک قابلیت باربری ندارد و میبایست بطور کامل برداشت شود. شناختن خاک دستس بسیار آسان است، وجود قطعات و اجزای دست ساز بشر مانند آجر، موزاییک، پلاستیک و ... در خاک نشان دهنده دستی بودن خاک است.

شکل: خاک دستی، که آماده شده است تا پی های ساختمان (فونداسیون ها و شناژها) روی آن اجرا شوند. قطعات آجر و آشغال را در داخل خاک مشاهده می کنید.

 

ب) خاک نباتی: خاک های فرسوده و یا نباتی سطحی به خاکهایی گفته میشود که ریشه گیاهان در آن وجود داشته باشد این خاک برای تحمل بارهای وارده از طرف سازه مناسب نمی­باشد. برای شناختن خاکهای نباتی کافی است به وجود ریشه درختان و گیاهان – برگهای فرسوده و سستی خاک توجه شود. این خاک با فشار انگشتان فرو می­رود.

ج)خاک طبیعی بکر(دج): به خاکی که پس از خاک نباتی قرار دارد خاک طبیعی بکر میگویند توجه داشته باشید که همواره میبایست فونداسیون برروی خاک طبیعی بکر اجرا گردد. در شهر بم خاک طبیعی مقاومت لازم برای تحمل وزن ساختمان و فونداسیون را دارد.

            در شکل زیر هر سه نوع خاک را مشاهده می کنید.

 

 

 

شکل: در این شکل خاک دستی- خاک نباتی و خاک طبیعی دست نخورده را به ترتیب از بالا به پایین مشاهده می کنید. همانطور که می بینید خاک نوع اول و دوم مردود می باشند.

 

تذکر: ریختن آب آهک به منظور بالا بردن مقاومت خاک دستی و نباتی به هیچ عنوان مورد تایید نمی باشد و نمی­توان خاک دستی و نباتی را با استفاده از آب آهک قابل استفاده نمود.

 

 

بیاموزیم: اکنون که با انواع خاک آشنا شدید توجه به نکات زیر بسیار لازم است:

الف ) در زمینهایی که فاقد هرگونه رویش گیاهی است حداقل عمق خاکبرداری 15 سانتی متر میباشد .

ب ) رسیدن به خاک طبیعی دست نخورده (بکر) میبایست حتما توسط مهندس ناظر تایید شود. توجه داشته باشید که مهندسین ناظر با مشخصات خاک بکر کاملا آشنا هستند.

ج) برای آماده سازی بستر برای بتن پی ها باید ابتدا 10 سانتی متر بتن با سیمان کم ریخته شود به این ترتیب عمق خاکبرداری باید حداقل 10 سانتی متر بیشتر از عمق مورد نیاز برای پی ها باشد.

 

.........................................................................................................................................

آماده سازی بستر، شفته ریزی و بتن مگر

 

پس از انجام خاکبرداری باید بستر خاک را برای اجرای پی آماده کنیم. برای این کار از بتن با سیمان کم ( 100 تا 150 کیلوگرم سیمان در هر متر مکعب بتن) که به بتن مِگر موسوم است استفاده می شود. به این ترتیب که روی خاک حداقل 10 سانتی متر بتن با سیمان کم می ریزیند و سپس روی آن را با ماله صاف می کنند تا برای بتن ریزی پی­ها آماده شود.          

            همچنین در صورتی که پس از خاکبرداری و رسیدن به خاک مناسب، لازم بود تا برای رسیدن به تراز کف پی ها از مصالح پر کننده استفاده نماییم و یا پیمانکار اشتباها بیش از حد لازم خاکبرداری نماید و فضای خالی بوجود اید برای پر کردن فضای خالی باید از بتن یا مصالح مناسب دیگر طبق نظر دستگاه نظارت و با هزینه پیمانکار استفاده نماید.

            البته در شهر بم، برای رسیدن به عمق مورد نظر جهت اجرای بتن مگر و آغاز قالب بندی برای فونداسیون از شفته آهک استفاده میشود. استفاده از شفته آهک توصیه نمی شود اما با توجه به اینکه قیمت تمام شده آن پایین تر و بیشتر در دسترس می باشد لذا لازم است نکات زیر حتما رعایت شود تا در به دست آمدن کیفیت بهتر ما را یاری کند.

شفته ریزی:

            شفته آهكی كه با دوغاب ساخته و خوب عمل‌آوری شده باشد، دارای مقاومت 7 روزه معادل 5 كیلوگرم بر سانتیمتر مربع و تاب 28 روزه حدوداً 10 كیلوگرم بر سانتیمتر مربع خواهد بود كه این مقاومت برای بستر پی ساختمان یا راه كاملاً مناسب می‌باشد.

1- آهک مصرفی میبایست حتما برای استفاده در شفته قبلا بصورت کامل شکفته شده باشد و پس از سرند شدن برای تهیه شفته مورد استفاده قرار بگیرد.

شکل: آهک شکفته و سرند شده و آهک نشکفته را مشاهده می کنید.

 

 

 

 

2- آهک باید حتما به صورت دوغاب با خاک درشت دانه مخلوط گردد .

3- بهتر است که مخلوط شفته آهک در کنار فونداسیون ساخته شود تا براحتی بتوان آن را به داخل محل خاک برداری منتقل کرد. در شکل های بعدی اجرای صحیح و اجرای نادرست را مشاهده میکنید.

 

 

شکل: روش صحیح شفته ریزی

 

شکل : روش نادرست شفته ریزی

 

4- دقت شود که بتن مگر حتما پس از عمل آوری کامل شفته آهک و رسیدن آن به گیرش اولیه بر روی آن اجرا شود تا آب بتن توسط شفته جذب نشده و موجب پوکی بتن مگر نگردد .

5- توجه شود که بر روی شفته اجرا شده تا زمانی که شفته به مقاومت 5/1 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع نرسیده است بارگذاری صورت نگیرد ( شفته آهکی زمانی به مقاومت 5/1 کیلوگرم بر متر مربع رسیده است که اثر کفش شما پس از راه رفتن بر روی آن باقی نماند.( برای حصول این منظور بازدید مهندس ناظر از شفته ریزی قبل از اجرای بتن مگر الزامی است .

شکل: شفته آهکی که هنوز قابل بارگذاری نیست. رد پا هنوز روی آن باقی می ماند.

 

6- باید توجه نمود که هر چه میزان رس در خاک مصرفی برای شفته بیشتر باشد میزان آهک مصرفی نیز باید بالاتر رود. 

 

بتن مگر

            بتن مگر یا به تعریفی بتن رگلاژ کف قالبندی فونداسیون در حقیقت یک بتن با مقدار سیمان کم (100 تا 150 کیلوگرم سیمان بر مترمکعب) است که جهت آماده سازی بستر خاکبرداری شده برای آرماتوربندی و صفحه گذاری اجرا میگردد توجه به نکات ذیل جهت اجرای بتن مگر الزامی است :

1- قبل از اجرای بتن مگر حتما خاک بستر را مرطوب نمایید تا آب بتن جذب خاک نگردد و کیفیت آن پایین نیاید .

2- در صورتی که بتن مگر را بر روی شفته آهک اجرا میکنید حتما توجه داشته باشید که شفته به مقاومت 5/1 کیلوگرم بر متر مربع رسیده باشد . ( شفته آهکی زمانی به مقاومت 5/1 کیلوگرم بر متر مربع رسیده است که اثر کفش شما پس از راه رفتن بر روی آن باقی نماند 

3- شفته آهک میبایست قبل از اجرای بتن مگر مرطوب شده باشد تا آب بتن را جذب نکند. توجه داشته باشید زمانی که آهک هنوز جذب آب داشته باشد موجب پوکی بتن مگر میشود.

4- بتن مگر جهت پاکسازی کف و اجرای دقیقتر فاصله گذاری آرماتوربندی از کف انجام میگردد بنابراین به تمییز و یکنواخت بودن سطح آن دقت کنید تا آرماتوربندی بهتری داشته باشید.

 

 

 

شکل: یک نمونه بتن مگر ریخته شده را مشاهده می کنید. همانطور که می بینید سطح بتن کاملا صاف و یکنواخت بوده و اگر قبل از بتن ریزی پی جارو شود (خاک و آشغال ها جمع­آوری شوند.) یک بستر بسیار مناسب می باشد.

 

5- معمولا بتن مگر توسط دستگاههای مخلوط کن ( بتونیر ) کوچک ساخته میشود دقت نمایید که حداقل دو (2) دقیقه پس از اضافه کردن آب، بتن درون دستگاه به خوبی مخلوط شود و سپس مورد استفاده قرار بگیرد.

6- بعد از ریختن بتن مگر با توجه به دمای هوا حدود 10 ساعت سطح آن را مرطوب نگه دارید(با پاشیدن آب) و بعد از گذشت یک (1) روز می توانید عملیات بعدی را شروع کنید و روی بتن مگر راه بروید.

 

................................................................................................................................................

قالب بندی پی (فونداسیون) با آجر

 

بعد از اینکه بتن مگر ریخته شد و مقاومت لازم را بعد از یک روز به دست آورد اگر از قالب مدفون (آجر چینی) استفاده می شود نوبت به قالب بندی پی ها می رسد.

             در بم برای قالب بندی پی از آجر استفاده میشود. رعایت نکات زیر در قالب بندی برای هر چه بهتر اجرا شدن پی مفید است.

1- یکنواخت بودن آجرچینی پی و ایجاد سطح صاف و بدون خلل و فرج برای پی ها مفید و بلکه لازم است.

2- مقاومت آجر چینی، در صورتی که پشت آن خاک دستی (خاک نا مناسب) باشد اهمیت زیادی دارد چرا که نیروی خاک به سمت داخل باعث شکسته شدن قالب آجری خواهد شد.

شکل: همانطور که در شکل مقابل می بینید فشار خاک پشت قالب آجری به دلیل اینکه خاک دستی و نامرغوب است باعث شکسته و کج شدن قالب در تمام طول شده است. این موضوع مقاومت پی را به مقدار زیادی پایین خواهد آورد. ضمن اینکه اصلاح آن هزینه بسیار زیادی را در بر خواهد داشت.

 

3- همچنین درصورتی که پشت آجرچینی خالی است مقاومت قالب آجری اهمیت زیادی دارد به طوری که باید وزن بتن و نیروی لرزاندن (ویبره) بتن و وزن کارگر را تحمل کند. در صورتی که دیوار آجری در حین بتن ریزی دچار شکستگی و جابجایی شود باعث تخریب پی خواهد شد. بازسازی دیواره و توقف عملیات بتن ریزی و ایجاد پیوستگی بین بتن قدیم و جدید هزینه های زیادی به دنبال خواهد داشت.

4- درصورتی که امکان داشته باشد خیلی خوب است که یک لایه نازک سیمان کاری روی قالب آجری صورت گیرد. این کار برای کسب مقاومت بتن و عملکرد خوب آن بسیار مناسب است.

5- اگر لایه سیمان کاری صورت نگرفت حتما باید روی قالب آجری یک لایه پلاستیک ضخیم و مناسب برای جلوگیری از جذب آب بتن توسط آجر کشیده شود.

 

شکل: پلاستیک ضخیم که دور قالب آجری کشیده شده است.

 

تذکر: قالب بندی نکردن پی و استفاده از دیواره خاکی به جای قالب فقط در صورتی مجاز است که اولا خاک غیر ریزشی باشد (به مرور دانه های خاک داخل پی نریزند) و ثانیا خاکبرداری بسیار تمیز و دقیق صورت گرفته باشد و دیواره خاک صاف باشد. با توجه به نحوه عملیات خاکبرداری و پی کنی که در شهر وجود دارد تقریبا استفاده نکردن از قالب آجری غیر مجاز است.

 

بیاموزیم: قالب بندی فلزی بهترین نوع قالب بندی می باشد. البته نکات و پیش­بینی­های لازم برای استفاده از قالب فلزی از جمله، اضافه خاکبرداری برای بستن قالب، پر کردن پشت پی بعد از باز کردن قالب با پرکننده­های مناسب و دسترسی کم به قالب فلزی باعث می­شود که استفاده از قالب فلزی در شهر بم استقبال چندانی نداشته باشد.

 

 

6- در صورت نیاز و تمایل میتوان پس از گیرش اولیه بتن فونداسیون و با اطلاع مهندس ناظر ساختمان نسبت به جمع آوری قالب­بندی آجری برای استفاده مجدد آجر آن در ساختمان اقدام نمود.

 .......................................................................................................................................

آرماتور بندی و نصب صفحه ستونها

آرماتوربندی کاری تخصصی میباشد و دقت و نظارت جدی بر آن الزامی است. در برخی شرایط تمام مقاومت پی را آرماتورها تامین می کنند. مهندسین ناظر موظف هستند قبل از اجرای بتن ریزی از آرماتوربندی فونداسیون بازدید به عمل آورده و تا پایان بتن ریزی نظارت مستمر و مستقیم داشته باشند. ذکر چند مطلب در خصوص آشنایی با نکات اجرایی آرماتوربندی الزامی است :

 

1- به هیچ عنوان از آرماتورهای زنگ زده و یا آغشته به روغن نباید استفاده شود در صورت آلودگی آرماتورها به روغن یا زنگ زدگی آنها، باید قبل از اجرای آرماتوربندی به پاکسازی آنها اقدام و بعد از تایید دستگاه نظارت به بتن ریزی اقدام گردد.

شکل: آرماتورهای زنگ زده که مجاز به استفاده از آنها در پی یا هر جای دیگر قبل از پاک کردن با برس یا هر وسیله دیگر نداریم.

 

 

 

 

 

بیاموزیم: آرماتورها دو دسته طولی (آرماتورهای اصلی) و عرضی (خاموت) هستند. خاموتها وظیفه نگهداری آرماتورهای طولی و جلوگیری از کمانش آنها در هنگام فشارهای زیاد و چند کاربرد بسیار مهم دیگر دارند. لذا اهمیت رعایت ضوابط خاموت گذاری کمتر از آرماتورهای اصلی نیست.

 

2- فاصله خاموتها از یکدیگر باید حداکثر 20 سانتی متر باشند و دستگاه نظارت موظف است که در صورت عدم رعایت از سوی پیمانکار از اجرای بتن ریزی جلوگیری نماید.

شکل: فاصله خاموتها از هم 20 سانتی متر است و مشاهده می کنید که نحوه اندازه گیری آن به راحتی قابل اندازه گیری است.

 

3- خاموتها باید مطابق بوسیله سیم آرماتوربندی به تمام میلگردهای طولی مهار شوند این امر الزامی است و میبایست توسط پیمانکار رعایت گردد و در صورت عدم توجه دستگاه نظارت موظف است از ادامه کار پیمانکار تا رفع نواقص فوق جلوگیری نماید.

شکل: در شکل مقابل مشاهده می کنید که خاموتها بوسیله سیم آرماتوربندی به آرماتورهای طولی بسته شده اند.

 

4- تمام میلگردها باید توسط قیچی مخصوص بریده شود و جدا از بریدن میلگردها به کمک دستگاه هوا برش خودداری شود . توجه داشته باشید که حرارت موجب افت کیفیت میلگردها میگردد.

شکل: بریدن آرماتور توسط قیچی. این روش صحیح می باشد.

شکل: بریدن آرماتور با هوابرش. این روش صحیح نیست و باعث می شود چند سانتی متر از سر بریده شده با حرارت غیر قابل استفاده شود.

 

 

5- از خم کردن آرماتور در دمای پایین تر از 5 درجه سانتیگراد خودداری شود و از باز و بسته کردن خمها به منظور شکل دادن مجدد میلگردها جدا خودداری شود در صورت مشاهده چنین مواردی باید به مهندس ناظر اعلام گردد تا مطابق ضوابط اقدام شود .

 

6- تمام میلگردها باید به صورت سرد و تا حد امکان با دستگاههای مکانیکی خم شوند از خم کردن آرماتورها و بولتهای صفحه های ستون به کمک حرارت ( هوابرش ) جدا خودداری شود.

شکل: نحوه صحیح خم کردن آرماتورها به صورت سرد و در دمای معمولی.

 

7- توجه داشته باشید که آرماتوربندی را که توسط مهندس ناظر تایید شده است نباید قبل از بتن ریزی تغییر داد (خصوصا از خارج کردن میلگردها جدا خودداری نمایید و در صورت مشاهده سریعا به مهندس ناظر گزارش دهید.)

8- فاصله بین میلگردها تا سطح قالب بندی حداقل باید 5/2 سانتی متر باشد تا پوشش بتنی روی میلگردها دارای ضخامت مناسبی باشد و علاوه بر ایجاد پیوستگی بین بتن و میلگرد، محافظت میلگردها در برابر خوردگی و زنگ زدگی انجام شود.

شکل: رعایت نکردن فاصله بین میلگردها و جداره قالب باعث از بین رفتن سریع پی می شود. ایا مجریانی که خودشان در زلزله نبوده­اند و از دست دادن زن و فرزند را نچشیده­اند، بهتر از این خواهند ساخت؟

شکل: فاصله مناسب بین میلگرد و دیواره قالب باعث استحکام و بالارفتن عمر پی و در نتیجه سازه و بالا رفتن مقاومت در برابر زلزله خواهد شد.

 

.........................................................................................................................................

 

بتن ریزی

 

بتن آماده توسط ماشینهای حمل بتن (میکسر) برای شما آورده میشود، توجه به نکات زیر برای اجرای یک بتن ریزی صحیح الزامی است:

1- از افزودن آب به بتن حمل شده بدون اجازه مهندس ناظر اکیداً خودداری شود. ( معمولا کارگران برای سهولت کار خود و روانی بیشتر بتن به آن آب می­افزایند که این امر از مقاومت بتن به شدت میکاهد لذا توجه به این امر بسیار دارای اهمیت میباشد.)

2- معمولا ً مقداری از بتن در ابتدای تخلیه از میکسر دارای دانه بندی نا مناسبی میباشد. باید دقت شود این بتن که دارای کیفیت نا مناسب جهت بتن ریزی میباشد، مورد مصرف کارهای ساختمانی قرار نگیرد.

3- قبل از بتن ریزی حتماً باید درون قالبهای فونداسیون که آرماتور گذاری شده است از خاکهای ریزشی و نخاله های ساختمانی کاملاً پاکسازی گردد

4- در زمان بتن ریزی استفاده از دستگاه ویبره الزامی است، پیمانکاران موظف هستند قبل از آغاز بتن ریزی از سلامت دستگاه ویبره خود اطمینان حاصل نمایند .

شکل: استفاده از دستگاه لرزاننده بتن (ویبراتور) برای خارج کردن هوای بتن و بالابردین مقاومت بتن لازم و ضروری می باشد و بتن ریزی بدون لرزاندن آن عملا بتن مناسبی را حاصل نخواهد شد.

 

 

 

5 . برای آنکه آجرهای قالبندی فونداسیون آب شیرآبه بتن را جذب نکند استفاده از پوشش پلاستیکی (کاور)  الزامی است.

6- قبل از اینکه بتن ریزی آغاز شود برای اینکه آب بتن سریعا توسط بستر خارج نشود لازم است بستر بتن­ریزی مرطوب شود، البته باید مراقب بود تا آب در کف پی جمع نشود و فقط رطوبت وجود داشته باشد.

شکل: آب پاشی بستر پی قبل از بتن­ریزی.

 ..................................................................................................................................

 

نگهداری بتن پی

 بعد از آنکه بتن ریخته شد و گیرش اولیه پیدا کرد (بعد از حدود 1.5 ساعت) عملیات خاصی برای نگهداری بتن باید آغاز شود. این عملیات که به عمل­آوری یا نگهداری بتن موسوم است باعث می شود تا به مشخصات مورد نظر برای بتن که در طراحی در نظر گرفته شده است دست پیدا کنیم و مقاومت و دوام بتن را بالا ببریم.

 1- تمامی مقاطعی که بتن ریزی میگردد تا 3 روز باید آب پاشی شده و تا هفت روز مرطوب نگه داشته شود. این عمل در بالا بردن کیفیت بتن بسیار حائز اهمیت است.

 2- از مصرف بتن باقیمانده ایی که بدون نظارت مهندس ناظر با افزودن آب برای استفاده مجدد آماده میشود جدا خودداری نمایید .

 3- به عنوان یک روش بسیار مناسب و مطمئن می توان از پوشش پلاستیکی که اطراف قالب می گذاریم استفاده کنیم، به این ترتیب که اطراف پلاستیک را مقداری بیشتر در نظر بگیریم و بعد از بتن­ریزی لبه های پلاستیک را روی بتن برگردانیم.

 .......................................................................................................................................

 

نصب اسکلت فلزی

 

در زمینه اجرای سازه های فلزی با توجه به اینکه اتصالات اسکلتهای فلزی پیش ساخته در بم  بصورت پیچ و مهره ای  طراحی گردیده است، توجه به نکات زیر الزامی میباشد:

1- با توجه به پس لرزه هایی که در این مدت هر چند یکبار شهر بم شاهد آن بوده و خواهد بود، باید برای بستن کلیه مهره های مورد استفاده از واشرهای فنری استفاده گردد تا این لرزشها موجب شل شدن پیچها نگردد.

شکل: نمونه پیچ و مهره و واشر مناسب و مورد استفاده در اسکلت­های فلزی بم.

شکل: نمونه پیچ و مهره استفاده شده با واشر.

 

2- توجه داشته باشید تنها تیرهای فلزی که در داخل بتن قرار میگیرند فاقد پوشش رنگ باشند تا یکپارچگی بیشتری با بتن داشته باشند و مابقی اجزاء سازه باید دارای پوشش رنگ باشد.

شکل: نمونه اسکلت فلزی که به طرز صحیحی قسمتهای مرتبط با بتن رنگ نشده­اند.

3- صفحات اتصال مهاربندها و ابتدا و انتهای تیرها باید پس از نصب و آچار کشی نهایی، تنها در صورتی که در بتن مدفون نمیگردند با رنگ پوشش داده شوند .

4- بهتر است برای سهولت کار، پیچهای بولتهای فونداسیون قبل از آغاز بتن ریزی بوسیله گریس پوشانده شوند تا توسط بتن آلوده نگردد.

شکل: بولتهای صفحه ستون که به دلیل اجرای نادرست و در نظر نگرفتن تمهیدات لازم مانند گریسکاری به بتن آغشته شده اند و نصب اسکلت فلزی و تنظیم صفحه ستون را با مشکل مواجه خواهند نمود.

 

 

 

............................................................................................................................................

 

اجرای سقف تیرچه بلوک

 

در حال حاضر در شهر بم تعداد کثیری از سقفهای در حال اجرا بصورت تیرچه بلوک اجرا میگردد. در خصوص ایمنی چنین سقفهایی باید بدانید که در صورتی که سقف تیرچه بلوک مطابق اصول مهندسی و رعایت نکات فنی آن اجرا گردد از ضریب ایمنی بسیار بالایی برخوردار میباشد.

            ابتدا باید تیرچه‌ها روی پلهای اصلی، ( تیرهای فلزی )، در ترازهای موردنظر كارگذاری شوند. فاصله بین تیرچه‌ها با بلوكهای مجوف پر شده و پس از نصب میلگردهای حرارتی و میلگردهای تكمیلی بر اساس نقشه‌های اجرایی، بتن دال سقف ریخته می‌شود. آرماتورهای اصلی تیرچه باید به طول 15-10 سانتیمتر با تیرهای اصلی درگیر شوند و به هیچوجه نباید این آرماتورها را به تیرهای فلزی جوش داد. نظر به اینكه تیرچه‌ها به استثنای تیرچه‌های با جان باز قبل از یكپارچه شدن سقف قادر به تحمل بار سقف نیستند، باید توسط تعدادی چارتراش و پایه (جک ها یا شمعها) به نحو مناسب و مطمئنی نگهداری شوند. در موقع اجرا باید خیز مناسبی به طرف بالا به تیرچه‌ها داد تا پس از اجرا و یكپارچه شدن سقف و وارد شدن بارهای وارده این خیز حذف شود. مقدار خیز در كارگاه با تجربه به دست می‌اید، معمولاً به ازای هر متر طول دهانه 2 میلیمتر خیز در نظر گرفته می‌شود. در مورد زمان برچیدن پایه‌ها و پایه‌های اطمینان، باید مندرجات ایین‌نامه بتن ایران مراعات گردد.

            برای آشنایی با اجرای سقفهای تیرچه بلوک توجه نکات زیر را مد نظر داشته باشید تا از سقفی که بالای سرتان قرار خواهد گرفت مطمئن باشید.

1- جکهایی که در زیر سقفهای تیرچه بلوک برای تحمل وزن بتن تازه تا رسیدن به مقاومت اولیه آن استفاده میشود حداقل 10 روز باید بدون تغییر باقی بمانند.

 

شکل: استفاده از جک ها (شمعها) ی نگهدارنده تیرچه ها برای بتن ریزی. این جکها را می توان طوری اجرا نمود که به ازای هر دو متر طول تیرچه حدود 2 میلیمتر وسط تیرچه را بالاتر نگهدارد تا بعد از بتن ریزی این خیز حذف شود.

 

 

2- دقت نمایید تا سر تیرچه ها از بال تیرآهن جدا نشده باشد. گاهی بر اثر بی دقتی در نصب جکهای زیر سقف تیرچه ها از روی بال تیرآهن جدا شده و بالاتر قرار میگیرد. این جکها باید به نحوی اجرا شود که میلگردهای دو سر تیرچه روی بال تیرآهن قرارگیرد..

شکل: سر تیرچه که از روی بال تیرآهن بلند شده است.

شکل: سر تیرچه که از روی بال تیرآهن بلند شده است.

 

3- در صورتی که تیرچه به یک تیرآهن منتهی میگردد میبایست با استفاده از میلگرد ممان(لنگر) منفی، تیرچه به تیرآهن مهار شود تا در زمان زلزله دچار گسیختگی نگردد.

شکل: نمونه میلگرد ممان منفی و نحوه اجرای آن.

4- در شکل زیر میلگردهای ممان منفی نشان داده شده است، این میلگردها موجب میشود تا سقف شما به صورت یکپارچه عمل کرده و ایمنی آن بسیار بالا رود. توجه داشته باشید که هر تیرچه باید توسط این میلگردها به تیرآهن باربر خود متصل گردد. در محل هایی که دو تیرچه در امتداد هم مطابق شکل بعدی به یک تیرآهن متصل میگردند باید بوسیله میلگردهای ممان منفی تیرچه ها را به تیرآهن متصل نمائیم .

شکل: میلگرد ممان منفی بین تیرچه­های دو طرف یک تیرآهن.

 


 

5- ضخامت بتن بر روی سقف باید حداقل  5 سانتی متر باشد. برای آنکه بتوانید این ضخامت را به دست آورید کافی است حدود 4 قطعه نیمه آجر را بر روی 4 نقطه مختلف از بلوک های سقفی بگذارید ، بتن میبایست پس از اجرا لبالب آجرها گردد.

 

6- میلگردهای حرارتی بر روی سقف باید به صورت شبکه ایی با اضلاع 25 سانتی متر اجرا گردد. شبکه­ای که در شکلهای بعدی می­بینید با اضلاع 25 سانتی متر میباشد.

 

شکل: شبکه میلگرد­های سقف با فاصله­های 25 سانتی متر در دوجهت.

تذکر: میلگردهای مصرفی میبایست کاملاً صاف باشد.

شکل: نمونه شبکه آرماتورهای منظم و صاف.

شکل: نمونه شبکه آرماتورهای نامنظم و ناصاف.

 

7- بتن مصرفی بر روی سقف حتما میبایست به صورت یکپارچه اجرا شود و نباید بین بتن ریزی فاصله ایی ایجاد گردد.

شکل: بتن ریخته شده و رها شده که سفت شده است و هنگام ریختن بتن سقف باعث ازبین رفتن مقاومت این قسمت می شود.

 

شکل: بتن­ریزی نباید در چند مرحله با فاصله زمانی زیاد انجام شود. ریختن قسمتی از بتن و گذشت زمان طولانی (بیش از چند ساعت) باعث خرابی عملکرد سقف و کاهش مقاومت آن می شود.

 

 

 

8- قبل از بتن ریزی باید سقف از هرگونه آلودگی همچون بتن خشک شده، شن و ماسه و یا خرده های سفال در مقاطع حساس همچون محل اتصال تیرچه به سقف پاک شود.

شکل: 1: محل بتن ریزی که مملو از آلودگی و مواد زاید می­باشد. این مواد زاید باعث ناپیوستگی بتن و از بین رفتن مقاومت می­شود. 2: وجود آشغال در روی بال تیر آهن باعث می شود در لرزش­های زلزله سقف از تیرآهن جدا شود. 3: مهندس ناظر نباید اجازه بتن­ریزی قبل از تمییز کردن محل را به پیمانکار بدهد.

 

 

بیاموزیم: برای شیب بندی سقف تنها از پوکه معدنی یا خرده آجرهای سفالی که سبک هستند استفاده نمایید. سقف هرچه سبک تر باشد ایمنی آن بالاتر است.

...................................................................................................................................

 

نگهداری بتن سقف

 

با توجه به اینکه سقف دارای سطح وسیعی می­باشد لذا نگهداری بتن آن از اهمیت و دقت بالایی برخوردار است. بتن سقف به سرعت ترک خواهد خورد. بنابراین باید موارد زیر در نگهداری بتن رعایت شود.

  • بتن سقف باید تا 3 روز مداوم آب پاشی شود و حداقل تا 7 روز مرطوب نگه داشته شود.

  • استفاده از گونی در این زمینه توصیه می­شود.

  • گونی کشیدین روی سقف باعث مصرف آب کمتر، اطمینان بیشتر و کیفیت بهتری می­شود

  • ..............................................................................................................................

دیوار چینی داخلی

 

توجه به نحوه اجرای صحیح یک دیوار کمک بسیار مهمی در بالا بردن ضریب اطمینان یک منزل مسکونی در برابر زلزله می­کند.

            توجه به نکات مهم و ساده­ای که در دیوار چینی وجود دارد می­تواند کمک زیادی به ایمن سازی ساختمان در برابر زلزله نماید.

1 . دیوار حتما باید به کمک سنجاقکهایی که در شکل زیر نشان داده شده است به ستون متصل گردد.

 

شکل: سنجاقک­هایی که به ستون متصل شده و در داخل دیوار قرار می­گیرند تا اتصال بین دیوار و ستون را تامین کنند.

 

 

 

 

بیاموزیم:

             شما با توجه به آنچه در این دفترچه مشاهده کردید می­توانید به عنوان صاحب کار (کارفرما) به روند اجرایی پیمانکار اشراف داشته باشید. توجه داشته باشید که:

1- مهندس ناظر موظف است در تمام لحظات بتن­ریزی توسط پیمانکار در محل ساختمان حضور داشته باشد.

2- مهندس ناظر موظف است قبل از ریختن بتن، بتن را به صورت چشمی کنترل و اسلامپ، روانی و کارایی آن را کنترل نماید.

3- مهندس ناظر موظف است پس از پایان هر کدام از مراحل ساخت، قبل از شروع مرحله بعدی و قبل از اینکه حاصل کار پیمانکار در نتیجه عملیات بعدی مخفی شود، کار را کنترل و درصورتی که مطابق با اصول و مقررات فنی باشد اجازه ادامه کار را به پیمانکار بدهد.

4- در صورتی که مهندس ناظر به موقع در محل ساختمان حضور نداشته باشد و یا تذکرات لازم را به پیمانکار ندهد، موضوع را به صورت کتبی به دفتر فنی شهرداری و ستاد معین مربوط گزارش دهید.

5- در صورتی که مهندس ناظر دستور اصلاح قسمتی از کار را به پیمانکار بدهد، پیمانکار موظف است با هزینه خودش کار را مطابق مشخصات فنی و نظر ناظر اصلاح نماید.

6- در صورت مشاهده هرگونه نقص فنی در عملیات اجرایی پیمانکار موضوع را کتبا به مهندس ناظر اطلاع دهید و در صورتی که مهندس ناظر موضوع را پیگیری نکرد موضوع را سریعا به صورت کتبی به دفتر فنی شهرداری گزارش دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:46  توسط حسین نقی زاده  | 

 

 

             

 

شیشه مایعی است بسیار سرد شده و در حرارتی پایین تر از نقـطه انجماد آن ، در حالت مایع قـرار دارد و به طور عمومی ، جسمی است شـفـاف که نور به خوبی از آن عبور می کند و پشت آن به طور وضوع قابل رویت است .

 

     دید کلی :

     شیشه از نظر ساختمان مولکولی در حالت جامد آرایش مولکولی نامنظم دارد . در درجه حرارت های بالا شیشه مثل هر مایع دیگری رفتار می کند . اما با کاهش دما گرانروی آن به طور غـیر عادی افزایش می یابد و باعـث می شود مولکول ها نتوانند در آرایشی که مورد نیاز بلور است ، قرار گیرند . به این ترتیب شیشه از نظر ساختمان مولکولی مانند مایعات نامنظم است ولی این ساختمان غـیر منظم دیگر متحرک نیست .

    شیشه جسمی سخت است که سختی آن حدود 8 می باشد و همه به جز الماس ها را خط می اندازد . وزن مخصوص شیشه 5/2 گرم بر سانتی متر مکعب بوده و بسیار ترد و شکننده است . شیشه در مقابل تمام مواد شیمیایی حتی اسیدهای قوی و بازها مقاومت کرده و تحت تاثیر خورندگی واقع نمی شود ، به همین عـلت ظروف آزمایشگاهی را از آن می سازند . فقط اسید فلوئوریک اچ اف بر آن اثر داشته و شیشه را در خود حل می کند .

 

   تاریخچه :

    شیشه گری یکی از قدیمی ترین حرفه هایی است که بشر بدان اشتغال داشته است . مصری ها سازنده اولین اشیای شیشه ای بوده اند که ظروف به دست آمده از حفاری مصر قدمت 5 هزار ساله دارد . رومیان نیز از فن شیشه گری مهارت داشته اند . در این صنعت از سایرین پیشرفته تر بودند . رونق شیشه سازی در نخستین ادوار تاریخ اسلامی صورت گرفته است ، زیرا هـنری بود که در مساجد و زیارتگاه ها و تزیینات مـذهـبی جلوه خاصی داشته و مورد استفاده قرار می گرفـت . در ایران نیز ساختن شیشه قـدمت چند هزار ساله دارد . نخستین واحد ماشینی تولید شیشه ساختمانی در ایران در سال 1340 شروع به کار کرد .

 

                   شیشه شکسته

 

     ترکیبات سازنده شیشه :

    اجزای اصلی تشکیل دهنده شیشه :

     با نگاه به جدول عناصر ، کمتر عنصری را می توان یافت که از آن شیشه به دست نیاید ولی سه ماده کربنات دو سود ، سنگ آهک و سیلیس مواد اصلی تشکیل دهنده شیشه می باشند . مواد شیشه ساز مورد تایید موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران عبارتند از سیلیس ، دی اکسید بور ، پنتا اکسید فسفر که از هـر یک به تنهایی می توان شیشه تهیه کرد .

 

    گداز آورها :

     کربنات سدیم ، کربنات پتاسیم و خرده شـیشـه ، سـیلـیکات سدیم و سـلـیـس با گدارآورها می باشند در آب حل می شوند و از شفافیت شیشه به تدریج کم می کنند به هـمین عـلـت است که اغلب شیشه های مصرف شده در گـلخانه پس از چند سال کدر می شوند و نور از آن ها به خوبی عـبور نمی کند . 

 

    تثبیت کننده ها :  

     برای آن که مقاومت شـیشـه را در مقابل آب وهـوا ثابت کنیم باید اکسـیدهای دوظرفـیتی باریم ، سرب ، کـلسیم ، مـنـیزیم و روی به مـخـلـوط اضافه کنیم که به این عـناصر ثابت کـننده می گـویند .

 

     تصفـیه کننده ها :  

     تصفیه کننده ها موجب کاستن حباب هوای که وجود در شیشه می شوند و بر دو نوع اند :

     1 ) فـیزیکی : سولفات سدیم ، کلرات سدیم با ایجاد حباب های بزرگ ، حباب های کوچک را جذب و از شیشه مذاب خارج می کنند .

   

  2 ) شیمیایی : املاح آرسنیک و آنتیموان ترکیباتی ایجاد می کنند که حباب های کوچک داخل شیشه را از بین می برند .

 

تا اینجا به مواردی اشاره کردیم که عدم وجودشان در مواد اولیه باعـث از بین رفتن مرغـوبیت کالا می شد . حال چند ماده دیگر که به نوعـی در تولید شیشه سهیم هستند ، اشاره می کنیم .

 

     افزونی ها :

    1 ) استفاده از بوراکس به جای اکسید و کربنات سدیم ( گدارآور ) که در اثر حرارت به سدیم اکسید و  بورم اکسید  تجزیه می شود و در واقع به جای هر دو ماده عمل می کند .

    2 ) استفاده از نیترات سدیم برای از بین بردن رنگ سبز شیشه ( ناشی از اکسید آهن که همراه مواد دیگر وارد کوره می شود . )

    3 ) استفاده از اکسید منگنز که باعـث مقاومت بیشتر در مقابل عـوامل جوی و شفاف تر شدن شیشه می شود .

    4 ) استفاده از اکسید سرب به جای  کلسیم اکسید برای ساختن شیشه های مرغـوب بلور که باعـث درخشندگی شیشه می شوند .

    5 ) برای ساختن بلور مرغـوب از اکسـید نقـره اسـتفاده می کنند .

    6 ) اسـتفاده از فلدسپار که باعـث مقاومت بهتر در مقابل مواد شیمیایی می شود .

    7 ) برای این که شیشه در برابر اسید فلوئوریدریک هم مقاوم باشد ، ترکیباتی از فـسـفـات به آن می افزایند .

    8 ) استفاده از خرده شیشه که به ذوب مواد سرعت بیشتری می دهد .

    9 ) استفاده از اکسید فلزات برای تهیه شیشه های رنگی .

    10 ) اکسید سزیم برای جذب پرتوفروسرخ و اکسیدبر ، برای ازدیاد مقاومت حرارتی مورد استفاده قرار می گیرند .

    دو نمونه از عـناصر تشکیل دهنده که عـمومیت بیشتری دارند در زیر ذکر می کنیم .

 

     ترکیبات (1) : اکسید سیلیسیم حدود 74 تا 80 درصد و بقیه شامل پر اکسید سـدیم تا 15 درصد و اکسـید کلسیم 7 تا 12 درصد اکسـید منیزیم 2 تا 4 درصد و 2 درصد هم عـناصر دیگر چون آهن(ш) اکسید ، آلومینیوم اکسید ، منیزیم اکسید ، تیتانیم فسفید ، سیلیسیم تری اکیسد .

    ترکیبات (2) : اکسـید سـیـلـیـسـیـم در حدود 73 درصد ، اکسـید سـدیم 15 درصد ، اکسـید کـلـسـیم 55/5 درصد ، اکـسـید منیزیم 6/3 درصد ، اکـسـید آلـومـیـنـیـوم 5/1 درصد ، اکـسـید بور و اکـسـید پتاسـیم هر کدام 4/0 درصد ، اکـسـید آهن و اکـسید سـیلـیـسـیم 6 ظرفـیتی هـریک 3/0 درصد .

     عـلاوه بر موارد بالا هـمـیشـه مـقـداری خرده شـیشـه نیز با این مواد وارد کوره می گـردد . 

 

 

                         شیشه های رنگی 1

 

    انواع شیشه و کاربرد آن ها :

    شـیشـه به اشکال مختلف مورد اسـتفاده قرار می گیرد . در ساخت وسایل تزیینی مانند گل ، تابلو و ... ، در ساختن ظروف آزمایشگاهی و یا ظروف آشپزخانه چون : لیوان ، بطری و ... و در پایان در ساختن شیشه های مسطح که در دو نوع ساده و مشجر عرضه می گردد و مصارف مخـتـلـفی دارد که عـمده ترین آن به عـنوان در و پنجره در کارهای ساختمانی است که به شکل های مختلف از شامل : شیشه های شفاف ، نیمه شفاف و رنگی ، جاذب حرارت ، ایمنی ، دوجداره ، سکوریت و ... . وجود دارد. خم چنین در آینه سازی ، صنایع نشکن ، صنایع یخچال سازی ، میزهای شیشه ای ، انواع شیشه رومیزی و تیغه کاری ساختمان کاربرد دارد .

     شیشه رنگی :

     به دو طریق می توان شیشه رنگی به دست آورد .

     1 . با افـزودن و کم کردن بعضی مواد شیمیایی در مصالح اولیه تهیه شیشه . برای نمونه اکسیدهای مسی به شیشه رنگ های مختلف قرمز می دهند و رنگ آبی پر رنگ به وسیله اکسید کبالت به دست می آید . رنگ زرد با افزودن اکسید اورانیوم و کادمیوم حاصل می شود .

     2 . شیشه سفید را در شیشه مذاب رنگی فـرومی کنند تا دو روی آن رنگی شود . شیشه های رنگی در ویترین مغازه ها ، نمایشگاه ها ، آزمایشگاه ها و ساختمان های صنعتی به کار می روند .

 

شیشه ضد آتش ( پیرکس )

     همراه مواد اولیه این شیشه ها در مقابل حرارت ، مقاومت زیادی دارند ، مقدار زیادی اکـسـید بوریک به کار می رود و سـیلـیس آن ها از انواع شیـشـه های معمولی بیشتر است . معمولا از آن ها به عنوان ظروف آزمایشگاه و آشپزخانه و یا در جلوی بخاری های دیواری و اجاق ها استفاده می نماید .

 

شیشه مسطح

     این نوع شیشه را با اضافه نمودن توری فلزی ، میان شیشه می سازند و بیشـتر برای درهای ورودی ، کارگاه ها ، موتورخانه ها ، آسانبرها و هـر جایی که خطر شکـسـتن و فرو ریختن شیشه وجود دارد ، استفاده می نمایند .

 

شیشه دو جداره ( مضاعف )

     این نوع شیشه از دو لایه ساده و گاهی رنگی که به موازات یکدیگر قرار گرفته اند و لبه ها یا درز های آن ها هوابندی شده است و فضای بین آن ها با مواد خشک کننده ای مانند ســیـلــیکــاژل پر و یا  در بعضی از موارد بین دو لایه خلا ایجاد می شود . این نوع شیشه که عایق گرما ، سرما و صداست در بسیاری از ساختمان ها مانند فرودگاه ها ، هتل ها و بیمارستان ها به کار می رود .

 

شیشه سوکریت

     در این حالت ، شیشه مجددا تا حدود 700 درجه سانتی گراد حرارت داده شده و بعد به طور ناگهانی و تحت شرایط خاص و نظارت شده ای سـرد می شود . این عمل باعث کاهش افزایش مقاومت شیشه ( حدود 3 الی 5 برابر ) در مقابل ضربه و نیز شوک های حرارتی می شود . این شیشه ها در صورت شکستن ، به ذرات ریز و مکعب شکل تقسیم می شوند که آسیب رسان نیسـتند . از این نوع شـیشـه در ویترین فروشگاه ها ، درهای شـیشـه ای  و پنجره های جانبی خودروها استفاده می شوند .

 

شیشه نشکن

     این نوع شیشه ها شامل دو یا چند لایه شیشه اند که به وسیله ورقه هایی از نایلون شفاف تحت حرارات و فشار به هم متصل می شوند . همچنین بعضی از انواع شیشه های طلق دار به عنوان عایق صوتی ، جاذب حرارت ، کاهنده شفافیت و شیشه ایمنی به کار برده می شوند . وقتی که این شیشه ها می شکنند ، خاصیت کشسانی نایلون ، مانع از پخش و پراکندگی ذرات شیشه می شود . از جمله کاربردهای این نوع شیشه ها در خودرو ها و ویترین مغازه هایی که اشیا گران قیمت می فروشند استفاده می گردد . ممکن است شیشه نشکن را از جنس شیشه سکوریت بسازند .

 

شیشه انعکاسی  ( بازتابنده ) ( ریفلکس )

       در این نوع شیشه ها ، یک سطح شیشه با یک پوشش منعکس کننده نور و حرارت و از جنس فلز یا اکسید فلزی دارای این خاصیت ، پوشانده می شود . این نوع شیشه ها ، نور خورشید رامنعکس می کنند و در کاهش حرارت و درخشندگی نور موثرند . اگر در روشنایی روز از بیرون به شیشه انعکاسی نگاه کنیم مشاهده می کنیم که تصاویر اطراف را مانند آینه باز می تاباند و اگر از داخل به بیرون نگاه کنیم شیشه کاملا شفاف خواهد بود . شب ها پدیده مذکور برعکس است یعنی شیشه از خارج شفاف و از داخل مانند آینه است این شیشه با انعکاس نور خورشید ، حرارت ناشی از تابش خورشید را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد و در نتیجه باعث صرفه جویی در هزینه های احداث ، راه اندازی و نگهداری دستگاه های تهویه و تبدیل می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:28  توسط حسین نقی زاده  | 

واحد تولید قطعات بتنی پرس شده:

این واحد با بهره گیری از یک دستگاه پرس 70 تن و یک میز ویبره با قدرت 4000 RPM (ویبره و پرس توام) امکان تولید محصولات بتنی کم حجم و کوچک مانند انواع جداول خیابانی، کانیو، کفپوشهای بتنی (پریورس)، انواع بلوکهای ساختمانی از قبیل بلوک نما، دیواری و بلوک سقفی را دارد. در ضمن امکان تولید هر نوع محصول بتنی از ارتفاع 3 الی 30 سانتیمتر را نیز داشته که این امر نیاز به انجام سفارش جهت خرید قالب مربوطه را دارد.
مهمترین مزیت این گونه محصولات دوام و کارایی بالای آنها به دلیل کیفیت بتن مصرفی (بتن بدون اسلامپ Low slump concrete ) و همچنین تولید در شرایط یکسان و کارخانه ای میباشد.
در خاتمه لازم به ذکر است این دستگاه جدیدترین دستگاه در نوع خود در ایران می باشد که ساخت کشور اسپانیا بوده و کیفیت تولید بسیار بالائی دارد.

دستگاه پرس 70 تن – شرکت کیش بتن جنوب


واحد تولید قطعات بتنی پیش ساخته پیش تنیده:

این واحد جهت تولید قطعات بتنی پیش ساخته تنیده راه اندازی گردیده که محصولات آن جهت اجرای انواع پوششهای باربر سازه ای از قبیل انواع سقف با کاربریهای مختلف، درپوش کانالهای تاسیسات شهری، انواع پوششهای صنعتی و امثالهم را دارد.
محصولات این واحد نیز بدلیل کیفیت و نوع بتن مصرفی (بتن بدون اسلامپ Low slump concrete
)، تولید در شرایط کنترل شده و همچنین بهره گیری از مدرنترین ماشین آلات روز دنیا، دارای دوام و طول عمر بالاتری نسبت به انواع محصولات سنتی میباشد.
از مهمترین مزایای این گونه تولیدات، امکان پوشش دهانه های بزرگتر (حداکثر تا 12 متر)، سرعت نصب بسیار بالا، کیفیت یکسان و کنترل شده، حذف ستونهای اضافه و کاهش وزن سازه، و همچنین قیمت مناسب آنها میباشد.

دستگاه تولید قطعات پیش تنیده.
شرکت کیش بتن جنوب

واحد تولید بتن آماده:

تجهیزات این واحد شامل دو دستگاه بچینگ تمام اتوماتیک، هفت دستگاه تراک میکسر و سه دستگاه پمپ انتقال بتن میباشد. مجموع ظرفیت تولید و توزیع روزانه بتن کیش بتن معادل 710 متر مکعب میباشد.
لازم به ذکر است تمامی مصالح مصرفی جهت تولید محصولات پیش ساخته و همچنین بتن آماده این کارخانه از معادن میناب و بندرعباس تهیه و کلیه آنها در هنگام ورود توسط آزمایشگاه اختصاصی کارخانه مورد بازبینی و کنترل قرار میگیرد. در ضمن نمونه برداری و انجام آزمایشهای لازم از کلیه بتنهای تولیدی نیز بطور روزانه انجام میشود.

بچینگ شماره یک شرکت کیش بتن جنوب

آزمایشگاه کنترل کیفیت:

با توجه به لزوم رعایت استانداردها و نکات فنی لازم در تولید مصالح ساختمانی و همچنین بمنظور حفظ کیفیت محصولات تولیدی، این کارخانه اقدام به راه اندازی آزمایشگاه اختصاصی نموده و کلیه آزمایشهای لازم روی مصالح ورودی و همچنین محصولات تولیدی را بصورت مستمر و روزانه انجام میدهد.
نمونه ای از تجهیزات آزمایشگاه اختصاصی کیش بتن جنوب

امکانات بالقوه شرکت کیش بتن جنوب:

با توجه به علاقه این مجموعه به سرمایه گذاری جدید در زمینه های مختلف و همچنین در صورت انعقاد قراردادهای لازم، این امکان وجود دارد که نسبت به خرید و یا وارد نمودن تکنولوژی لازم جهت بهره گیری از امکانات روز دنیا را دارا میباشد. پاره ای از این امکانات به شرح زیر جهت استحضار معرفی میگردد:
1- تهیه دستگاه پرس با قدرت 600 تن جهت تولید محصولات بتنی پرمقاومت و پردوام از انواع جداول خیابانی، قطعات مربوط به مبلمان شهری از قبیل صندلی و سکوهای بتنی در اشکال مختلف، کفپوشهای نمادار و غیره.
2- دستگاه نصب پریورس ماشینی: با استفاده از این دستگاه امکان پوشش کف پیاده روها و همچنین سایر مکانهای مورد نیاز تا روزانه حداکثر 1000 متر مربع (با توجه به ظرفیت دستگاه) وجود دارد. به پیوست مشخصات دستگاه فوق ارائه میگردد.
3- وارد نمودن تکنولوژی بتن غلطکی (RCCP ) : با استفاده از این روش علاوه بر افزایش طول عمر خیابانها در برابر عوامل جوی، ضربه پذیری و سایش، در زمینه مسائل زیست محیطی و کاهش دمای خیابانها نیز تاثیر بسزائی دارد. لازم به ذکر است که این کارخانه در این زمینه امکان ارائه مشاوره فنی لازم و همچنین اجرای این نوع محصول را نیزدارد.
4- امکان تولید بتنهای پرمقاومت High performance concrete .
5- امکان تولید بتن خود ویبره Self compaction concrete .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:26  توسط حسین نقی زاده  | 

 

۱.براندازه گیری عملیات خاكی در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده می شود.ای

۲. آجر خطائی ، آجری است كه در اندازهای ۵×۲۵×۲۵ سانتیمتر در ساختمانهای قدیمی برای فرش كف حیاط و غیره بكار می رفت.

۳. چنانچه لازم باشد در امتداد دیواری با ارتفاع زیاد كه در حال ساختن آن هستیم بعدا دیوار دیگری ساخته شود باید لاریز انجام دهیم.

۴. هرگاه ابتدا و انتهای یك دیوار در طول دیوار دیگری بهم متصل شود ، به آن دیوار در تلاقی گفته می شود.

۵. در ساختمانهای مسكونی (بدون زیرزمین)روی پی را معمولا بین ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر از سطح زمین بالاتر می سازند كه نام این دیوار كرسی چینی است.

۶. قوس دسته سبدی دارای زیبایی خاصی بوده و در كارهای معماری سنتی استفاده می شود.

۷. حداقل ارتفاع سرگیر در پله ۲ متر می باشد.

۸. ویژگیهای سقف چوبی :الف)قبلا عمل كلافكشی روی دیوار انجام می گیرد ب)عمل تراز كردن سقف در كلاف گذاری انجام می شود ج)فاصله دو تیر از ۵۰ سانتیمتر تجاوز نمی كند د)تیرها حتی الامكان هم قطر هستند.

۹. گچ بلانشه كندگیر بوده ولی دارای مقاومت زیاد مانند سیمان سفید است.

۱۰. به سیمان سفید رنگ معدنی اكسید كرم اضافه می كنند تا سیمان سبز به دست آید.

۱۱. سنگ جگری رنگ كه سخت ، مقاوم و دارای رگه های سفید و در سنندج و خرم آباد فراوان است.

۱۲. دستگاه كمپكتور ، دستگاهی است كه فقط سطوح را ویبره می كند ، زیر كار را آماده و سطح را زیر سازی می كند.

۱۳. عمل نصب صفحات فلزی (بیس پلیتها) در زمان ۴۸ ساعت بعد از بتن ریزی صورت می گیرد.

۱۴. زمانی كه خاك (زمین) بسیار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از یك كیلوگرم بر سانتیمتر مربع باشد از فونداسیون پی صفحه ای استفاده می گردد.

۱۵. قطر دایره بتون خمیری ، بر روی صفحه مخصوص آزمایش آب بتون ، حدود ۳۰ تا ۳۵ سانتیمتر می باشد.

۱۶. حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز ۱۶۰۰ درجه می باشد.

۱۷. نام آجری كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نیم لایی نامیده می شود.

۱۸. نام دیوارهای جداكننده و تقسیم پارتیشن نام دارد.

۱۹. عمل برداشتن خاك كف اطاق و ریختن و كوبیدن سنگ شكسته بجای آن را بلوكاژ می گویند.

۲۰. زمین غیر قابل تراكم هوموسی نامیده می شود.

۲۱. عمق پی های خارجی یك ساختمان در مناطق باران خیز حداقل ۵۰ سانتیمتر است.

۲۲. نام فضای موجود بین دو ردیف پله چشم نامیده می شود.

۲۳. در سقف های چوبی حداكثر فاصله دو تیر ۵۰ سانتیمتر است.

۲۴. سیمان نوع اول برای دیوارها و فونداسیونهای معمولی استفاده میگردد.

۲۵. اكسید آهن را برای تهیه سیمان قرمز رنگ ، با كلینگر سیمان سفید آسیاب می كنند.

۲۶. نام دیگر لوله های سیاه بدون درز مانسمان نام دارد.

۲۷. سریعترین و عملی ترین وسیله اجرای اتصالات ساختمان ،پلها و نظایر جوش می باشد.

۲۸. حاقل درجه حرارت برای بتن ریزی ۱۰ درجه می باشد.

۲۹. ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك باید بین ۱ تا ۲ سانتیمتر باشد.

۳۰. اندود زیر قیروگونی ، ماسه سیمان است.

۳۱. چنانچه گودبرداری از سطح زمین همسایه پائین تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها ۵/۲ متر می باشد.

۳۲. در پی كنی های كم عمق در زمین های ماسه ای حدود زاویه شیب ۳۰ تا ۳۷ درصد می باشد.

۳۳. برای ایجاد مقاومت مناسب در طاق ضریس حداقل خیز قوس باید ۳ سانتیمتر باشد.

۳۴. لوله های مانسمان سیاه و بدون درز ، گاز رسانی

۳۵. در بتون ریزی دیوارها و سقفها ، صفحات قالبی فلزی مناسب ترند.

۳۶. از اسكدیپر برای خاكبرداری ، حمل ، تخلیه و پخش مواد خاكی استفاده می گردد.

۳۷. اتصال ستون به فونداسیون به وسیله ستكا انجام می گیرد.

۳۸. برای لوله كشی فاضلاب یهتر است از لوله چدنی استفاده گردد.

۳۹. پر كردن دو یا سه لانه از تیرآهن لانه زنبوری در محل تكیه گاهها جهت ازدیاد مقاومت برشی است.

۴۰. بهترین و با استفاده ترین اتصالات در اسكلت فلزی از نظر استحكام و یك پارچگی اتصالات با جوش است.

۴۱. ارتفاع كف داربست جهت اجرای طاق ضربی تا زیر تیرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتیمتر.

۴۲. در ساختمانهای مسكونی كوچك (یك یا دو طبقه) قطر داخلی لوله های گالوانیزه برای آب رسانی باید ۲/۱ اینچ باشد.

۴۳. وجود سولفات سدیم،پتاسیم و منیزیم محلول در آب پس از تركیب با آلومینات كلسیم و سنگ آهك موجود در سیمان سبب كم شدن مقاومت بتون می گردد.

۴۴. زمان نصب صفحات بیس پلیت معمولا باید ۴۸ ساعت پس از بتون ریزی فونداسیون انجام شود.

۴۵. برای ساخت بادبند بهتر است از نبشی ، تسمه ، ناودانی و میلگرد استفاده گردد.

۴۶. هدف از شناژبندی كلاف نمودن پی های بنا به یكدیگر و مقاومت در برابر زلزله می باشد.

۴۷. سقفهای كاذب معمولا حدود ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر پایین تر از سقف اصلی قرار می گیرد.

۴۸. قلاب انتهایی در میلگردهای یك پوتربتونی برای عامل پیوند بیشتر آرماتور در بتون می باشد.

۴۹. حد فاصل بین كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره میگویند.

۵۰. در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلی ستون بوسیله چوب چهارتراش مهار می گردد.

۵۱. طول پله عبارت است از جمع كف پله های حساب شده با احتساب یك كف پله بیشتر.

۵۲. آجر جوش بیشتر در فونداسیون مورد استفاده قرار می گیرد.

۵۳. اثر زنگ زدگی در آهن با افزایش قلیایت در فلز نسبت مستقیم دارد.

۵۴. از امتیازات آجر لعابی صاف بودن سطوح آن ، زیبایی نما ، جلوگیری از نفوز آب می باشد.

۵۵. در كوره های آجرپزی بین خشتها صفحه كاغذی قرار می دهند.

۵۶. بهترین نمونه قطعات كششی ضلع تحتانی خرپاها می باشد.

۵۷. تیرهای بتن آرمه، خاموتها(كمربندها) نیروی برشی را خنثی می كنند.

۵۸. چسبندگی بتون و فولاد بستگی به اینكه آرماتورهای داخل بتون زنگ زده نباشد.

۵۹. شیره یا كف بتون زمانی رو می زند كه توسط ویبره كردن هوای آزاد داخل بتون از آن خارج شده باشد.

۶۰. آلوئك در اثر وجود دانه های سنگ آهن در خشت خام در آجرها پدیدار می گردد.

۶۱. خشك كردن چوب به معنی گرفتن شیره آن است.

۶۲. لغاز به معنی پیش آمدگی قسمتی از دیوار.

۶۳. مقدار كربن در چدن بیشتر از سرب است.

۶۴. لوله های آب توسط آهك خیلی زود پوسیده می شود.

۶۵. آجر سفید و بهمنی در نمای ساختمان بیشترین كاربرد را دارد.

۶۶. آجر خوب آجری است كه در موقع ضربه زدن صدای زنگ بدهد.

۶۷. لاریز یعنی ادامه بعدی دیوار بصورت پله پله اتمام پذیرد.

۶۸. كرم بندی همیشه قیل از شروع اندود كاری گچ و خاك انجام می گیرد.

۶۹. برای خم كردن میلگرد تا قطر ۱۲ میلیمتر از آچار استفاده می گردد.

۷۰. اسپریس یعنی پاشیدن ماسه و سیمان روان و شل روی دیوار بتونی.

۷۱. برای دیرگیری گچ ساختمانی از پودر آهك شكفته استفاده می گردد.

۷۲. مشتو یعنی ایجاد سوراخهائی در سطح خارجی دیوارها جهت ساختن داربست.

۷۳. بتون معمولا پس از ۲۸ روز حداكثر مقاومت خود را به دست می آورد.

۷۴. پیوند هلندی از اختلاط پیوندهای كله راسته و بلوكی شكل می گیرد.

۷۵. وجود بند برشی در پیوند مقاومت دیوار را ضعیف می كند.

۷۶. كاملترین پیوند از نظر مقاومت در مقابل بارهای فشاری وارده پیوند بلوكی می باشد.

۷۷. قپان كردن در اصطلاح یعنی شاقولی نمودن نبش دیواره.

۷۸. خط تراز در ساختمان برای اندازه برداریهای بعدی و مكرر در ساختمان است.

۷۹. ضخامت و قطر كرسی چینی در ساختمانها بیشتر از دیوارهاست.

۸۰. پارتیشن میتواند از جنس چوب ، پلاستیك و فایبرگلاس باشد.

۸۱. از دیوارهای محافظ برای تحمل بارهای افقی و مایل استفاده می شود.

۸۲. ملات باتارد از مصالح ماسه ، سیمان و آهك ساخته می شود.

۸۳. مقدار عمق سطوح فونداسیونها از زمین طبیعی در همه مناطق یكسان نیست.

۸۴. ملات ساروج از مصالح آهك ، خاكستر ، خاك رس ، لوئی و ماسه بادی ساخته می شود.

۸۵. ملات در دیوار چینی ساختمان حكم چسب را دارد.

۸۶. ملات آبی اگر بعد از ساخته شدن از آب دور نگهداشته شود فاسد می گردد.

۸۷. در مجاورت عایقكاری (قیروگونی)از ملات ماسه سیمان استفاده می شود.

۸۸. برای ساخت ملات باتارد آب + سیمان ۲۵۰+آهك ۱۵۰+ ماسه

۸۹. پیه دارو تركیبی از مصالح آهك ، خاك رس ، پنبه و پیه آب شده

۹۰. ابعاد سرندهای پایه دار ۱ تا ۵/۱ عرض و طول ۵/۱ تا ۲ متر .

۹۱. معمولا برای كرم بندی دیوارهای داخلی ساختمان(اطاقها) از ملات گچ و خاك استفاده می شود.

۹۲. طرز تهیه گچ دستی یا گچ تیز عبارت است از مقداری آب + گچ بااضافه مقداری سریش.

۹۳. وجود نمك در ملات كاه گل موجب میشود كه در آن گیاه سبز نشود.

۹۴. هنگام خودگیری حجم گچ ۱ تا ۵/۱ درصد اضافه می شود.

۹۵. گچ كشته یعنی گچ الك شده ورزداده + آب.

۹۶. اندودهای شیمیایی در سال ۱۹۴۸ كشف شد كه تركیب آن پرلیت ، پنبه نسوز مواد رنگی و میكا می باشد كه بعد از ۸ ساعت خشك میشوند و بعد از دو تا سه هفته استحكام نهایی را پیدا می كنند و در مقابل گرما ، سرما و صدا عایق بسیار خوبی هستند.

۹۷. سرامیك بهترین عایق صوتی است ، زیرا سلولهای هوایی بسته ای دارد كه ضخامت آن ۶ تا ۱۰ میلیمتر است.

۹۸. آكوسیت نیز عایق خوبی برای صداست.

۹۹. اندازه سرندهای چشم بلبلی ۵ میلیمتر است.

۱۰۰. سرند سوراخ درشت به سرند میلیمتری مشهور است.

۱۰۱. اندودهای هوایی یعنی اندودی كه در مقابل هوا خودگیری خود را انجام می دهند.

۱۰۲. تركیب اندود تگرگی یا ماهوئی پودر سفید سنگ + سیمان رنگی +آب (در حالت شل) می باشد.

۱۰۳. وقتی با سنگ سمباده و آب روكار سیمانی را می شویند تا سنگهای الوان خود را نشان دهند به اصطلاح آب ساب شده می گویند.

۱۰۴. كار شیشه گذاری در آب ساب و شسته انجام می گیرد.

۱۰۵. فرق اندود سقف با دیئار در فضاهای بسته (مانند اطاق) این است كه اندود سقف سبك و دیوارها معمولی می باشد.

۱۰۶. مهمترین عامل استفاده از اندود در سقف های چوبی محافظت از آتش سوزی می باشد.

۱۰۷. سقفهایی با تیرآهن معمولی طاق ضربی و بتنی مسلح در درجه حرارت ۴۰۰ تا ۵۰۰ درجه تغییر شكل پیدا می كنند.

۱۰۸. ضخامت اندود گچ و خاك حدودا ۲ سانتیمتر است.

۱۰۹. توفال تخته ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتری كه تراشیده و سبك است.

۱۱۰. علت ترك اندود در سقفهای چوبی افت تیرهاست.

۱۱۱. سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عایق خوبی به حساب می آید.

۱۱۲. در زیر سازی سقف جهت اجرای اندود در كنار دریا از نی بافته شده بیشتر استفاده مس شود.

۱۱۳. توری گالوانیزه در نگهداری پشم شیشه در سقفهای سبك ، سطح دیوارهای قیراندود و سطح تیرآهنهای سقف كاربرد دارد.

۱۱۴. مصرف میلگرد جهت اجرای زیر سازی سقفهای كاذب ۹ عدد در هر متر مربع می باشد.

۱۱۵. موارد اصلی استفاده از سقفهای كاذب بیشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زیبایی آن می باشد كه شبكه آن حتما باید تراز باشد.

۱۱۶. بهتر است در سقفهای بتونی میله های نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ریزی كار گذاشته شود.

۱۱۷. در سقفهای كاذب مرتبط با هوای آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موی گوساله و آهك استفاده می شود.

۱۱۸. شالوده در ساختمان یعنی پی و فونداسیون.

۱۱۹. ابعاد پی معمولا به وزن بنا و نیروی وارده ، نوع خاك و مقاومت زمین بستگی دارد.

۱۲۰. در نما سازی سنگ ، معمولا ریشه سنگ حداقل ۱۰ سانتیمتر باشد.

۱۲۱. در فشارهای كم برای ساخت فونداسیونهای سنگی از ملات شفته آهك استفاده می شود و برای ساخت فونداسیونهایی كه تحت بارهای عظیم قرار می گیرند از ملات ماسه سیمان استفاده می شود.

۱۲۲. در ساختمان فونداسیونهای سنگی پر كردن سنگهای شكسته را میان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه ای می نامند.

۱۲۳. پخش بار در فونداسیون سنگی تحت زاویه ۴۵ درجه انجام می گیرد.

۱۲۴. در ساختمانهای آجری یك طبقه برای احداث فونداسیون اگر از شفته آهكی استفاده شود اقتصادی تر است.

۱۲۵. در پی های شفته ای برای ساختمانهای یك تا سه طبقه ۱۰۰ تا ۱۵۰ كیلو گرم آهك در هر متر مكعب لازم است.

۱۲۶. اصطلاح دو نم در شفته ریزی یعنی تبخیر آب و جذب در خاك.

۱۲۷. معولا سنگ مصنوعی به بتن اطلاق می شود.

۱۲۸. زاویه پخش بار فنداسیون بتنی نسبت به كناره ها در حدود ۳۰ تا ۴۵ درجه می باشد.

۱۲۹. بتن مكر برای پر كردن حجمها و مستوی كردن سطوح كاربرد دارد.

۱۳۰. مهمترین عمل ویبراتور دانه بندی می باشد.

۱۳۱. معمولا بارگذاری در قطعات بتنی بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز می باشد.

۱۳۲. از پی منفرد بیشتر در زمینهای مقاوم استفاده می شود.

۱۳۳. بتون مسلح یعنی بتن با فولاد.

۱۳۴. از نظر شكل قالبندی برای فونداسیونها قالب مربع و مسطیل مقرون به سرفه مس باشد.

۱۳۵. پی های نواری در عرض دیوارها و زیر ستونها بكار می رود و در صورتیكه فاصله پی ها كم باشد و با دیوار همسایه تلاقی نماید پی نواری بیشترین كاربرد را دارد.

۱۳۶. در آسمان خراشها ، معمولا از پی ژنرال فونداسیون استفاده می شود و وقتی از این نوع پی در سطحی بیش از سطح زیر بنا استفاده شود زمین مقاوم و بارهای وارده بیش از تحمل زمین است.

۱۳۷. هرگا فاصله پی ها از هم كم بوده یا همدیگر را بپوشند یا یك از پی ها در كنار زمین همسایه قرار گیرد از پی های مشترك استفاده می شود.

۱۳۸. اصطلاح ژوئن درز انبساط است.

۱۳۹. میتوان به جای دو پی با بار مخالف از پی ذوزنقه ای استفاده كرد.

۱۴۰. بهترین و مناسب ترین نوع پی در مناطق زلزله خیز پی رادیه ژنرال است.

۱۴۱. در اجرای شناژبندی جهت اتصال به فونداسیون معمولا شناژها از بالا و پایین همسطح هستند.

۱۴۲. در كفراژبندی پی چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادی تر است.

۱۴۳. در عایق بندی از گونی استفاده می كنیم ،زیرا از جابجایی قیر جلوگیری می كند و حكم آرماتور را دارد كه در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن می شودكه در ۲ لایه گونی انجام می گیردكه گونی ها در لایه بعدی نسبت به لایه قبل با زاویه ۹۰ درجه برروی هم قرار می گیرند.

۱۴۴. زیر قیروگونی از اندود ملات ماسه سیمان استفاده می شود كه بعضی از مهندسان در زیر قیر اندود ملات ماسه آهك استفاده می كنند كه در اینصورت قیروگونی فاسد می شود.

۱۴۵. از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف می توانیم بجای عایق كاری استفاده كنیم كه ضخامت آن حدود ۴۰-۳۰ سانتیمتر خواهد بود.

۱۴۶. اگر در عایقكاری ، قیر بیش از حد معمول مصرف شود باعث می شود قیر در تابستان جابجا شود.

۱۴۷. عایقكاری قیروگونی می بایست از سر جانپناه حدودا ۲۰ سانتیمتر پایینتر شروع شود و قیروگونیی كه روی جانپناه كشیده می شود برای جلوگیری از نفوذ بارش با زاویه است.

۱۴۸. سطح فونداسیون به این دلیل عایق می شود كه از مكش آب توسط ملات دیوار چینی ها به بالا جلوگیری میكند.

۱۴۹. در عایقكاری عمودی روی دیوارهای آجری بهتر است كه از اندود ماسه سیمان استفاده شود.

۱۵۰. اصطلاح زهكشی یعنی جمع كردن و هدایت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشی باید به حدی باشد كه به پی ها نفوذ نكند.

۱۵۱. اگر توسط سفال زه كشی كنیم باید حتما درز قطعات را با ملات پركنیم.

۱۵۲. حداقل شیب لوله های زه كشی به سمت خوضچه ۲ تا ۴ درصد می باشد.

۱۵۳. حداقل شیب لوله های فاضلاب ۲ درصد است.

۱۵۴. برای جلوگیری از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب می كنند.

۱۵۵. علیترین نوع لوله كشی فاضلاب از نوع چدنی می باشد كه با این وجود در اكثر ساختمانها از لوله های سیمانی استفاده می شود كه ضعف این لوله ها شكست در برابر فشارهای ساختمان می باشد.

۱۵۶. سنگ چینی به سبك حصیری رجدار بیشتر در دیوار و نما سازی استفاده می شود.

۱۵۷. ضخامت سنگهای كف پله و روی دست انداز پنجره ۵/۴ سانتیمتر می باشد.

۱۵۸. جهت اتصال سنگهای نما به دیوار استفاده از ملات ماسه سیمان و قلاب مناسبتر می باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانیزه می باشد.

۱۵۹. سنگ مسنی معمولا در روی و كنار كرسی چینی نصب می شود و زوایای این سنگ در نماسازی حتما بایستی گونیای كامل باشد.

۱۶۰. در نما سازی طول سنگ تا ۵ برابر ارتفاع آن می تواند باشد.

۱۶۱. معمولا ۳۰ درصد از سنگهای نما بایستی با دیوار پیوند داشته باشند كه حداقل گیر سنگهای نما سازی در داخل دیوار ۱۰ سانتیمتر است.

۱۶۲. در بنائی دودكشها باستی از مخلوطی از اجزاء آجر استفاده شود.

۱۶۳. در علم ساختمان دانستن موقیعت محلی ، استقامت زمین ، مصالح موجود ، وضعیت آب و هوایی منطقه برای طراحی ساختمان الزامی می باشد.

۱۶۴. در طراحی ساختمان ابتدا استقامت زمین نسبت به سایر عوامل الویت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهای دستی همواره با زمین طبیعی جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاری نیست.

۱۶۵. زمینهای ماسهای فقط بار یك طبقه از ساختمان را می تواند تحمل كند.

۱۶۶. هنگام تبخیر آب از زیر پی های ساختمان وضعیت رانش صورت می گیرد.

۱۶۷. زمینی كه از شنهای ریز و درشت و خاك تشكیل شده دج نامیده می شود كه مقاومت فشاری زمینهای دج ۱۰-۵/۴ كیلوگرم بر سانتیمتر مربع می باشد.

۱۶۸. مطالعات بر روی خاك باعث می گردد وضع فونداسیون ، ابعاد و شكل آن بتوانیم طراحی كنیم.

۱۶۹. در صحرا برای آزمایش خاك از چكش و اسید رقیق استفاده می گردد.

۱۷۰. سیسموگراف همان لرزه نگار است.

۱۷۱. خاكی كه برنگ سیاه قهوه ای باشد مقاومتش بسیار عالی است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختی انجام می گیرد.

۱۷۲. سنداژیا گمانه زنی همان میله زدن در خاك و برداشت خاك از زمین می باشد.

۱۷۳. اوگر همان لوله حفاری است.

۱۷۴. خاك چرب به رنگ سبز تیره و دارای سیلیكات آلومینیوم آبدار است.

۱۷۵. معیار چسبندگی خاك این است درصد دانه های آن كوچكتر از ۰۰۲/۰ میلیمتر باشد.

۱۷۶. اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاری می شود.

۱۷۷. برای جلوگیری از ریزش بدنه و ادامه پی كنی و همین طور جلوگیری از نشست احتمالی ساختمان همسایه و واژگونی آن و جلوگیری از خطرات جانی باید دیوار همسایه را تنگ بست كه تحت زاویه ۴۵ درجه انجام می گیرد.

۱۷۸. دیوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه می سازند.

۱۷۹. پی سازی كف آسانسور معمولا ۴۰/۱ متر پایین تر از كفسازی است.

۱۸۰. قدیمی ترین وسیله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شیب را اصطلاحا رامپ می گویند كه حداكثر شیب مجاز آن ۱۲ درصد می باشد كه ات ۵/۲ درصد آن را میتوان افزایش داد.

۱۸۱. برای ساختن پله گردان بیشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده می شود.

۱۸۲. پله معلق همان پله یكسر گیردار است.

۱۸۳. پله آزاد در ورودی ساختمان به حیاط یا هال و نهار خوری استفاده می شود.

۱۸۴. پله های خارجی ساختمان حتی الامكان می بایست آجدار باشد.

۱۸۵. به فضای موجود بین دو ردیف پله چشم پله می گویند.

۱۸۶. فواصل پروفیل های جان پناه پله ۱۲-۷ سانتیمتر می باشد.

۱۸۷. شاخكهای فلزی جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تیر آهن پله متصل شود.

۱۸۸. سرگیر یا حدفاصل بین دو ردیف پله كه رویهم واقع می شوند حداقل ۲ متر می باشد.

۱۸۹. طول پله مساوی است با تعداد كف پله منهای یك كف پله.

۱۹۰. پیشانی پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق می شود.

۱۹۱. برای جلوگیری از سرخوردن در پله لب پله ها را شیار و اجدار می سازند و گاهی اوقات لاستیك می كوبند

۱۹۲. اتصال پله های بالا رونده به دال بتنی (پاگرد) یه روی دال بتنی متصل می شوند ولی پله های پایین رونده در دال بتنی بایستی به مقابل دال بتنی وصل شوند.

۱۹۳. اجرای جانپناه پله معمولا با مصالح چوبی زیاتر می باشد.

۱۹۴. پله هایی كه مونتاژ می شوند به پله های حلزونی معروف هستند.

۱۹۵. از نظر ایمنی اجرای پله فرار با مصالح بتنی مناسبتر است.

۱۹۶. تیرهای پوشش دهنده بین دو ستون (روی پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن یكنواخت و غی یكنواخت است.

۱۹۷. گره سازی در چهار چوبهای درب و پنجره و دكوراسیون بكار می رود.

۱۹۸. تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد می نامند.

۱۹۹. بالشتك بتونی در زیرسری تیرآهن های سقف مصرف می شود كه جنس آن می تواند فلزی ، بتونی زیر سری و بتونی مسلح باشد.

۲۰۰. در اجرای تیر ریزی سقف با تیرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتنی و پلیت مناسبتر است.

۲۰۱. بالشتك های منفرد زیرسری ، حداقل ریشه اش از آكس تیر ریزی سقف ۲۵ سانتیمتر است.

۲۰۲. اجرای مهار تیر ریزی سقف با میلگرد معمول تر می باشد.

۲۰۳. برای تراز كردن تیر ریزی سقف باید بوسیله سیمان همه در یك افق ترازی قرار گیرد.

۲۰۴. طاق ضربی از نظر ضخامت به سه دسته تقسیم می شودكه معمول ترین آن نیم آجره می باشد كه مهمترین عامل مقاومت در طاق ضربی خیز قوس مناسب است.

۲۰۵. در زمستان پس از دوغاب ریزی طاق ضربی ، بلافاصله بایستی كف سازی كامل روی سقف انجام شود.

۲۰۶. اگر هوا بارانی باشد پس از اتمام طاق ضربی نباید دوغاب ریخت.

۲۰۷. سقفهای بتنی قابلیت فرم(شكل) گیری بهتری دارند.

۲۰۸. وظیفه انسجام و انتقال نیروها در سقفهای بتنی بعهده آرماتور می باشد.

۲۰۹. اودكادر سقف های بتنی به منظور خنثی كردن نیروی برشی بكار می رود.

۲۱۰. بطور نسبی عمل بتون ریزی بین دو تكیه گاه می بایست حداكثر طی یك روز عملی شود.

۲۱۱. از ویژگی های سقفهای مجوف سبكی آن است كه در این سقف ها آرماتور گذاری بصورت خرپا می باشد.

۲۱۲. تفاوت سقف های پیش فشرده با سقف های مجوف سفالی كشیده شدن آرماتورها می باشد.

۲۱۳. حداقل زمان بریدن میلگردها در سقفهای پیش تنیده معمولا ۷ روز می باشد.

۲۱۴. نیروی كششی ذخیره شده در آرماتور سقفهای پیش تنیده عامل خنثی كننده نیروی فشاری است.

۲۱۵. در سقفهای مجوف هنگامی از تیرهای دوبل استفاده می شود كه دهانه و طول تیر زیاد باشد.

۲۱۶. قبل از ریختن پوشش بتون در اجرای تیرچه بلوكها ابتدا می بایست سطح تیرچه و بلوك مرطوب شود.

۲۱۷. اصطلاحا میش گذاری در بتن مسلح آرماتورهای شبكه نمره كم اطلاق می گردد.

۲۱۸. حداكثر فاصله دو تیر در سقفهای چوبی ۵۰ سانتیمتر می باشد.

۲۱۹. معمولا زمان باز كردن قالبهای مقعر در سقف های بتونی ۵ روز می باشد.

۲۲۰. استفاده از قالبندی مقعر بتنی در سقفهای اسكلت فلزی و بتنی معمولتر است.

۲۲۱. كابلهای برق در سقفهای مقعر داخل لوله های فولادی تعبیه می شود.

۲۲۲. در ساختمان هایی كه بیشتر مورد تهدید آتش سوزی بهتر است نوع بنا بتنی باشد.

۲۲۳. در كارخانه های صنعتی معمولا از سقف اسپیس دكس استفاده می شود.

۲۲۴. اصطلاحا مفهوم سرسرا همان سقف نورگیر است.

۲۲۵. در شیشه خورهای نورگیر سقف برای فضاهای وسیع از سپری استفاده میشود زیرا از خمش در طول جلوگیری می كند.

۲۲۶. مهمترین مزیت سقفهای كاذب آكوستیك بر ساقفهای كاذب عایق در برابر صدا می باشد.

۲۲۷. مهمترین مزیت سقفهای كاذب آلومینیومی عدم اكسیداسیون آن می باشد.

۲۲۸. روش جلوگیری از زنگ زدگی آرماتور در بتن این است كه جرم آن را می گیریم و داخل بتن قرار می دهیم.

۲۲۹. اتصال سقف كاذب در راستای دیوارها باعث پیش گیری از جابجایی سقف و تركهای موئین خواهد شد.

۲۳۰. قرنیز یكطرفه آب را به یك سمت منتقل می كند و هنگامی از قرنیز دو طرفه هنگامی استفاده می شود كه دو طرف دیوار آزاد باشد.

۲۳۱. قرنیز حتما باید آبچكان داشته باشد كه آبچكان شیاره زیر قرنیز می باشد.

۲۳۲. قرنیزی كه توسط آجر چیده می شود هره چینی می نامند.

۲۳۳. قرنیز پای دیوارهای داخلی به منظور جلوگیری از مكش آب توسط گچ و … و جلوگیری از ضربه ها و خراشها استفاده می شود و حتما باید آبچكان داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:24  توسط حسین نقی زاده  | 

 


مقدمه

به مجموعه‌ای از ذرات سنگی که از کمترین تخلخل برخوردارند و دانه‌های آن توسط دوغابی از سیمان به هم چسبیده باشند، بتن (Concreate) گفته می‌شود. به زبان دیگر ، بتن متشکل از یک جسم پرکننده (مصالح سنگی) و یک جسم چسبنده (آب و سیمان یا دوغاب سیمان) است. بتن به دلیل کارائیهای مثبتی که دارد، امروزه به عنوان یکی از پر مصرف ترین مصالح ساختمانی در آمده است.

کارائیهای بتن

اقتصادی بودن

حدود 80 درصد وزن بتن از مصالح سنگی ارزان قیمت درست شده است.

تنوع

با تغییر نوع و مقدار سیمان و مصالح سنگی و انجام برخی اعمال فیزیکی و شیمیایی می‌توان بتن‌هایی با خواص کاملا متفاوت تهیه کرد.

شکل پذیری

با کمترین مخارج می‌توان قطعاتی با اشکال مختلف از بتن تهیه کرد.

مکانیزه شدن

تهیه و تولید بتن را می‌توان به صورت مکانیزه انجام داد. به این وسیله می‌توان قدرت تولید بتن و کیفیت آن را افزایش و قیمت تمام شده آن را کاهش داد.

ویژگیهای مهم بتن

ویژگیهای مهم بتن شامل مقاومت ، وزن ، قابلیت کار و دوام است که از این میان مقاومت از اهمیت خاصی برخوردار است. مقاومت بتن بیش از همه به عواملی مانند نوع و مقدار سیمان ، کمیت و کیفیت آب مصرفی ، مشخصات فیزیکی و شیمیایی مصالح سنگی ، نحوه ساختن و عمل آوردن بتن و بالاخره نوع و سن بتن بستگی دارد.

تهیه بتن

مقدار کم بتن را معمولا بطور دستی می‌سازند. بتن را اغلب در حمل ساخته و مصرف می‌کنند. در مواردی نیز بتن در کارخانه ساخته شده و توسط کامیون به محل مصرف حمل می‌شود. بتن را بهتر است پس از ساختن هرچه زودتر مصرف کرد. برای اینکه بتن شکل مورد نظر را به خود بگیرد از قالب استفاده می‌شود. پس از آنکه بتن در قالب ریخته شد، باید آن را متراکم نمود (عمل آورد) تا مقاومت آن افزایش یابد. بتن سخت را در لایه‌های متوالی 15 الی 20 سانتیمتری در قالب می‌ریزند و با تخماق می‌کوبند تا به اصطلاح عرق کند. بر اثر این عمل دانه‌های سنگی در کنار هم جفت و جور شده و هوای موجود در بتن به صورت کف (شیر بتن) به سطح آن می‌آید.

برای دستیابی به بتن مناسب باید هوای آن ، تا 3 درصد حجم بتن کاهش یابد. بتن‌های دارای حجم زیاد را با لرزاندن از داخل متراکم می‌کنند. به این صورت که خرطوم لرزاننده‌ای را داخل بتن نموده و آن را جابجا می‌کنند. گرما در گرفتن و سخت شدن بتن اثر زیادی دارد. در گرما بتن زود می‌گیرد و سخت می‌شود. در مقابل در دمای صفر درجه سانتیگراد دوغاب سیمان نمی‌گیرد و سخت نمی‌شود. بتن را در دماهایی تا 5 درجه سانتیگراد می‌توان ساخت، به شرط آنکه تا 4 روز دمای آن از 5 درجه کمتر نشود. بتن سازی در نقاط سرد سیر بوسیله گرم کردن مصالح صورت می‌گیرد.

اجزا تشکیل دهنده بتن

بتن ترکیبی از سیمان ، آب و مصالح خرده سنگی (شن و ماسه) است که به نسبتهای متناسب بطور دستی یا مکانیکی با یکدیگر مخلوط شده است.

سیمان

سیمان ماده‌ای است پودری شکل که در کارخانه تهیه شده و بر اثر آبگیری سخت می‌شود. سیمانها انواع مختلف دارند که معروفترین آنها سیمان پرتلند است. سیمان پرتلند فرآورده‌ای است که عمدتا از مخلوط کردن سنگ آهک و خاک رس بدست می‌آید.

آب

آبی که در ساختن بتن مصرف می‌شود، باید عاری از مواد مضر برای بتن باشد. در این رابطه مقدار سولفاتهای آب نباید از یک گرم در لیتر بیشتر باشد. آب گندآبها و فاضلاب شهرها برای ساختن بتن مناسب نیست. آب مصرفی نباید خاصیت اسیدی زیاد داشته و PH آن نباید کمتر از 4 باشد. مقدار آب بکار رفته در بتن متغیر است و به عوامل مختلف بستگی دارد. غلیظ بودن بتن ، درشتی ذرات سنگی ، صاف بودن سطح دانه‌ها ، کروی بودن ذرات سنگی ، سردی هوا و وجود رطوبت در آن مقدار آب لازم را کاهش می‌دهد. در مقابل رقیق بودن بتن ، ریز و خشک بودن ذرات سنگی ، گرمی هوا ، ناصافی سطح دانه‌ها و گوشه داری آنها مصرف آب را افزایش می‌دهد.

مصالح خرده سنگی

امروزه در تهیه بتن‌ها دامنه گسترده‌ای از مواد طبیعی و مصنوعی بکار گرفته می‌شوند. از این میان شن و ماسه طبیعی بهترین و پرمصرفترین مصالح هستند. مصالح دانه‌ای بکار گرفته شده در بتن در درجه اول شن و ماسه طبیعی و پس از آن سنگ شکسته یا مخلوطی از آنهاست. یکی از دلایل عمده عدم استحکام کافی و تخریب زود رس بتن ، استفاده از مصالح دانه‌ای نامرغوب است. بطور کلی ذراتی مناسب‌اند که تمیز ، بدون پوشش سطحی ، دارای دانه بندی مناسب ، محکم و بادوام و عاری از مواد آلوده کننده باشند. علاوه بر آن ، این مواد باید قادر باشند بطور مناسبی در مقابل تغییرات فیزیکی و شیمیایی محیط مقاومت نمایند.
.........................................................................................................................................
 

مکانیک خاک

  

مکانیک خاک از دو کلمه Soil به معنی خاک و Mechanics به معنی مکانیک گرفته شده است.

دید کلی

در علوم مهندسی ، خاک مخلوط غیر یکپارچه‌ای از دانه‌های کانیها و مواد آلی فاسد شده می‌باشد که فضای خالی بین آنها توسط آب و هوا (گازها) اشغال شده است. خاک به عنوان مصالح ساختمانی در طرح‌های مهمی در مهندسی عمران بکار گرفته می‌شود و همچنین شالوده اکثر سازه‌ها بر روی آن متکی است.

بنابراین مهندسان عمران باید بخوبی خواص خاک از قبیل مبدا پیدایش ، دانه بندی ، قابلیت زهکشی آب ، نشست ، مقاومت برشی ، ظرفیت باربری و غیره را مطالعه نمایند. مکانیک خاک شاخه‌ای از علوم مهندسی است که به مطالعه مشخصات فیزیکی و رفتار توده خاکی تحت بارهای وارده می‌پردازد. مهندسی پی ، کاربرد اصول مکانیک خاک در مسائل عملی است.

تاریخچه

تاریخچه عملیات خاکی را می‌توان به دوره‌های دور تاریخ بشری نسبت داد و آن را با قدمت پیدایش شهرنشینی یکی دانست. حفر قناتها ، کانالهای آبرسانی ، ایجاد پلها و سدهای محکم و سایر بناهایی که آثار آنها در کشورهای دنیا از ده‌ها قرن قبل تا کنون به یادگار مانده است، همه از مواردی است که به نحوی با عملیات خاکی ارتباط دارد.

سیر تحولی و رشد

توجه به بررسی و مطالعه خاک با یک دیدگاه مهندسی و به منظور تحلیل ریاضی خواص آن ، از قرن 18 میلادی آغاز شد و در واقع اولین بار در عین حال مهمترین رابطه ساده در زمینه مکانیک خاک ، در سال 1773 توسط کولمب یک مهندس ارتشی فرانسه ارائه گردید. این رابطه ساده ، که یک رابطه اساسی در بررسی مقاومت یا عدم مقاومت خاک است عبارت است از:

(τ=c+bntan(φ


کارهای بوسینسک در مورد تئوری اجسام الاستیک که در سال 1885 انتشار یافت به ارائه راه حل‌های دقیق در محاسبه تنش‌ها و تغییر شکل‌های درون محیط خاکی منجر گردید و توانست در تحلیل بخش مهمی از مبحث مکانیک خاک ، پاسخگو باشد. دانش مکانیک خاک به صورت مدرن ، در ابتدای قرن حاضر گسترش روز افزونی یافت و مانند سایر علوم مهندسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت بطوری که در سال 1925 کارل ترزاگی ، استاد دانشگاه هاروارد ، نتیجه تحقیقات خود را به صورت مقاله‌ای ارائه داد و در سال 1943 کتاب «اصول نظری مکانیک خاک» را تدوین و منتشر کرد.

کارل ترزاگی (1963-1883) را به حق بنیانگذار دانش مکانیک خاک نامیده‌اند. در اینجا شایسته است از سهم محققین روسی نیز یادآور گردد، چه پژوهشگرانی چون سیتوویچ در کشور روسیه به موازات دانشمندان غربی در توسعه دادن مبحث مکانیک خاک کارهای زیادی ارائه دادند. نامبرده نیز در سال 1934 کتاب اصول علم مکانیک خاک را منتشر نمود.



تصویر


امروزه اهمیت دانش مکانیک خاک مانند علوم دیگر روز به روز رو به فزونی است و این بویژه به این علت است که تجربه‌های گذشته در این زمینه بدون گسترش تئوری‌های مطمئن‌تر و راه حل‌های اقتصادی‌تر تکافوی حل مسائل جدید را در عمل نمی‌نماید. به علاوه ، بسط مسائل مبحث مکانیک خاک همراه با توسعه روش‌ها و دیدگاههای جدید در زمینه مکانیک محیط دانه‌ای ، گسترش و افزایش دقت در تحلیل‌های ریاضی و مدل سازی‌ها را در هر دو زمینه الزامی نموده و نیز به نتیجه رسانده است.

مباحث کلی مکانیک خاک

  • طرح تئوریهایی که نشان دهنده رفتار توده خاکی در برابر عوامل بیرونی ، مثل نیروهای مختلف ، باشد.
  • کاربرد معلومات تئوری و تجربی در موارد و مسائل اجرایی

خواص فیزیکی ، شیمیایی و کانی شناسی خاکها

  • خواص فیزیکی و شیمیایی خاک : شناخت خواص فیزیکی ، شیمیایی و کانی شناسی خاکها در بسیاری از بررسی‌ها و مطالعات و تصمیم گیری‌ها در عملیات خاکی نقش مهمی دارد. خواص فیزیکی و شیمیایی خاکها را باید عمدتا در عوامل زیر جستجو کرده و مربوط به آنها دانست.

  • ترکیب کانی شناسی دانه‌ها : از آنجایی که خاکها از تجزیه و هوازدگی سنگهای پوسته زمین پدید آمده است‌، لذا کانی‌های تشکیل دهنده خاکها باید همان کانی‌های تشکیل دهنده سنگ مادر باشد.

  • طبیعت سطح ذرات خاک (سطح مخصوص) : سطح خارجی دانه‌های خاک ، یعنی فصل مشترک محیط جامد با محیط مجاور آن که ممکن است، آب یا هوا باشد. محل پدید آمدن بعضی پدیده‌های فیزیکی یا شیمیایی است که این پدیده‌ها برخواص دیگر خاک مثل؛ مقاومت و نفوذپذیری و ... تاثیر می‌گذارد.

  • پدیده‌های فیزیکی و شیمیایی در سطح مشترک خاک و آب :ذرات جسم جامد از شبکه‌ای از یون‌های مختلف تشکیل شده است که از اینرو بین سطح خارجی ذره و محیط اطراف آن کنش و واکنش‌هایی پدیدار می‌گردد.

  • خاصیت مویینگی : خاصیت بالا رفتن آب در لوله‌های مویین و در حفره‌های بین ذرات خاک را خاصیت مویینگی گویند.

  • نیروهای دافعه و جاذبه بین ذرات : نیروهای بین ذره‌ای در خاک به دو گونه‌اند. نیروهای جاذبه مولکولی بین دانه‌ها (وان در والس) و نیروهای دافعه که از نوع نیروی الکتروکینیماتیکی است.

خواص مکانیکی خاکها

  • اصطکاک : مقاومت جسم در برابر حرکت به علت وجود اصطکاک بین دو سطح تماس است.

  • چسبندگی: مقاومت خاکی به علت چسبندگی دانه‌ها حاصل از مقاومت مولکولی (یعنی نیروی جاذیه الکتروشیمیایی) بین ذرات ریز است.

  • گسیختگی توده خاک : گسیختگی توده خاک عبارتست از پایان شرایط مقاومت و آغاز برش در خاک است.

  • تحکیم: تحکیم عبارتست از کاهش حجم حفره‌های آب‌دار درون خاک به علت افزایش فشارهای جانبی.

کاربرد مکانیک خاک

خاک از یک طرف به عنوان مصالح مورد توجه مهندسین و طراحان قرار می‌گیرد و از سوی دیگر به عنوان یک محیط طبیعی که در اختیار آدمی قرار گرفته است مورد توجه و استفاده است. جایی که به عنوان مصالح مورد نظر است مانند خاکریزها ، سرای خاکی ، روسازی راه و فرودگاه ، پشت دیوار حایل ، زهکش‌ها ، و به عنوان بخشی از بتن ، ماده اصلی تهیه آجر و سرامیک ، ماده اصلی تهیه چینی و کاشی ، و... حالت انتخابی و اختیاری دارد، و در جایی که به عنوان محیط مورد توجه است.

مانند زیر پی‌ها ، زیر پایه پل‌ها و زیربنای جاده‌ها و محل حفر تونل‌ها و محل قرار دادن لوله‌ها و تاسیسات مکانیکی و الکتریکی (کابل های تلفن و برق و لوله کشی گاز و فاضلاب و محل احداث قناتها و محل حفر چاهها و کانال‌ها و ... همه حالت غیر انتخابی (یعنی اجباری) دارد. به هر حال در تمام موارد ذکر شده ، شناخت خواص فیزیکی و مکانیکی خاک ضرورت غیر قابل اجتناب دارد. مثلا در یک پروژه راه سازی ، چه نوع

تصویر


خاکی با چه نوع دانه بندی باید انتخاب شود و لایه‌های آن با چه ضخامتی و با چه رطوبتی و تا چه حد باید کوبیده شود تا جایی حاصل بتواند در برابر نیروهای وارد بر آن مقاوم باشد و وجود آبهای سطحی و بارندگی بر دوام آن اثر مخرب نداشته باشد و در برابر یخ‌زدگی و فرسایش و تغییرات جوی نیز پایدار بماند.

در ایجاد یک سد خاکی ، شیب‌ها چه مقدار باشد که هم پایدار باشد و هم اقتصادی ، در صورتی که سد همگن با زهکشی است، لایه‌های زهکشی با چه ابعادی و با چه دانه بندی و چه مقدار نفوذپذیری باید باشد؟ سرعت حرکت آب و .... زه چه مقدار است؟ تورم یا نشست خاک چه مقدار باشد؟ میزان تراکم و درصد رطوبت و ضخامت لایه‌ها برای کمپاکت کردن خاک چه مقدار باید باشد؟ روش‌های حفاظت دامنه‌ها و تاج سر به چه عواملی بستگی دارد؟ و بسیاری پرسش‌های دیگر که مهندس طراح باید برای آنها جواب دقیق داشته باشد. به این ترتیب درمورد هرگونه پروژه ساختمانی و راه سازی و سد سازی مسائل متعددی از فیزیک و مکانیک خاک باید پاسخ داده شود. اهمیت دقت بیشتر و نیاز به تئوریهای دقیق‌تر هنگامی بیشتر می‌شود که حجم کارها و اهمیت پروژه بیشتر باشد.

رابطه مکانیک خاک با سایر علوم

مبحث مکانیک خاک دانشی است که در آن خواص فیزیکی و مکانیکی خاکها ، ارتباط این خواص با عوامل بیرونی ، مقاومت خاک در برابر نیروها ، تغییر شکل خاک در اثر نیروها ، مسایل مربوط به حرکت یا سکون آب در خاک ، چگونگی و مقدار فشرده شدن خاکها و چگونگی و مقدار تنش‌ها و تغییر شکل‌های هر نقطه از محیط خاکی در اثر عملکرد یک نیروی خارجی و ... بحث می‌شود.

در این راستا گاهی نیاز به مطالعه خواص شیمیایی و کانی شناسی دانه‌های خاک است و گاهی نیاز به بررسی پیدایش و منشا خاکها و گاهی نیاز به استفاده از دانش هیدرولیک و دانش‌های دیگر است. از اینرو ارتباط این مبحث با دیگر مباحث علمی چون فیزیک ، شیمی ، زمین شناسی ، کانی شناسی ، هیدرولیک و مکانیک سیالات را نباید از نظر دور داشت.
 
............................................................................................................................................
 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:23  توسط حسین نقی زاده  | 

معرفی


بتن ساز و بتن ریز کسی است که بتواند از عهده خواندن نقشه های اجرایی بتن و جزئیات آن – ساختن بتن دستی و ماشینی – کنترل آرماتورها – قالب و صفحات اتصال بر اساس نقشه های اجرایی – بتن ریزی – متراکم کردن بتن – تسطیح بتن – بتن ریزی سازه های بتنی و ساختمانهای بلند مرتبه – بتن ریزی سازه های بتن با اختلاف سطح و سقف های شیب دار طبق نقشه و مشخصات اجرایی – بتن ریزی سقف های بتن آرمه در سازه های مختلف – بتن ریزی رادیه ژنرال – حمل و مونتاژ قطعات پیش ساخته بتن – تهیه نمونه های آزمایش بتن – مدیریت گروه های بتن ریز برآید.

نمونه وظایف

1. توانایی خواندن نقشه های اجرایی بتن و جزئیات آن
2. آشنایی با نقشه های اجرایی و جزئیات آن
3. نقشه های اجرایی ساختمانهای صنعتی
4. نقشه های اجرایی ساختمانهای مسکونی
5. نقشه های اجرایی انواع دیگر سازه های بتنی (آمفی تئاتر- بارانداز- سیلو- دودکش)
6. نقشه های اجرایی ساختمانهای تمیز هم سطح در طبقات
7. شناسایی اصول تشخیص علائم اختصاری نقشه ها
8. علائم اختصاری اتصالات قطعات پیش ساخته بتنی مسلح
9. توانایی باراندازی، حمل و انبار کردن مصالح بتن
10. آشنایی با مصالح مورد استفاده در ساخت بتن،سیمان،شن وماسه،پوکه
11. آشنایی با ابزار و وسایل باراندازی و حمل
12. شناسایی کیفیت مصالح مورد استفاده در ساختن بتن
13. آشنایی با انبار کردن مصالح
14. انبار کردن سیمان پاکتی
15. انبار کردن شن و ماسه
16. انبار کردن سیمان فله ای
17. شناسایی اصول رعایت نکات ایمنی و حفاظتی ضمن کار
18. شناسایی اصول باراندازی و حمل انبار کردن مصالح بتن
19. آشنایی با عوامل موثر فیزیکی محیط کار
20. آشنایی با عوامل موثر شیمیایی محیط کار
21. آشنایی با عوامل موثر بیولوژیکی محیط کار
22. آشنایی با ارگونومی
23. شناسایی اصول تشخیص عوامل موثر محیط کار
24. توانایی باراندازی، حمل و انبار کردن مصالح بتن
25. توانایی خواندن نقشه های اجرایی بتن و جزئیات آن
26. توانایی ساختن بتن با وسایل دستی
27. توانایی ساختن بتن با وسایل ماشینی
28. توانایی کنترل آرماتورها، قالب و صفحات اتصال براساس نقشه های اجرایی
29. توانایی بتن ریزی
30. توانایی متراکم کردن بتن
31. توانایی تسطیح بتن
32. توانایی بتن ریز سازه های بتن و ساختمانهای مسکونی
33. توانایی بتن ریزی سازه های بتنی با اختلاف سطح و سقف های شیب دار
34. توانایی بتن ریزی سقف های بتن آرمه در سازه های مختلف
35. توانایی بتن ریزی رادیه ژنرال
36. توانایی حمل و مونتاژ قطعات پیش ساخته بتنی
37. توانایی تهیه نمونه های آزمایشی بتن
38. توانایی پیشگیری از حوادث و رعایت نکات ایمنی و حفاظتی و بهداشت کار
39. توانایی اجرای مقررات و آئیین نامه های شغلی





ابزار و وسایل

1. نمونه های مختلف نقشه های اجرایی و جزئیات
2. ماشین حساب
3. نوشت افزار
4. خط کش
5. انواع مصالح
6. فرقون
7. بیل
8. ذنیه
9. وسایل حمل ماشینی
10. لباس کار
11. کفش ایمنی
12. دستکش
13. کلاه ایمنی





شرایط ارتقاء شغل

بتن ساز و بتن ریز برای ارتقاء شغلی خود باید در انجام کارها دقیق و سرعت لازم را برای گرفتن کار بیشتر و تجربه بالاتر بکار بندد.




ویژگی های شخصیتی

این شغل که در شاخه رشته عمران محسوب می گردد بسیار مهم و به روز است. ساختمان سازی با نام بتن یکی شده است و نمی شود استحکام را در ساختمان مشاهده نمود بدون بتن.
گر چه بتن سازی و بتن ریزی با دستگاه صورت می گیرد و کار برای نیروی انسانی بسیار آسان تر از گذشته شده است اما این شغل برای افرادی که علاقمند به آن هستند خود مشاغل سخت حساب می شود. محیط کاری که این عملیات در آن صورت می گیرد پر از خاک و خل است و شاغل در کنار بتن ریزی به جهت اجرای سازه های بتنی از قبیل سازه های مبتنی (آمفی تئاتر، بار انداز، سیلو و دودکش) باید دستان قوی که توسط ماشین های کوچک ساخته می شود نیازمند انبار کردن سیمان و انبار کردن شن و ماسه نیز دارد که این باعث کار بیشتر می شود در واقع این کار یک کار مردانه و جمعی است و فرد باید روحیه کار جمعی را به خوبی داشته باشد.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:32  توسط حسین نقی زاده  | 

 

در چه مواقعي بايد براي كاركنان كلاه ايمني تهيه نمود؟

1) در مواقعي كه احتمال افتادن اشيا از بالا و برخورد آنها با سر وجود داشته باشد

2) احتمال اين وجود داشته باشد كه سر با موانعي وجود داشته باشد.

3) آنها در نزديك قسمت هاي برق دار كار كنند.

 

چه نوع كلاه هاي ايمني وجود دارد؟

به طور كلي كلاه هاي ايمني به سه دسته تقسيم مي شوند :

دسته اول (Class A ) : اين كلاه ها براي مصارف عمومي استفاده مي شوند محافظت در برابر ضربه خوبي دارند ولي در برابر ولتاژ برق ولتاژ برق محافظت محدودي دارند . اين كلاه ها عمدتاً در معادن ، ساختمان سازي و... كارخانجات استفاده مي شوند.

دسته دوم (Class B): اين كلاه ها براي كساني پيشنهاد مي شود كه در محيط هاي برقدار كار مي كنند . اين كلاه ها در برابر ضربات ناشي ناشي از سقوط اشيا ء ، شوك الكتريكي ولتاژ بالا و سوختگي مقاومند.

دسته سوم ( ‍Class C): كلاه هاي اين دسته وزن سبكي دارند و براي محافظت هاي محدود پيشنهاد مي شوند آنها سر كاركنان را در برابر ضربات ناشي از برخورد با اشياء ثابت محافظت مي كنند .ولي در برابر سقوط اشياء و يا شوك الكتريكي مقاومتي ندارند.

كلاه ايمني بايد داراي چه شرايطي باشد :

  • در برابر برخورد با اشياء مقاوم باشد
  • توانايي جذب ضربات را داشته باشد و آنها را به سر فرد انتقال ندهد.
  • ضد آب و كند سوز باشد
  • داراي بند ها و تسمه هايي در داخل كلاه باشند كه فاصله اين بند ها از جدار داخلي كلاه از 1 تا 4/1 1 اينچ ( 18/3 تا 54/2 سانتي متر) باشد.

همچنين كلاه ايمني بايد داراي كاتالوگي باشد كه در آن نام كارخانه سازنده و دسته اي (‍Class)كه كلاه در آن قرار مي گيرد و استاندارد تاييد كننده آن آمده باشد .در آمريكا سال 1994 به بعد تمام كلاه هاي ايمني بايد داراي استاندارد ANSI باشند.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:29  توسط حسین نقی زاده  | 

  2-داربست   
داربست چیست ؟
تجهیزاتی موقتی از جنس چوب یا فلز که برای دسترسی ایمن و آسان به محلهای کار بالاتر از 2 متر از آنها استفاده میشود .
اجزای داربست :
صفحاتی از جنس چوب /فلز که داربست روی آن قرار میگیرد base plate ,sole plate
لوله عمودی که روی بیس پلیت قرار میگیرد pole ,standard
تخته هایی که در داربست مورد استفاده قرار میگیرندplank
محل کار یا سکوی کارplatform
ledger
transom
انواع بستهاcoupler
اتصال بین دو لولهsleeve
حفاظهاguards
تابلوی اعلام وضعیت ایمن یا نا ایمن بودن داربستscafftag
قرنیز toe-board
نردبان ladder
مهار brace
البته اجزای اصلی و عمده موارد فوق هستند اجزای کم کاربرد دیگر را هم توضیح می دهم
ازموارد مهم در داربست بندی اینست که داربست بایستی توسط فرد ماهر ومجرب برپا و مرتب بازدید شود .از لوازم وتجهیزات مناسب برای کار استفاده شود .در نگهداری از بستها ،لوله ها ،رابط ها و...دقت کافی مبذول شود .هیچ قطعه از داربست نباید از بالا به پایین پرتاب شود .تمامی بستها،گیر ه ها برای دوام بیشتر بهتر است در یک ظرف محتوی روغن وگازوییل نگهداری شوند .از بکار بردن قطعات معیوب ،شکسته وخم شده بشدت پرهیز شود .در هنگام کار بایستی داربست بند از آچار مناسب رینگی برای کار استفاده نماید .
لوازم حفاظت فردی :شامل ،کفش ایمنی ،کلاه ،دستکش ،لباس کار راحت (نه گشاد ونه تنگ)کمربند ایمنی safety harness چانه بند
قبل از شورع کار تمامی افرادی که با داربست کار میکنند (داربست بند و ...)باید در کلاسهای آموزشی شرکت نمایند وپس از گذراندن کلاس و قبولی در آزمون تئوری وعملی مجاز هستند که کار خود را شروع نمایند.برای افراد داربست بند کارت مخصوص صادر می شود که نشان میدهد این افراد دوره مربوطه را گذرانده وبا رعایت کامل ایمنی مجاز بکار هستند .از بکار گیری افرادی که از ارتفاع میترسند وتجربه و دانش کافی را ندارند خودداری کنید

............................................................................................................................

آيين‌نامه‌ و مقررات‌ حفاظتي‌ ساختمان‌ كارگاه‌ها

 

ماده‌ 1: به‌ استناد ماده‌ 48 قانون‌ كار مصوب‌ سال‌ 1338 مجلسين‌ شوراي‌ ملي‌ و سنا شخصيت‌هاي‌ حقيقي‌ يا حقوقي‌ كه‌ بخواهند كارگاه‌ جديدي‌ احداث‌ نمايند و يا كارگاه‌هاي‌ موجود خود را توسعه‌ دهند مكلف‌ اند قبل‌ از شروع‌ بكار برنامه‌ و ‌هاي‌ ساختماني‌ و طرحهاي‌ مورد نظر را با توجه‌ به‌ مقررات‌ اين‌ آيين‌نامه‌ تهيه‌ و براي‌ تصويب‌ به‌ وزارت‌ كار ارسال‌ دارند.

شروع‌ ساختمان‌ محل‌هاي‌ مورد نظر و همچنين‌ بهره‌ برداري‌ از كارگاه‌هاي‌ مزبور منوط‌ به‌ اجازه‌ كتبي‌ وزارت‌ كار خواهد بود.

 

فصل‌ اول‌ - كارگاه‌هاي‌ صنعتي‌ ساختمان‌ و محل‌ كار

بخش‌ اول‌ - عوامل‌ اطمينان‌

ماده‌ 2:كليه‌ ساختمان‌هاي‌ دائمي‌ و موقتي‌ و موسساتي‌ كه‌ مشمول‌ مقررات‌ قانون‌ كار مي‌باشند بايد از نقطه‌ نظر ساختماني‌ واجد استحكام‌ كامل‌ بوده‌ و در محاسبه‌ پايه‌ و سقف‌ و كفها رعايت‌ نكات‌ زير بشود.

الف‌ - تحمل‌ فشار ناشي‌ از حداكثر بارها و اشياء ثابت‌ و متحرك‌.

ب‌ - تحمل‌ فشار ناشي‌ از ريزش‌ برف‌ - باران‌ - يخبندان‌ - باد و طوفان‌.

ج‌ - تحمل‌ فشار ناشي‌ از بارهاي‌ معلق‌.

براي‌ رسيدگي‌ باين‌ منظور بايستي‌ خلاصه‌ محاسبات‌ فني‌ ضميمه‌ نقشه‌ها تسليمي‌ باشد.

ماده‌ 3: اطاق‌ها و محل‌ كار دائم‌ بايد لااقل‌ 3 متر از كف‌ تا سقف‌ ارتفاع‌ داشته‌ و فضاي‌ آن‌ بايد براي‌ حداكثر اشخاصي‌ كه‌ درآن‌ محل‌كار مي‌كنند براي‌ هرنفر12مترمكعب‌ كمتر نباشد.

تبصره‌ 1-  در محاسبه‌ متر مكعب‌ فضا حجم‌ اشغال‌ شده‌ بابت‌ اثاثيه‌ و ماشين‌ آلات‌ و مواد و لوازم‌ چيزي‌ كسر نمي‌گردد.

تبصره‌ 2-  در ساختمان‌هايي‌ كه‌ ارتفاع‌ هر طبقه‌ از فضاي‌ كار از 4 متر متجاوز باشد براي‌ محاسبه‌ حجم‌ لازم‌ فقط‌ تا ارتفاع‌ 4 متر منظور و محاسبه‌ مي‌گردد.

ماده‌ 4:  در فضاي‌ كارگاه‌ نصب‌ ماشين‌ آلات‌ و يا قرار دادن‌ اشياء و محصولات‌ نبايد مزاحمتي‌ براي‌ عبور و مرور و يا كار كارگران‌ ايجاد نمايد.

ماده‌ 5: در اطراف‌ هر يك‌ از دستگاه‌هاي‌ ماشين‌ يا واحدهاي‌ كار بايد فضاي‌ كافي‌ منظور داشت‌ تا كارگران‌ بتوانند به‌ راحتي‌ براي‌ انجام‌ كارهاي‌ عادي‌ رفت‌ و آمد نموده‌ و در صورت‌ لزوم‌ اصلاحات‌ و تعميرات‌ و نقل‌ و انتقال‌ مواد مصرفي‌ يا توليدي‌ را انجام‌ دهند.

بخش‌ 2 - كف‌ سازي‌

ماده‌ 6: كف‌ اطاق‌ها و قسمت‌هايي‌ كه‌ محل‌ عبور كارگران‌ بوده‌ و يا براي‌ حمل‌ و نقل‌ مواد تخصيص‌ داده‌ شده‌ بايستي‌ صاف‌ و هموار بوده‌ و عاري‌ از حفره‌ و سوراخ‌ - تراشه‌هاي‌ چوب‌ - برآمدگي‌ ناشي‌ از پوشش‌ بي‌ تناسب‌ مجاري‌ - ميخ‌ و پيچ‌ و مهره‌ و لوله‌، دريچه‌ يا برآمدگي‌ و برجستگي‌ و هر گونه‌ موانعي‌ باشد كه‌ ممكن‌ است‌ موجب‌ گير كردن‌ و يا لغزيدن‌ اشخاص‌ گردد.

ماده‌ 7: كف‌ اطاق‌ها و راهروها و پياده‌ روها نبايد در شرايط‌ عادي‌ هيچگونه‌ لغزندگي‌ داشته‌ و يا از مصالحي‌ ساخته‌ و يا از موادي‌ اندود شده‌ باشد كه‌ در نتيجه‌ رفت‌ و آمد ايجاد ناراحتي‌ و گرد خاك‌ و ساييدگي‌ و در نتيجه‌ لغزيدگي‌ ايجاد شود.

ماده‌ 8: در محل‌ كار و مكانهايي‌ كه‌ دستگاه‌هاي‌ متعددي‌ قرار دارد بايستي‌ به‌وسيله‌ خط‌ كشي‌ با رنگ‌ مشخص‌ در دو طرف‌ راه‌ اصلي‌ و راه‌هاي‌ فرعي‌ را مشخص‌ نموده‌ و حتي‌ محل‌ قرار دادن‌ مواد خام‌ و مواد توليدي‌ به‌وسيله‌ اين‌ خطوط‌ معين‌ گردد تا محل‌هاي‌ رفت‌ و آمد، حمل‌ونقل‌ موادهمچنين‌ جهت‌حركت‌ اصلي‌ با علامت‌گذاري‌ روي‌ زمين‌ معلوم‌ و روشن‌ باشد.

ماده‌ 9: كف‌ كارگاه‌ها بايستي‌ قابل‌ شستشو بوده‌ و در مواردي‌ كه‌ نوع‌ كار موجب‌ ريخته‌ شدن‌ آب‌ در كف‌ گردد بايستي‌ شيب‌ كافي‌ داشته‌ باشد كه‌ آبها را به‌ سمت‌ مجاري‌ فاضلاب‌ هدايت‌ نمايد.

بخش‌ 3- نرده‌ها

ماده10: پلكان‌ها و اطراف‌ محل‎ورود و خروج‎آسانسور و نقاط‎مشابه‌ كه‌‎لغزندگي‌ آنها موجب‌ مخاطرات‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ ساير جاها خواهد بود بايد از مصالح‌ غير لغزنده‌ ساخته‌ شود.

ماده‌ 11: در نقاطي‌ كه‌ از نردبان‌ استفاده‌ مي‌شود انتهاي‌ فوقاني‌ آن‌ در هر قسمت‌ كه‌ قرار گيرد بايد به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ متحرك‌ حفاظت‌ شود.

ماده‌ 12: در هر طبقه‌ از ساختمان‌ پرتگاههاي‌ راه‌ پله‌ها در هر طرفي‌ كه‌ غير مسدود باشد به‌ استثناي‌ قسمت‌ ورود به‌ پلكان‌ بايد به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ دائمي‌ كاملاً محفوظ‌ گردد. مدخل‌ پلكانهايي‌ كه‌ كمتر مورد نظر رفت‌وآمد هستند بايد‌به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ متحرك‌ مسدود شوند.

ماده13: دريچه‌ها و مدخلهايي‌ كه‌ دركف‌ كارگاه‌ بازمي‌شوند بايد به‎وسايل‌ زيرمحفوظ‌ شوند.

الف‌ - نرده‌هاي‌ متحرك‌ كه‌ فقط‌ دو طرف‌ آن‌ آستانه‌ داشته‌ باشد.

ب‌ - نرده‌هاي‌ دائمي‌ كه‌ تمام‌ اطراف‌ باز آن‌ داراي‌ آستانه‌ باشد.

پ‌ - دريچه‌هاي‌ لولادار به‌ همان‌ كيفيت‌ كه‌ در مورد مدخل‌ پلكان‌هاي‌ فرعي‌ در ماده‌ 12 ذكر شد.

ماده‌ 14: مدخلهاي‌ فردي‌ (مانند حوضچه‌ها و آدم‌ روها) بايستي‌ به‌وسيله‌ دريچه‌هاي‌ بدون‌ لولا كه‌ استحكام‌ كافي‌ دارند پوشش‌ شده‌ دستگيره‌ آنها بدون‌ برآمدگي‌ باشد.

ماده‌ 15: در مواقعي‌ كه‌ پوشش‌هاي‌ مندرج‌ در ماده‌ 13 بر حسب‌ ضرورت‌ براي‌ مدت‌ كوتاهي‌ در جاي‌ خود قرار نگرفته‌ باشد بايستي‌ كليه‌ اين‌ مدخلها به‌وسيله‌ اشخاص‌ تحت‌ مراقبت‌ قرار گرفته‌ و يا اينكه‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ قابل‌ حمل‌ يا دستي‌ - و در شب‌ به‌وسيله‌ نصب‌ چراغ‌ خطر كه‌ موقتاً در اطراف‌ حوضچه‌ قرار خواهند گرفت‌ محفوظ‌ شوند.

ماده‌ 16:حفره‌هايي‌ كه‌ در كف‌ قرار دارند و بواسطه‌ وجود ماشين‌ آلات‌ ثابت‌ يا تجهيزات‌ يا ديوار احتمال‌ قدم‌ گذاردن‌ اتفاقي‌ و ناگهاني‌ اشخاص‌ بآنها نمي‌رود بايستي‌ به‌وسيله‌ پوشش‌هايي‌ كه‌ فقط‌ اطراف‌ آنها از 5/2 سانتيمتر بيشتر درز نداشته‌ باشد حفاظت‌ شود.

ماده‌ 17:كليه‌ دهانه‌هاي‌ قائم‌ به‌ بلندي‌ كمتر از يك‌ متر از سطح‌ محل‌ كار كه‌ ارتفاع‌ آنها حداقل‌75سانتيمتر و عرضشان‌45سانتيمتر بوده‌ و پرتگاه‌ آنها بيش‌ از2متر عمق‌ داشته‌ باشد بايستي‌ بطور مطمئن‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ ثابت‌ يا متحرك‌ يا دريچه‌ مسدود و محافظت‌ شوند.

ماده‌ 18:اقسام‌ مختلف‌ دهانه‌هاي‌ قائم‌ به‌ هر عرض‌ كه‌ باشد و دو متر يا بيشتر از طرف‌ خارج‌ پرتگاه‌ داشته‌ باشد بايد به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ آستانه‌ دار يا شبكه‌ فلزي‌ كه‌ چشمه‌هاي‌ آن‌ از 5/2 سانتيمتر بيشتر نبوده‌ و تا 50 كيلوگرم‌ فشار افقي‌ را تحمل‌ نمايد محفوظ‌ شوند.

ماده‌ 19: كليه‌ نرده‌ها بايستي‌ از چوب‌، لوله‌ آهن‌هاي‌ پروفيل‌ يا مصالح‌ ديگري‌ كه‌ استحكام‌ كافي‌ داشته‌ باشد ساخته‌ شود.

ماده‌ 20: ارتفاع‌ نرده‌ها بايد لااقل‌ 90 سانتيمتر از كف‌ باشد.

ماده‌ 21: نرده‌ها بايد در فواصل‌ حداكثر 2 متر داراي‌ پايه‌ و كلافهاي‌ عمودي‌ و افقي‌ بوده‌ و پس‌ از تكميل‌ ميله‌ فوقاني‌ آن‌ تحمل‌ لااقل‌ 100 كيلوگرم‌ فشار را در هر جهت‌ داشته‌ باشد.

ماده‌ 22: براي‌ اينكه‌ نرده‌هاي‌ مورد بحث‌ از نقطه‌ نظر ساختماني‌ واجد شرايط‌ مذكور در ماده‌ فوق‌ باشند بايد با خصوصيات‌ ذيل‌ مطابقت‌ كنند.

الف‌ - نرده‌هاي‌ چوبي‌ - لبه‌هاي‌ فوقاني‌ و پايه‌ها به‌ ضخامت‌ حداقل‌ 5*7 سانتيمتر و كلافهاي‌ فاصل‌ وسطي‌ به‌ ابعاد 5*5 سانتيمتر يا 10*5/2 سانتيمتر كليه‌ قطعات‌ متشكله‌ نرده‌ بايد عموماً صاف‌ و هموار و عاري‌ از گره‌هاي‌ بزرگ‌ و تراشه‌ و شكستگي‌ و ترك‌ يا ميخ‌ و امثال‌ آن‌ باشد.

ب‌ - نرده‌هاي‌ لوله‌اي‌ - لبه‌هاي‌ فوقاني‌ و پايه‌ها از لوله‌ فلزي‌ شماره‌ 4 و لوله‌هاي‌ فاصل‌ يا وسطي‌ حداقل‌ شماره‌ 5/2 باشند.

ج‌ - نرده‌هاي‌ پروفيله‌ - قسمت‎هاي نبشي‌ لااقل‌ به‌ اندازه‌ 40*40 ميليمتر و كلاف‎هاي فاصل از نبشي 3×30×30 ميليمتر باشند.

ماده‌ 23: نرده‌ها بايد عموماً از مصالح‌ سالم‌ و بدون‌ عيب‌ ساخته‌ شده‌ و قسمت‌هاي‌ تيز و برنده‌ در آنها وجود نداشته‌ باشد.

ماده‌ 24: آستانه‌ كليه‌ نرده‌هاي‌ پلكان‌ها بايد لااقل‌ 5/1 سانتيمتر ارتفاع‌ و 5/2 سانتيمتر ضخامت‌ داشته‌ و از آهن‌ - فولاد - يا مصالح‌ ساختماني‌ با دوام‌ ديگر ساخته‌ شوند.

ماده‌ 25: آستانه‌ را بايد بطور مستحكم‌ در جاي‌ خود به‌ فاصله‌اي‌ در حدود 5 ميليمتر از كف‌ استوار ساخت‌.

بخش‌ 4- پلكان‌ها

ماده‌ 26: كليه‌ پلكان‌ها - سكوها - (پلانفورم‌) و پاگردها بايد استحكام‌ كافي‌ داشته‌ و تحمل‌ فشار و سنگيني‌ بارهاي‌ عادي‌ را داشته‌ باشد (خلاصه‌ محاسبات‌ فني‌ بايد ضميمه‌ نقشه‌ جات‌ تسليمي‌ باشد).

ماده‌ 27: پلكان‌ها و سكوهايي‌ كه‌ از مصالح‌ مشبك‌ ساخته‌ شده‌اند ابعاد چشمه‌هاي‌ آن‌ نبايد از 25 ميليمتر تجاوز نمايد تا اشياء متفرقه‌ امكان‌ سقوط‌ از آنرا نداشته‌ باشد.

ماده‌ 28: عرض‌ پلكان‌ها به‌ استثناي‌ پلكان‌هاي‌ سرويس‌ و يا امدادي‌ نبايد در هيچ‌ مورد از 90 سانتيمتر كمتر باشد.

ماده‌ 29: اختلاف‌ سطح‌ بين‌ دو پاگرد نبايد هيچگاه‌ از 70/3 متر تجاوز كند.

ماده‌ 30: پاگردهايي‌ كه‌ در فواصل‌ پلكان‌ها قرار دارند بايد وسعتي‌ در حدود 10/1 متر در جهت‌ پلكان‌ يا بيشتر به‌ تناسب‌ عرض‌ پلكان‌ داشته‌ باشند.

ماده‌ 31: در تمام‌ طول‌ پلكان‌ها يك‌ فاصله‌ عمودي‌ آزاد در حدود قد انسان‌ بايد منظور شود اين‌ فاصله‌ آزاد نبايد كمتر از 20/2 متر از سطح‌ هر پله‌ به‌ موازات‌ ديوار پله‌ باشد.

ماده‌ 32: غير از پلكانهاي‌ سرويس‌ و يا امدادي‌ عرض‌ هر پله‌ بدون‌ محاسبه‌ حاشيه‌ يا برآمدگي‌ آن‌ نبايد از33سانتيمتر كمتر باشد و ارتفاع‌ پله‌ بين‌ 14 تا 20سانتيمتر خواهد بود.

ماده‌ 33: پله‌هاي‌ يك‌ پلكان‌ بايد داراي‌ عرض‌ مساوي‌ و ارتفاع‌ مساوي‌ باشند.

ماده34: كليه‌ پلكان‌ها بايستي‌ از طرف‎پرتگاه‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‎مخصوص‎پلكان‎حفاظت‌ شوند.

ماده‌ 35: پلكان‌هاي‌ محصور با عرض‌ كمتر از 10/1 متر بايد به‌وسيله‌ يك‌ نرده‌ دستي‌ كه‌ پايه‌هاي‌ آن‌ در ديوار كار گذاشته‌ شده‌ باشد در سمت‌ راست‌ از پايين‌ به‌ بالا مجهز شوند.

ماده‌ 36: پلكان‌هاي‌ با عرض‌ بيش‌ از 10/1 متر بايد در سمت‌ پرتگاه‌ با يك‌ نرده‌ و در سمت‌ بسته‌ هم‌ به‌وسيله‌ نرده‌ دستي‌ طبق‌ ماده‌ 35 مجهز گردند.

ماده‌ 37: پلكان‌هايي‌ كه‌ بيش‌ از 25/2 متر عرض‌ دارند بايستي‌ علاوه‌ بر نرده‌هاي‌ كناري‌ با يك‌ نرده‌ دستي‌ ميانه‌ نيز مجهز باشند.

ماده‌ 38: كليه‌ نرده‌هاي‌ پلكان‌ها بايستي‌ از مصالح‌ ساختماني‌ محكم‌ و بادوامي‌ مانند چوب‌، لوله‌ يا مصالح‌ بنايي‌ ساخته‌ شوند.

ماده‌ 39: ارتفاع‌ نرده‌هاي‌ پلكان‌ از لبه‌ هر پله‌ نبايستي‌ از 75 سانتيمتر كمتر باشد و در صورتي‌ كه‌ از اين‌ نرده‌ها به‌ عنوان‌ نرده‌هاي‌ دستي‌ استفاده‌ شود بلندي‌ آن‌ نبايد از 85 سانتيمتر تجاوز كند.

ماده‌ 40: نرده‌هاي‌ دستي‌ كه‌ پايه‌هاي‌ آن‌ به‌ ديوار نصب‌ مي‌شود بايد طوري‌ ساخته‌ شود كه‌ دست‌ آزادانه‌ بدون‌ برخورد با موانعي‌ اعم‌ از رو كار يا كنار نرده‌ حركت‌ كند حداكثر فاصله‌ پايه‌ها از يكديگر 2 متر و بين‌ نرده‌ دستي‌ و ديوار بايد لااقل‌ 4 سانتيمتر باز باشد.

ماده‌ 41: حداقل‌ عرض‌ پلكان‌ سرويس‌ و يا امدادي‌ مانند پلكان‌هاي‌ اطاق‌ ماشين‌ خانه‌ يا ديگ‌ بخار يا پلكان‌هايي‌ كه‌ به‌ سكوهاي‌ سرويس‌ اطراف‌ ماشين‌ آلات‌ منتهي‌ مي‌شوند 55 سانتيمتر خواهد بود.

ماده‌ 42: شيب‌ پلكان‌هاي‌ سرويس‌ نبايد بيش‌ از 60 درجه‌ باشد و عرض‌ هر پله‌ نبايد كمتر از 15 سانتيمتر باشد.

ماده‌ 43: پلكان‌هاي‌ سرويس‌ نبايد به‌ شكل‌ مارپيچ‌ يا پيچ‌ و خم‌ دار ساخته‌ شوند.

ماده‌ 44: مدخل‌ پنجره‌هايي‌ كه‌ در پاگردهاي‌ پلكان‌ باز مي‌شود در صورتي‌ كه‌ پهناي‌ آنها بيش‌ از 30 سانتيمتر و فاصله‌ با سطح‌ پاگرد كمتر از 90 سانتيمتر باشد بايستي‌ به‌وسيله‌ نرده‌ حفاظت‌ شوند.

ماده‌ 45: حداكثر شيب‌ مجاز براي‌ (راهروهاي‌ شيب‌ دار) رامپ‌ مورد استفاده‌ افراد 10 درجه‌ است‌. اين‌ رامپ‌ها بايد با كليه‌ شرائطي‌ كه‌ در مورد پلكان‌ها منظور مي‌شود از حيث‌ ساختمان‌ و عرض‌ و نرده‌ و غيره‌ مطابقت‌ داشته‌ باشد.

بخش‌ 5 - نردبان‌هاي‌ ثابت‌ - راهروهاي‌ هوايي‌ - سكوها

نردبان‌هاي‌ ثابت‌

ماده‌ 46: كليه‌ اجزاء و قسمت‌هاي‌ فلزي‌ نردبان‌ها بايد از فولاد، آهن‌ و چدن‌، آهن‌ ورق‌ يا مواد متشابه‌ ساخته‌ شود.

ماده‌ 47: نردبان‌هاي‌ ثابت‌ بايد به‌ قسمتي‌ نصب‌ شود كه‌:

الف- فاصله‌ از سمت‌ جلو نردبان‌ به‎نزديكترين‌ جسم‌ ثابت‌ نبايد از 75 سانتيمتر كمتر باشد.

ب‌ - فاصله‌ از سمت‌ عقب‌ نردبان‌ به‌نزديك‌ترين‌ جسم‌ ثابت‌ اقلاً 20سانتيمتر باشد.

ج‌ - از طرفين‌ نردبان‌ فضاي‌ آزادي‌ لااقل‌ 40 سانتيمتر از محور نردبان‌ در هر دو طرف‌ وجود داشته‌ باشد.

ماده‌ 48: در صورتي‌ كه‌ از نردبان‌هاي‌ ثابت‌ براي‌ صعود به‌ ارتفاع‌ بيش‌ از 9 متر استفاده‌ شود نكات‌ زير بايد رعايت‌ گردد.

الف‌ - ايجاد پاگردهايي‌ حداكثر در فاصله‌ هر 9 متر يا كمتر از آن‌.

ب‌ - هر قطعه‌ از نردبان‌ حد فاصل‌ بين‌ دو پاگرد بايد به‌ نحوي‌ قرار گيرد كه‌ در امتداد قطعه‌ قبلي‌ نباشد.

ماده‌ 49: كليه‌ راهروها - معابر و سكوهاي‌ كار يا سطح‌ اطاق‌ها و طبقاتي‌ كه‌ اطرافشان‌ باز است‌ (و بيش‌ از 2 متر بالاي‌ سطح‌ اطاق‌ يا زمين‌) قرار گرفته‌اند بايستي‌ در سمت‌ پرتگاه‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ استاندارد طبق‌ مقررات‌ مواد 9 الي‌ 25 اين‌ آيين‌نامه‌ محافظت‌ و محصور شوند.

تبصره‌ 1-  سكوهايي‌ كه‌ براي‌ بارگيري‌ يا تخليه‌ بار اختصاص‌ داده‌ شده‌ يا سكوهاي‌ كوچك‌ كه‌ به‌ موتورها و تجهيزات‌ متشابه‌ اختصاص‌ داشته‌ و در آنها فضايي‌ براي‌ ايستادن‌ اشخاص‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ باشد از مقررات‌ اين‌ ماده‌ مستثني‌ است‌.

تبصره‌ 2-  در مورد راهروهايي‌ كه‌ براي‌ پر كردن‌ مخازن‌ و روغن‌ كار اختصاص‌ دارد نرده‌ يك‌ طرف‌ را ممكن‌ است‌ در صورت‌ لزوم‌ حذف‌ كرد مشروط‌ به‌ اينكه‌ عرض‌ راهرو كمتر از 55 سانتيمتر نباشد.

ماده‌ 50: كليه‌ معابر و راهروها و سكوهايي‌ كه‌ روي‌ ماشين‌ آلات‌ و نوارهاي‌ متحرك‌ قرار دارند بايد از دو طرف‌ به‌وسيله‌ نرده‌هاي‌ استاندارد محافظت‌ شوند.

بخش‌ 6- آسانسورهاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ كليات‌

ماده‌ 51: آسانسورها بايد منطبق‌ با اصول‌ زير باشد:

الف‌) محاسبه‌ فني‌ و مكانيكي‌ صحيح‌ و استفاده‌ از مصالح‌ مرغوب‌ در ساختمان‌ آن‌.

ب‌) فرسوده‌ نبودن‌ هيچيك‌ از قسمت‌ها.

بالابردن‌ مصالح‌ و افراد

ماده‌ 52: قفسه‌ آسانسورها بايد در سراسر ارتفاع‌ بسته‌ بوده‌ و راه‌ ديگري‌ به‌ استثناء درها و پنجره‌ها و منافذ نور نداشته‌ باشد.

ماده‌ 53: قفسه‌ آسانسورهايي‌ كه‌ در خارج‌ ساختمان‌ها قرار دارد تا ارتفاع‌ سه‌ متر از هر طرف‌ و از اين‎ارتفاع‌ به‎بالا سمتي‌ كه‌ رو به‎ساختمان‌ قراردارد و درتمام‌ ارتفاع‎بايد بسته‎باشد.

ماده‌ 54: ديواره‌ قفسه‌ آسانسور بايد از يك‌ تيغه‌ سراسري‌ و يا يك‌ شبكه‌ فلزي‌ (توري‌ يا ميله‌اي‌) و يا نرده‌ چوبي‌ ساخته‌ شده‌ باشد. بطوري‌ عادي‌ اندازه‌ روزنه‌هاي‌ شبكه‌ فلزي‌ يا نرده‌ چوبي‌ نبايد از 5 سانتيمتر در بعد كوچك‌ خود بيشتر باشد. در جاهايي‌ كه‌ امكان‌ ايجاد خطر از اطاقك‌ها و وزنه‌هاي‌ تعادل‌ و درهاي‌ كشويي‌ هست‌ و روزنه‌هاي‌ نامبرده‌ نبايد از 12 ميليمتر تجاوز كند.

ماده‌ 55: لبه‌ها - تخته‌هاي‌ كف‌ اطاقك‌ - نعل‌ درگاه‌ و چوب‌هايي‌ كه‌ در كنار سطح‌ تخليه‌ قفسه‌ آسانسور قرار دارد و برجستگي‌ آنها از 5/2 سانتيمتر بيشتر است‌ بايد داراي‌ سطح‌ صاف‌ و لبه‌هاي‌ پخ‌ باشد.

ماده‌ 56: در قفسه‌ آسانسورها نبايد هيچگونه‌ سيم‌ - طناب‌ و يا لوله‌ عبور داده‌ شود مگر سيم‌ها و كابل‌هايي‌ كه‌ براي‌ بكار انداختن‌ آسانسور لازم‌ است‌.

ماده‌ 57: كليه‌ سيم‌هاي‌ برق‌ بجز سيم‌هاي‌ مخصوص‌ برق‌ اطاقك‌ آسانسور بايد در لوله‌هاي‌ فلزي‌ قرار داده‌ شود مگراينكه‌ از نوع‎كابل‌ مسلح‎باشد. بديهي‎است‌ كليه‎دستگاه‌هاي‌ برقي‌ واقع‌ در قفسه‌ آسانسور يا در اطاقك‌ بايد به‌ منظور جلوگيري‌ از خطر اتصال‌ بسته‌ و محفوظ‌ باشد.

ماده‌ 58: فواصل‌ بين‌ جدار اطاقك‌ يا قفسه‌ آسانسور و همچنين‌ فاصله‌ بين‌ اطاقك‌ و وزنه‌ تعادل‌ نبايد از 25 ميليمتر كمتر باشد.

ماده‌ 59: فاصله‌ بين‌ اطاقك‌ و سكوي‌ تخليه‌ براي‌ آسانسورهايي‌ كه‌ داراي‌ ريل‌ راهنما مي‌باشد نبايد از 20 ميليمتر كمتر و در هر صورت‌ از 40 ميليمتر بيشتر باشد.

ماده‌ 60: فاصله‌ پايين‌ اطاقك‌ هنگامي‌ كه‌ روي‌ ضربه‌ گيرها قرار دارد تا كف‌ قفسه‌ آسانسور نبايد از 60 سانتيمتر كمتر باشد.

ماده‌ 61: در طبقه‌ آخر فاصله‌ بالاي‌ اطاقك‌ با سقف‌ قفسه‌ آسانسور نبايد در هيچ‌ صورت‌ كمتر از 60 سانتيمتر باشد.

ماده‌ 62: قفسه‌ آسانسور بايد داراي‌ سقف‌ محكم‌ باشد.

ماده‌ 63: هر 30 سانتيمتر مربع‌ در هر قسمت‌ از كف‌ اطاقك‌ آسانسور بايد تاب‌ تحمل‌ 250 كيلوگرم‌ بار متمركز را داشته‌ باشد. (از اين‌ محاسبه‌ نبايد در آن‌ واحد براي‌ سطح‌ تمام‌ كف‌ استفاده‌ نمود).

درهاي‌ قفسه‌ آسانسور

ماده‌ 64: درهاي‌ قفسه‌ آسانسور جز در مواقع‌ استفاده‌ از آسانسور بايد قفل‌ باشد.

ماده‌ 65: درهاي‌ قفسه‌ آسانسور بايد داراي‌ قفل‌ ضامن‌ دار باشد به‌نحوي‌ كه‌ اطاقك‌ پس‌ از طي‌ حداكثر 5/7 سانتيمتر از كف‌ پاگردي‌ كه‌ هم‌ سطح‌ آن‌ قرار داشته‌ بطور خودكار در را بسته‌ نگاهدارد و همچنين‌ تا موقعي‌ كه‌ در باز است‌ نبايد براي‌ اطاقك‌ آسانسور امكان‌ حركت‌ وجود داشته‌ باشد درهاي‌ قفسه‌ آسانسور در موقع‌ نبودن‌ اطاقك‌ نبايد جز با كليد مخصوص‌ امدادي‌ باز شود.

ماده‌ 66: در هر طبقه‌ يا پاگردي‌ كه‌ اطاقك‌ مي‌ايستد محفظه‌ آسانسور بايد داراي‌ درهاي‌ معمولي‌ يا كشويي‌ يا تركيبي‌ از اين‌ دو باشد.

ماده‌ 67: براي‌ قفسه‌ آسانسورهاي‌ باركش‌ بايد درهاي‌ كشويي‌ افقي‌ يا قائم‌ يا درهاي‌ كشويي‌ و لولايي‌ و يا تركيبي‌ از آنها تعبيه‌ شود.

ماده68: بكاربردن‌ درهايي‌كه‌ باز و بسته‎شدن‌ آنها باحركت‎اطاقك‎انجام‌‎مي‌گرددممنوع‌ است‌.

ماده‌ 69: در صورتي‌ كه‌ درهاي‌ قفسه‌ آسانسور چشمه‌ دار باشد نبايد عرض‌ اين‌ چشمه‌ها از 5 سانتيمتر تجاوز كند.

ماده‌ 70: درهاي‌ قفسه‌ آسانسورهاي‌ باركش‌ كه‌ با نيروي‌ دست‌ كار مي‌كند بايد داراي‌ قفلهاي‌ مكانيكي‌ باشد كه‌ توسط‌ اطاقك‌ بكار انداخته‌ شود.

ماده‌ 71: درهاي‌ قفسه‌ آسانسور در مواقعي‌ كه‌ بسته‌ است‌ بايد سراسر دهانه‌ قفسه‌ را از كف‌ تا سقف‌ بپوشاند.

اطاقك‏هاي آسانسور

ماده‌ 72: اطاقك‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ بايد از همه‌ طرف‌ به‌ استثناء دهانه‌هاي‌ ضروري‌ جهت‌ ورود و خروج‌ و بارگيري‌ و بار اندازي‌ بسته‌ باشد.

ماده‌ 73: بدنه‌ اطاقك‌ تا حداقل‌ ارتفاع‌ 20/1 متر از كف‌ و همچنين‌ سقف‌ آن‌ بايد از مصالح‌ محكم‌ اعم‌ از چوب‌ يا فلز ساخته‌ شود.

ماده‌ 74: ممكن‌ است‌ كه‌ براي‌ ديواره‌هاي‌ اطاقك‌ از ارتفاع‌ 20/1 متري‌ به‌ بالا از قطعات‌ مشبك‌ استفاده‌ كرد مشروط‌ بر اينكه‌ عرض‌ روزنه‌ها از 5/2 سانتيمتر تجاوز نكند.

ماده‌ 75: سقف‌ اطاقك‌هاي‌ كاملاً بسته‌ بايد مجهز به‌ دريچه‌ خروجي‌ امدادي‌ بوده‌ و از دو طرف‌ يا لااقل‌ از طرف‌ داخل‌ قابل‌ باز شدن‌ باشد.

ماده‌ 76: اطاقك‌ آسانسورهايي‌ كه‌ با نيروي‌ دست‌ كار مي‌كنند بايد از همه‌ طرف‌ به‌ استثناء طرف‌ خروجي‌ و هواكش‌ آن‌ بسته‌ باشد.

ماده‌ 77: هر يكدهم‌ متر مربع‌ از هر قسمت‌ سقف‌ اطاقك‌ها بايد تحمل‌ صد كيلوگرم‌ بار متمركز را داشته‌ باشد.

ماده‌ 78: اطاقك‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ بايد در داشته‌ باشد، حذف‌ در اطاقك‌ در صورتي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ سطح‌ داخلي‌ قفسه‌ آسانسور در مجاورت‌ در اطاقك‌ كاملاً صاف‌ و بدون‌ منفذ بوده‌ و از طرفي‌ سرعت‌ آسانسور از 5/1 متر در ثانيه‌ تجاوز نكند

ماده‌ 79: اطاقك‌ كليه‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ بايد داراي‌ كليد برقي‌ مخصوصي‌ باشد تا از حركت‌ اطاقك‌ مادامي‌ كه‌ در بسته‌ نيست‌ جلوگيري‌ شود.

ماده‌ 80: اطاقك‌ آسانسورهايي‌ كه‌ با برق‌ كار نمي‌كند بايد داراي‌ وسايل‌ حفاظتي‌ مشابه‌ آنچه‌ در موارد قبل‌ ذكر گرديده‌ باشد.

ماده‌ 81: درهاي‌ كشويي‌ اطاقك‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ ممكن‌ است‌ به‌ طرز زير ساخته‌ شود:

الف‌ - توپر و از تخته‌هاي‌ محكم‌ و يا شيشه‌ و يا تخته‌هاي‌ مشبك‌ و غير مشبك‌.

ب‌ - از شبكه‌ و يا ميله‌هايي‌ كه‌ فواصل‌ آن‌ كمتر از 12 ميليمتر باشد.

ج‌ - به‌ صورت‌ تاشو مشروط‌ بر اينكه‌ بعد منافذ آن‌ از 65 ميليمتر تجاوز نكند.

ماده‌ 82: در اطاقك‌ آسانسورها موقعي‌ كه‌ بسته‌ مي‌شود بايد تمام‌ دهانه‌ خروجي‌ را بپوشاند.

ماده‌ 83: اطاقك‌ آسانسورها بايد داراي‌ دستگاه‌ اطميناني‌ كه‌ معمولاً به‌ بدنه‌ اطاقك‌ نصب‌ مي‌گردد باشد اين‌ دستگاه‌ اطمينان‌ بايد قدرت‌ متوقف‌ كردن‌ و نگهداشتن‌ اطاقك‌ را با تمام‌ ظرفيت‌ آن‌ در موارد سرعت‌ غير عادي‌ و سقوط‌ آزاد و يا رها شدن‌ كابل‌ها را داشته‌ باشد.

ماده‌ 84: دستگاه‌ اطمينان‌ اطاقك‌ بايد توسط‌ تنظيم‌ كننده‌هاي‌ سرعت‌ بكار افتد.

تبصره‌ -  گيره‌ يا دنده‌ را نمي‌توان‌ به‌ عنوان‌ دستگاه‌ اطمينان‌ تلقي‌ نمود.

ماده‌ 85: اطاقك‌ آسانسورهاي‌ دستي‌ بايد به‌ ترمزهاي‌ دستي‌ كه‌ در جهت‌ حركت‌ كار مي‌كند مجهز باشد موقعي‌ كه‌ ترمز مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد تا هنگامي‌ كه‌ رها نشده‌ بايد در وضع‌ (قفل‌) باقي‌ بماند.

ماده‌ 86: موقعي‌ كه‌ آسانسور در ارتفاع‌ بيش‌ از ده‌ متر كار مي‌كند براي‌ كنترل‌ سرعت‌ اطاقك‌ در موقع‌ پايين‌ آمدن‌ بايد دستگاه‌ تنظيم‌ سرعت‌ تعبيه‌ شود.

ماده‌ 87: اطاقك‌ آسانسورهاي‌ باركش‌ كه‌ ضمناً افراد را نيز حمل‌ مي‌كند و يا يك‌ نفر متصدي‌ در داخل‌ آن‌ بكار مشغول‌ است‌ بايد طبق‌ مشخصات‌ آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد ساخته‌ شود.

ماده‌ 88: آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد به‌ استثناء آنهايي‌ كه‌ به‌وسيله‌ كنترل‌ خودكار بكار مي‌افتد بايد به‌وسيله‌ يك‌ متصدي‌ آزموده‌ بكار انداخته‌ شوند.

ماده‌ 89: اطاقك‌ آسانسورهايي‌ كه‌ براي‌ حمل‌ افراد بكار برده‌ مي‌شود و سرعتشان‌ از 45 متر در دقيقه‌ بيشتر است‌ (به‌ استثناء آسانسورهاي‌ اتوماتيك‌) بايد داراي‌ فرمان‌ برقي‌ باشد.

ماده‌ 90: فرمان‌ آسانسورهاي‌ باركش‌ مي‌تواند توسط‌ كنترل‌هاي‌ خودكار يا دو دگمه‌اي‌ و يا كليدهاي‌ الكتريكي‌ و يا كابل‌هاي‌ دستي‌ انجام‌ گيرد.

ماده‌ 91: دسته‌ فرمان‌ بايد طوري‌ باشد كه‌ پس‌ از برداشتن‌ دست‌ متصدي‌ فرمان‌ بطور خودكار به‌ حالت‌ بسته‌ برگردد.

ماده‌ 92: فرمان‌ چرخدار بايد داراي‌ علامت‌ جهت‌ حركت‌ اطاقك‌ و يا تابلويي‌ باشد كه‌ در آن‌ با كلمات‌ و يا علايم‌ به‌ سمت‌ بالا - به‌ سمت‌ پايين‌ و يا بي‌ حركت‌ بطور واضح‌ نشان‌ داده‌ شود.

ماده‌ 93: در آسانسور با فرمان‌ دستي‌ بايد كابل‌ فرمان‌ داراي‌ ساچمه‌هايي‌ باشد كه‌ حدود حركت‌ اطاقك‌ را در هر طبقه‌ معلوم‌ كند.

ماده‌ 94: كابل‌ فرمان‌ دستي‌ بايد داراي‌ ضامني‌ باشد كه‌ حركت‌ دادن‌ اطاقك‌ را از طبقه‌ ديگري‌ غير ممكن‌ نمايد.

ماده‌ 95: آسانسورهاي‌ موتوري‌ بايد داراي‌ كليدهايي‌ در بالاترين‌ و پايين‌ترين‌ نقاط‌ قفسه‌ آسانسور باشد تا اطاقك‌ وقتي‌ به‌ اولين‌ و يا آخرين‌ طبقه‌ مي‌رسد بخودي‌ خود متوقف‌ شود. اين‌ كليدها بايد مستقل‌ بوده‌ و ارتباطي‌ به‌ دستگاه‌ حركت‌ و يا فرمان‌ اطاقك‌ نداشته‌ باشند.

ماده‌ 96: داخل‌ اطاقك‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ بايد براي‌ مواقع‌ خطر كليد قطع‌ برق‌ در نظر گرفته‌ شود اين‌ كليد بايد از دستگاه‌ فرمان‌ بكلي‌ مجزا ولي‌ در كنار آن‌ قرار داشته‌ باشد.

ماده‌ 97: كليد قطع‌ كننده‌ دستي‌ بايد در موتورخانه‌ دستگاه‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ و يا در كنار موتور آسانسورهاي‌ موتوري‌ در نظر گرفته‌ شود. اين‌ قبيل‌ كليدها بايد در محل‌ قابل‌ ديد قرار داده‌ شوند.

ماده‌ 98: حد متوسط‌ سرعت‌ آسانسورهاي‌ موتوري‌ باركش‌ كه‌ داراي‌ متصدي‌ نيست‌ نبايد از 5/37 متر در دقيقه‌ تجاوز كند مگر در مورد آسانسورهاي‌ خودكار و يا آسانسورهايي‌ كه‌ تحت‌ نظر يك‌ متصدي‌ دائمي‌ كار مي‌كند.

ماده‌99: حد متوسط‌ سرعت‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ باركش‌ نبايد از45 متر در دقيقه‌ تجاوزكند.

ماده‌ 100: سرعت‌ متوسط‌ آسانسورهاي‌ باركش‌ تسمه‌اي‌ يا زنجيري‌ نبايد از 18 متر در دقيقه‌ تجاوز كند.

ماده‌ 101: آسانسورهاي‌ باركش‌ دستي‌ نبايد در جايي‌ كه‌ بيش‌ از 18 متر و يا 4 طبقه‌ ارتفاع‌ دارد مورد استفاده‌ قرار گيرد.

ماده‌ 102: اطاقك‌ آسانسورها بايد هنگام‌ كار به‌ اندازه‌ كافي‌ روشن‌ باشد.

ماده‌ 103: ريل‌هاي‌ راهنما - ضربه‌ گير و وزنه‌ تعادل‌ اطاقك‌ آسانسورهاي‌ موتوري‌ كه‌ براي‌ ارتفاع‌ بيش‌ از 30 متر و با سرعت‌ سي‌ متر در دقيقه‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌ بايد از فولاد يا مصالح‌ مشابه‌ ديگر ساخته‌ شود. در مورد كارخانجات‌ سازنده‌ مواد شيميايي‌ يا مواد منفجره‌ يا نظاير آنها در صورتي‌ كه‌ وجود ريل‌هاي‌ راهنماي‌ فولادي‌ احتمالاً توليد خطر نمايد بدون‌ توجه‌ به‌ سرعت‌ و ارتفاع‌ ريل‌هاي‌ راهنما را مي‌توان‌ با شرايط‌ مناسب‌ و با رعايت‌ احتياطات‌ لازم‌ از چوب‌ ساخت‌.

ماده‌ 104: در داخل‌ نودال‌ قفسه‌ آسانسورهاي‌ برقي‌ بايد ضربه‌ گيرهايي‌ در نظر گرفت‌ كه‌ بتواند ضربه‌ اطاقكي‌ را كه‌ با ظرفيت‌ كامل‌ مي‌افتد تحمل‌ و دفع‌ كند.

ماده‌ 105: براي‌ آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد كه‌ سرعت‌ آنها از 60 متر در دقيقه‌ كمتر است‌ مي‌توان‌ ضربه‌ گيرهاي‌ روغني‌ يا فنري‌ و يا هوايي‌ بكار برد ولي‌ اگر سرعت‌ از 60 متر در دقيقه‌ تجاوز نمايد بايد ضربه‌ گيرها فقط‌ از نوع‌ روغني‌ باشد.

ماده‌ 106: در مورد آسانسورهاي‌ باري‌ كه‌ سرعت‌ آنها از 15 متر در دقيقه‌ كمتر است‌ مي‌شود از ضربه‌ گيرهاي‌ توپر استفاده كرد اما چنانچه سرعت از 15 متر در دقيقه تجاوز كند بايد حتماً ضربه‎گيرهاي ارتجاعي هوايي و يا روغني درنظر گرفته شود.

ماده‌ 107: ضربه‌ گيرها بايد طوري‌ نصب‌ شود كه‌ در پايين‌ترين‌ ايستگاه‌ (سطح‌ تخليه‌) موقعي‌ كه‌ ضربه‌ گيرها كاملاً فشرده‌ و متراكم‌ شده‌ حداقل‌ 60 سانتيمتر بين‌ پايين‌ترين‌ نقطه‌ اطاقك‌ و ته‌ گودال‌ فاصله‌ باشد.

ماده‌ 108: براي‌ وزنه‌هاي‌ تعادل‌ نيز بايد ضربه‌ گيرهايي‌ مشابه‌ آنچه‌ كه‌ براي‌ اطاقك‌ها مقرر گرديده‌ تعبيه‌ شود وزنه‌هاي‌ تعادل‌ اطاقك‌ بايد روي‌ ريل‌ و راهنما و يا داخل‌ محفظه‌ محكمي‌ كه‌ عاري‌ از برجستگي‌ باشد حركت‌ كند.

ماده‌ 109: محل‌ حركت‌ وزنه‌هاي‌ تعادل‌ نيز بايد در قفسه‌ آسانسور قرار داده‌ شود و در صورتي‌ كه‌ كناره‌هاي‌ قفسه‌ باز باشد بايد حداقل‌ تا ارتفاع‌ 15/2 متر از كف‌ گودال‌ اطراف‌ قفسه‌ آسانسور محصور و محفوظ‌ باشد.

ماده‌ 110: در صورتي‌ كه‌ محل‌ حركت‌ اطاقك‌ و وزنه‌هاي‌ تعادل‌ قفسه‌ نداشته‌ باشد بايد آنرا محفوظ‌ كرد.

ماده‌ 111: در مورد آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد يا باركش‌ بايد لااقل‌ دو كابل‌ براي‌ وزنه‌هاي‌ تعادل‌ و دو كابل‌ براي‌ بالا بردن‌ اطاقك‌ در نظر گرفته‌ شود.

ماده‌ 112: حداقل‌ قطر هر نوع‌ كابل‌ 12 ميليمتر است‌.

ماده‌ 113: اتصال‌ كابل‌ها بايد بسيار محكم‌ باشد براي‌ اين‌ منظور بهتر است‌ بست‌هايي‌ در داخل‌ قرقره‌ها پيش‌بيني‌ شود موقعي‌ كه‌ اطاقك‌ يا وزنه‌هاي‌ تعادل‌ حداكثر طول‌ را پيمود بايد حداقل‌ دو دور از كابل‌هاي‌ بالا برنده‌ و تعادل‌ هنوز دور قرقره‌ها باقيمانده‌ باشد.

ماده‌ 114: تمام‌ كابل‌ها بايد داراي‌ دستگاه‌ تعادل‌ باشد آسانسورهايي‌ كه‌ داراي‌ قرقره‌ نيست‌ بايد به‌ دستگاه‌ متعادل‌ كننده‌ مجهز گردد.

موتورخانه‌

ماده‌ 115: به‌ استثناء آسانسورهاي‌ باركش‌ دستي‌ اتصالي‌هاي‌ بالاي‌ آسانسور بايد روي‌ تيرهاي‌ حمال‌ و يا سقفي‌ كه‌ محكم‌ ساخته‌ شده‌ باشد (به‌طوري‌كه‌ در ماده‌ 108 اين‌ آيين‌نامه‌ مقرر شده‌) قرار داده‌ شود.

ماده‌ 116: هيچيك‌ از قسمت‌هاي‌ مربوط‌ به‌ دستگاه‌ حركت‌ دهنده‌ نبايد روي‌ سقف‌ قفسه‌ آسانسور قرار داده‌ شود.

ماده‌ 117: هيچيك‌ از قسمت‌هاي‌ مختلف‌ آسانسور به‌ استثناء ضربه‌ گيرها نبايد در كف‌ قفسه‌ آسانسور قرار داده‌ شود.

ماده‌ 118: تمام‌ قسمت‌هاي‌ موتورخانه‌ بايد با رعايت‌ آيين‌ نامه‌ حفاظتي‌ ماشين‌ آلات‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 119: قرقره‌ها و ريل‌هاي‌ راهنما بايد از چدن‌ يا فولاد باشد. اين‌ قرقره‌ها بايد داراي‌ گلويي‌ صيقلي‌ شده‌ با مقطع‌ نيم‌ دايره‌ باشد بطوري‌ كه‌ بازي‌ بين‌ كابل‌ و گلوگاه‌ مزبور از 6/1 ميليمتر تجاوز نكند.

ماده‌ 120: قطر قرقره‌ نبايد از 40 برابر قطر كابل‌ كمتر باشد.

ماده‌ 121: در آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد نبايد براي‌ اتصال‌ قرقره‌ها به‌ فرمان‌ اصلي‌ آسانسور كلاچ‌ بكار برده‌ شود.

ماده‌ 122: آسانسورهاي‌ حمل‌ افراد يا باركش‌ بايد مجهز به‌ ترمزهايي‌ باشد كه‌ بطور خودكار هنگامي‌ كه‌ دستگاه‌ فرمان‌ در وضع‌ "توقف‌ است‌" عمل‌ كند.

ماده‌ 123: سيم‌هاي‌ فرمان‌ بايد در كليه‌ مسير از كابل‌ها و سيم‌ تلفن‌ و برق‌ اطاقك‌ بطوري‌ كه‌ در ماده‌ 15 اين‌ آيين‌نامه‌ ذكر شده‌ مجزا باشد.

ماده‌ 124: در كليه‌ ماشين‌ها و دستگاه‌هاي‌ الكتريكي‌ آسانسور بايد يك‌ اتصال‌ زمين‌ نيز پيش‌بيني‌ شده‌ باشد.

ماده‌ 125: در صورتي‌ كه‌ بخواهند در آسانسورهاي‌ حمل‌ افراد و باركش‌ دستي‌ تغييراتي‌ داده‌ و آنرا موتوري‌ نمايند بايد طبق‌ مقررات‌ اين‌ آيين‌نامه‌ عمل‌ گردد.

ماده‌ 126: تمام‌ قسمت‌هاي‌ مختلف‌ آسانسور بايد به‌وسيله‌ موسساتي‌ كه‌ صلاحيت‌ آنها مورد تاييد وزارت‌ كار باشد در فواصل‌ كوتاه‌ كه‌ بيشتر از سه‌ ماه‌ نباشد مورد بررسي‌ دقيق‌ قرار گيرد.

تبصره‌ -  جريان‌ بازديد قسمت‌هاي‌ مختلف‌ آسانسور با ذكر تاريخ‌ و اقداماتي‌ كه‌ براي‌ رفع‌ نقائص‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد بايد در دفتر چه‌ مخصوص‌ ثبت‌ گردد.

ماده‌ 127: اطاقك‌ آسانسورهاي‌ حمل‌ افراد بايد زنگ‌ امدادي‌ و تلفن‌ داشته‌ باشد.

 

تابلو

ماده‌ 128: درون‌ اطاقك‌ آسانسورها عموماً بايد تابلوهايي‌ نصب‌ گردد كه‌ حداكثر بار مجاز آسانسور را بطور واضح‌ مشخص‌ كند.

ماده‌ 129: در كنار مدخل‌ و همچنين‌ داخل‌ اطاقك‌ آسانسورهاي‌ موتوري‌ كه‌ استثنائاً براي‌ حمل‌ افراد بكار مي‌رود و با مشخصات‌ مربوطه‌ به‌ آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد مطابقت‌ دارد بايد به‌وسيله‌ تابلويي‌ تصريح‌ گردد كه‌ بكار انداختن‌ آن‌ جز وسيله‌ متصدي‌ مربوطه‌ ممنوع‌ است‌.

بخش‌ 7- محوطه‌ كارخانه‌ صحن‌ كارگاه‌

ماده‌ 130: براي‌ كارگراني‌ كه‌ در خارج‌ از سالن‌ها در محوطه‌ كارخانه‌ و اطراف‌ ساختمان‌ها (در فضاي‌ آزاد) مشغول‌ كار هستند مي‌بايستي‌ حفاظ‌ و سايبان‌ پيش‌بيني‌ شود.

ماده‌ 131: قسمت‌هاي‌ روباز داخل‌ و اطراف‌ كارخانه‌ كه‌ عنوان‌ حياط‌ دارد بايد هميشه‌ طوري‌ ساخته‌ شود كه‌ آب‌ در كف‌ آن‌ نمانده‌ و گل‌ نشود و هميشه‌ اوقات‌ نظيف‌ و تميز باشد تا رفت‌ و آمد به‌ ساختمان‌هاي‌ كارخانه‌ و حمل‌ و نقل‌ مواد و تجهيزات‌ مختلف‌ از ميان‌ آنها به‌ سهولت‌ صورت‌ گيرد.

ماده‌ 132: صحن‌ كارخانه‌ها بايد عموماً داراي‌ مجاري‌ فاضلاب‌ باشد.

ماده‌ 133: چنانچه‌ در صحن‌ كارخانه‌ گودال‌هايي‌ مانند چاله‌، حفره‌ و چاه‌ و نهر و غيره‌ وجود داشته‌ باشد بايد روي‌ دهانه‌ آنها با وسايل‌ محكم‌ و اطمينان‌ بخش‌ مستور گرديده‌ يا اطراف‌ آنها نرده‌ محكمي‌ نصب‌ شود.

عبور افراد و وسايل‌ نقليه‌

ماده‌ 134: معابر و پياده‌ روها و خط‌ آهن‌هاي‌ مخصوص‌ كارخانه‌ بايد به‌ قسمي‌ احداث‌ شده‌ باشد كه‌ از هر گونه‌ تقاطع‌ خطرناك‌ جلوگيري‌ شود.

ماده‌ 135: كارگاه‌هايي‌كه‌ محصور نيستند بايد درهاي‌ مخصوص‌ براي‌ وسائط‌ نقليه‌ و خط‌ آهن‌ و عبور افراد داشته‌ باشند.

ماده‌ 136: بين‌ پياده‌روها و راه‌ عبور وسائط‌ نقليه‌ و راه‌ آهن‌ بايد فاصله‌ كافي‌ در نظر گرفته‌ شود و ضمناً عرض‌ پياده‌ روها به‌ اندازه‌اي‌ باشد كه‌ در ساعت‌ تراكم‌ رفت‌ و آمد براي‌ كارگران‌ ايجاد زحمت‌ نشود.

ماده‌ 137: براي‌ رفت‌ و آمد افراد بايد پياده‌ روهايي‌ بين‌ نقاط‌ مهم‌ در كوتاه‌ترين‌ فاصله‌ ساخته‌ شود اين‌ قبيل‌ معابر را نبايد در زير ناودان‌ها احداث‌ نمود كه‌ بر اثر ريزش‌ آب‌ در سطح‌ آنها لغزندگي‌ پيدا شود.

ماده‌ 138: در محل‌ تقاطع‌ پياده‌ روها با خطوط‌ آهن‌ و راه‌هاي‌ عبور وسائط‌ نقليه‌ بايستي‌ معبرهاي‌ هوايي‌ يا زيرزميني‌ احداث‌ گردد. مگر آنكه‌ وزارت‌ كار ايجاد آنرا لازم‌ نداند.

 

فصل‌ دوم‌ - روشنايي‌

كليات‌

ماده‌ 139: در نقاطي‌ كه‌ اشخاص‌ بكار اشتغال‌ دارند يا از آنها عبور مي‌نمايد بايد در ساعات‌ كار روشنايي‌ كافي‌ طبيعي‌ يا مصنوعي‌ تامين‌ شده‌ باشد اين‌ روشنايي‌ بايد در هر حال‌ متناسب‌ با نوع‌ كار بوده‌ و حتي‌ المكان‌ از روشنايي‌ و نور طبيعي‌ استفاده‌ گردد.

بخش‌ 1- نور طبيعي‌

ماده‌ 140: پنجره‌هاي‌ سقفي‌ و پنجره‌هاي‌ معمولي‌ بايد به‌ قسمي‌ و به‌ فواصلي‌ نصب‌ شود كه‌ نور بطور يكنواخت‌ به‌ محل‌ كار بتابد.

ماده141: در موارد ضروري‌ براي‌ جلوگيري‌ از شدت‌ تابش‌ نور و پنجره‌هاي‌ سقفي‌ و پنجره‌هاي‌ معمولي‌ را بايد باوسايل‌ مناسبي‌ مانندكركره‌ و پرده‌ متحرك‌ ونظائر آن‎مجهز‎نمود.

ماده‌ 142: پنجره‌هاي‌ سقفي‌ و معمولي‌ بايد مرتباً تميز گردند.

بخش‌ 2- نور مصنوعي‌

ماده‌ 143: در محل‌هايي‌ كه‌ نور طبيعي‌ وجود ندارد و يا در نقاطي‌ كه‌ نور طبيعي‌ به‌ قدر كافي‌ ايجاد روشنايي‌ نمي‌كند بايد از نور مصنوعي‌ استفاده‌ شود.

ماده‌ 144: روشنايي‌ بايد بطور كلي‌ يكنواخت‌ بوده‌ و از جهات‌ مختلف‌ بتابد تا از ايجاد سايه‌هاي‌ تند جلوگيري‌ شده‌ و ضمناً باعث‌ خيره‌ شدن‌ چشم‌ نگردد.

ماده‌ 145: در محل‌هايي‌ كه‌ بطور موضعي‌ احتياج‌ به‌ نور شديدي‌ باشد علاوه‌ بر نور كلي‌ كارگاه‌ نور اضافي‌ در محل‌ مورد نياز طبق‌ مفاد اين‌ آيين‌نامه‌ تامين‌ شود.

ماده‌ 146: براي‌ جلوگيري‌ از خيره‌ كردن‌ چشم‌ نور اضافي‌ مذكور در ماده‌ قبل‌ بايد به‌ نحوي‌ پوشيده‌ شود كه‌ فقط‌ محل‌ مورد نظر را روشن‌ نمايد.

بخش‌ 3- شدت‌ نور

ماده 147: حداقل‌ شدت‌ نور در معابر خارجي‌ اطراف‌ كارگاه‌ و همچنين‌ در داخل‌ محوطه‌ 20 لوكس‌ است‌ (لوكس‌ واحد شدت‌ نور و مساويست‌ با شدت‌ روشنايي‌ يك‌ شمع‌ در فاصله‌ يك‌ متر).

ماده‌ 148: در موارد زير حداقل‌ شدت‌ نور بايستي‌ 50 لوكس‌ باشد.

الف‌ - در محل‌هايي‌ كه‌ تشخيص‌ جزييات‌ در آن‌ ضرورت‌ ندارد از قبيل‌ جابجا كردن‌ ذغال‌ سنگ‌ و سنگ‌ آهك‌ و اشياء مشابه‌ آن‌.

ب‌ - راهروها - پلكان‌ها - انبارهاي‌ كالا - انبارهاي‌ مخصوص‌ اشياء زمخت‌ و حجيم‌.

ماده‌ 149: در موارد زير حداقل‌ شدت‌ نور بايستي‌ 100 لوكس‌ باشد.

الف‌ - هنگامي‌ كه‌ تشخيص‌ جزييات‌ تا حدي‌ ضروري‌ باشد مانند محل‌ توليد محصولات‌ نيمه‌ تمام‌ آهني‌ و فولادي‌ - آسيا كردن‌ غلات‌ - آماده‌ ساختن‌ الياف‌ پنبه‌ و ساير عمليات‌ مقدماتي‌ امور صنعتي‌.

ب‌ - در اطاق‌هاي‌ ماشين‌ و ديگ‌ بخار - داخل‌ اطاقك‌ آسانسور براي‌ حمل‌ افراد و بار در قسمت‌هاي‌ بسته‌ بندي‌ - در انبارهاي‌ اشياء كم‌ حجم‌ و ظريف‌، در سالن‌هاي‌ توالت‌ و شستشو، در رختكن‌ها و غيره‌.

ماده‌ 150: در مواردي‌ كه‌ تشخيص‌ جزييات‌ بطور متوسط‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد مانند سوار كردن اجزاي معمولي ماشين و كارهاي مربوط به بازرسي و معاينه فرآورده‎هاي عمليات مربوط به فرآورده‎هاي نساجي و چرمي با الوان روشن - تهيه كنسرو و بسته‎بندي گوشت - تراش چوب و الوار و امثال آن بايستي حداقل 200 لوكس‌ باشد.

ماده‌ 151: چنانچه‌ تشخيص‌ دقيق‌ جزييات‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد مانند كارهاي‌ ماشيني‌ بازرسي‌ و معاينه‌ معمولي‌ پرداخت‌ كردن‌ چرم‌، بافندگي‌ پنبه‌ و پارچه‌هاي‌ روشن‌ پشمي‌ امور اداري‌ (در پشت‌ ميز) خواندن‌ و نوشتن‌ متناوب‌ بايگاني‌ و ارسال‌ مراسلات‌ و غيره‌ حداقل‌ شدت‌ نور بايد 300 لوكس‌ باشد.

ماده‌ 152: در صورتي‌ كه‌ تشخيص‌ بسيار دقيق‌ جزييات‌ الزام‌ آور باشد از قبيل‌ سوار كردن‌ و اتصال‌ اجزاي‌ ظريف‌ ماشين‌، امور دقيق‌ ماشيني‌، بازرسي‌ كابل‌ها، تراش‌ و صيقل‌ شيشه‌ و بلور، كارهاي‌ چوبي‌ ظريف‌، بافندگي‌ پارچه‌هاي‌ تيره‌ رنگ‌ پشمي‌ امور محاسباتي‌، دفتر داري‌ و تحريرات‌ تندنويسي‌، ماشين‌ نويسي‌ و نقشه‌ كشي‌ و ساير امور ممتد اداري‌ بايستي‌ حداقل‌ شدت‌ نور 500 لوكس‌ باشد.

ماده‌ 153: در مواردي‌ كه‌ تشخيص‌ جزييات‌ بطور دقيق‌تر از آنچه‌ در فوق‌ گذشت‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد مانند سوار كردن‌ و بازرسي‌ دقيق‌ ادوات‌ و اسباب‌هاي‌ بسيار ظريف‌ جواهر سازي،‌ ساعت‌ سازي‌، درجه‌ بندي‌ محصولات‌ توتون‌، مقابله‌ كردن‌ اوراق‌ چاپي‌ در چاپخانه‌، چرخ‌ كردن‌ پارچه‌هاي‌ تيره‌ رنگ‌ و نظائر آن‌ حداقل‌ شدت‌ نور بايستي‌ 1000 لوكس‌ باشد.

تبصره‌ -  حداقل‌ شدت‌هاي‌ نوري‌ كه‌ در موارد فوق‌ تعيين‌ شده‌ در مواقعي‌ است‌ كه‌ چراغها ودستگاه‌هاي‌ نور دهنده‌ تحت‌ شرايط‌ عادي‌ كار كند (نه‌ در مواقعي‌ كه‌ دستگاه‌هاي‌ مزبور تازه‌ نصب‌ شده‌ است‌ از اين‌ رو لازمست‌ كه‌ شدت‌ نور در آغاز كار در صورت‌ مساعد بودن‌ شرايط‌ 25 درصد و شرايط‌ نامناسب‌ (مواردي‌ كه‌ نوع‌ كار چراغها را كثيف‌ مي‌كند) 50 درصد بيشتر در نظر گرفته‌ شود.

بخش‌ 4- نور امدادي‌

ماده‌ 154: در ساختمان‌هايي‌ كه‌ 250 نفر يا بيشتر بكار اشتغال‌ داشته‌ و فعاليت‌ آنها تمام‌ يا قسمتي‌ از اوقات‌ بعد از غروب‌ تا قبل‌ از طلوع‌ آفتاب‌ را فرا گيرد. كليه‌ معابر مهم‌، پلكان‌ها، نقاط‌ خروجي‌ ساختمان‌، معابري‌ كه‌ به‌ آنها منتهي‌ مي‌شود بايد از سيستم‌هاي‌ روشنايي‌ امدادي‌ كه‌ هميشه‌ در مدت‌ شب‌ آماده‌ بكار بوده‌ و در صورت‌ قطع‌ روشنايي‌ اصلي‌ مي‌توان‌ از آن‌ استفاده‌ نمود مجهز باشند.

سيستم‌ روشنايي‌ امدادي‌ بايد حداقل‌ ظرفيت‌ توليد يك‌ ساعت‌ نيرو با شدت‌ پنج‌ لوكس‌ را داشته‌ و داراي‌ منبع‌ توليد نيرو و سيم‌ كشي‌ مستقل‌ از شبكه‌ عمومي‌ باشد.

 

فصل‌ سوم‌ - تهويه‌

ماده‌ 155: در كليه‌ كارگاه‌ها بايد پيوسته‌ شرايط‌ مساعدي‌ از نظر تهويه‌ (طبيعي‌ يا مصنوعي‌) فراهم‌ باشد هواي‌ كافي‌ و سالم‌ با درجه‌ حرارت‌ و رطوبت‌ مناسب‌ براي‌ افراد موجود بوده‌ و نيز از تغييرات‌ ناگهاني‌ درجه‌ حرارت‌ جلوگيري‌ شود.

ماده‌ 156: هر نوع‌ گرد و غبار، دود و گاز و بخارهاي‌ حاصله‌ در كارگاه‌ها بايد از همان‌ وهله‌ توليد تا جايي‌كه‌ امكان‌ دارد به‌ وسايل‌ طبيعي‌ والا به‌ وسايل‌ مصنوعي‌ از محيط‌ كار دور ساخت‌ تا از آلودگي‌ هواي‌ كارگاه‌ جلوگيري‌ شود.

ماده‌ 157: دستگاه‌هاي‌ مولد حرارت‌ كه‌ در محل‌هاي‌ كار قرار مي‌گيرد بايد داراي‌ هواكش‌ مناسب‌ باشد به‌ نحوي‌ كه‌ گازهاي‌ حاصله‌ از احتراق‌ با هواي‌ داخل‌ كارگاه‌ مخلوط‌ نگردد. استفاده‌ از اجاقها و بخاريهاي‌ بدون‌ دودكش‌ و امثال‌ آن‌ بكلي‌ ممنوع‌ است‌.

ماده‌ 158: در سالن‌ها و اطاق‌هاي‌ كارگاه‌ها بايد هميشه‌ حرارت‌ و رطوبتي‌ متناسب‌ با نوع‌ كار وجود داشته‌ باشد و اين‌ حرارت‌ بايد قابل‌ افزايش‌ و كاهش‌ باشد تا بتوان‌ درجه‌ رطوبت‌ و حرارت‌ را به‌ تناسب‌ كار و حرارت‌ و يا رطوبت‌ خارج‌ تغيير داد.

ماده‌ 159: در نقاطي‌ كه‌ اختلاف‌ درجه‌ حرارت‌ فصلي‌ زياد است‌ بايد سقف‌ و بدنه‌هاي‌ محل‌ كار و در صورت‌ اقتضا درها و پنجره‌ها به‌ وسايل‌ مقتضي‌ مانند عايق‌ بندي‌ حرارتي‌ سقف‌ها، ديوارها و در صورت‌ امكان‌ كف‌ها و درها و پنجره‌هاي‌ محل‌ كار در مقابل‌ حرارت‌ يا برودت‌ خارج‌ مجهز شود.

ماده‌ 160: در كارگاه‌ها بايستي‌ به‌ وسايل‌ مقتضي‌ از قبيل‌ نصب‌ حايل‌هاي‌ ثابت‌ يا متحرك‌ يا عايق‌ كردن‌ لوله‌هاي‌ ناقل‌ بخار يا آب‌ داغ‌ از تشعشعات‌ شديد حرارتي‌ جلوگيري‌ شود.

تبصره‌ 1-  اين‌ عايق‌ها بايد حتي‌ الامكان‌ از مواد نسوز ساخته‌ شود.

ماده‌ 161: در مواردي‌ كه‌ از حرارت‌ مركزي‌ استفاده‌ مي‌شود رادياتورها و لوله‌هاي‌ آب‌ گرم‌ بايد به‌ قسمي‌ نصب‌ شود كه‌ كارگران‌ در نتيجه‌ تشعشع‌ حرارت‌ يا جريان‌ هواي‌ گرم‌ ناراحت‌ نشوند.

 

فصل‌ چهارم‌ - پيشگيري‌ حفاظت‌ در برابر آتش‌ سوزي‌

تعاريف‌

الف‌ - منظور از ساختمان‌ تندسوز (با اسكلت‌ چوبي‌) ساختماني‌ است‌ كه‌ ديوارها كف‌ و سقف‌ آن‌ بر روي‌ استخوان‌ بندي‌ چوبي‌ بنا شده‌ باشد.

ب‌ - منظور از ساختمان‌ كندسوز ساختماني‌ است‌ كه‌ ديواره‌هاي‌ آن‌ با مصالح‌ بنايي‌ ساخته‌ شده‌ و در داخل‌ بنا الوارها و چوبهاي‌ سنگين‌ بكار برده‌ شده‌ باشد.

ج‌ - منظور از ساختمان‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ ساختماني‌ است‌ كه‌ در آن‌ كليه‌ ديوارها، تيغه‌ها، كفها، پله‌ها، سقفها، پنجره‌ها و ساير قطعات‌ داخلي‌ بنا از مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

د - منظور از امكنه‌ كم‌ خطر محل‌هايي‌ است‌ كه‌ براي‌ انبار كردن‌ يا استفاده‌ از اشياء و موادي‌ بكار مي‌رود كه‌ معمولاً به‌ سرعت‌ يا با دود زياد نمي‌سوزد و در صورت‌ آتش‌ گرفتن‌ اشياء بزودي‌ دود و گازهاي‌ سمي‌ يا انفجار خطرات‌ فوري‌ ناشي‌ از مواد انبار شده‌ به‌ وجود نمي‌آورد.

هـ- منظور از امكنه‌ با خطر عادي‌ محل‌هايي‌ است‌ كه‌ براي‌ انبار كردن‌ يا استفاده‌ از اشياء و موادي‌ بكار مي‌رود كه‌ با سرعت‌ زياد مي‌سوزد ليكن‌ حين‌ سوختن‌ بزودي‌ گازهاي‌ سمي‌ ايجاد نمي‌كند.

و - منظور از امكنه‌ خطرناك‌ محل‌هايي‌ است‌ كه‌ براي‌ بكار بردن‌ و انبار كردن‌ يا استفاده‌ اشياء و موادي‌ بكار مي‌رود كه‌ بسيار زود آتش‌ مي‌گيرد و اين‌ اشياء در حين‌ سوختن‌ بزودي‌ گازهاي‌ سمي‌ و انفجار توليد مي‌نمايد.

ز - منظور از طبقه‌ يك‌ طبقه‌ واقعي‌ نيست‌ بلكه‌ ارتفاع‌ پنج‌ متر از كف‌ زمين‌ طبقه‌ اصلي‌ و هر چهار متر روي‌ آن‌ يك‌ طبقه‌ محسوب‌ مي‌گردد باين‌ ترتيب‌ ساختمان‌ بدون‌ طبقه‌اي‌ كه‌ 25 متر ارتفاع‌ دارد معادل‌ بنايي‌ محسوب‌ مي‌شود كه‌ طبقه‌ هم‌ سطح‌ زمين‌ آن‌ پنج‌ متر و پنج‌ طبقه‌ فوقاني‌ آن‌ هر يك‌ 4 متر ارتفاع‌ دارد.

ح‌ - منظور از گذر فضاي‌ آزاد بين‌ ماشين‌ آلات‌ تاسيسات‌ يا انبوه‌ مواد است‌ و كلمه‌ "آزاد" بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ در گذر موانعي‌ از قبيل‌ ستون‌، دستگاه‌ ترانسميسيون‌ قرقره‌ها و يا انبوه‌ مواد و نظير آنها وجود ندارد.

ط‌ - منظور از راه‌ عبور فضاي‌ آزادي‌ است‌ كه‌ براي‌ عبور و مرور داخل‌ كارگاه‌ با توجه‌ به‌ تفسيري‌ كه‌ در بند (ح‌) از كلمه‌ آزاد شده‌ است‌ بكار مي‌رود.

ي‌ - منظور از "راهرو" فضاي‌ آزادي‌ است‌ كه‌ براي‌ عبور و مرور خارج‌ از محل‌ كار با توجه‌ به‌ تعبير كلمه‌ آزاد به‌ كار مي‌رود.

ك‌ - منظور از «خروجي‌» دهانه‌اي‌ است‌ كه‌ براي‌ خروج‌ از يك‌ قسمت‌ محل‌ كار به‌ قسمت‌ ديگر آن به كار رود.

ل‌ - منظور از "خروجي‌ انتهايي‌" دهانه‌اي‌ در بناست‌ كه‌ بتوان‌ به‌ سهولت‌ و بدون‌ خطر از آن طريق به فضاي آزاد راه يافت.

م‌ - منظور از "گذرگاه‌" هر راهي‌ است‌ كه‌ براي‌ عبور و مرور افراد به‌ كار مي‌رود.

بخش‌ 1- ارتفاع‌ و تفكيك‌ ابنيه‌

ارتفاع‌

ماده‌ 162: ارتفاع‌ بناي‌ كارگاه‌هايي‌ كه‌ پس‌ از اجراي‌ اين‌ آيين‌نامه‌ ساخته‌ و يا تجديد بنا مي‌شوند بسته‌ به‌ نوع‌ ساختمان‌ يا خطرات‌ ناشي‌ از آتش‌ سوزي‌ بايد با جدول‌ زير مطابقت‌ داشته‌ باشد به‌ استثناي‌ بناهاي‌ چوبي‌ (تندسوزي‌) كه‌ الزاماً فقط‌ در يك‌ طبقه‌ ساخته‌ مي‌شود.

 

 

نوع‌ ساختمان‌

نوع‌ خطر اشيايي‌ كه‌ در داخل‌ بنا وجود دارد

كم‌ خطر

عادي‌

خطرناك‌

كندسوز

تا 4 طبقه‌

تا 2 طبقه‌

1 طبقه‌

مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌

تا 5 طبقه‌

تا 5 طبقه‌

2 طبقه‌

در اين‌ جدول‌ طبقه‌ هم‌ كف‌ زمين‌ نيز جز طبقات‌ محسوب‌ گرديده‌ است‌.

ماده‌ 163: چنانچه‌ بناهاي‌ موجود كارخانه‌ها در كليه‌ طبقات‌ با دستگاه‌هاي‌ خودكار ضد آتش‌سوزي‌ مجهز باشند حداكثر مي‌توان‌ اجازه‌ داد كه‌ طبقات‌ آنها از آنچه‌ در جدول‌ بالا تصريح‌ شده‌ يك‌ طبقه‌ بيشتر باشد.

تفكيك‌

ماده‌ 164: كليه‌ اعمالي‌ كه‌ متضمن‌ بروز انفجارها و خطرات‌ ناشي‌ از جرقه‌ و شعله‌ مي‌شود بايد در بناهايي‌ جدا از بناي‌ اصلي‌ كارگاه‌ انجام‌ شود.

بخش‌ 2- گذرگاه‌ها

گذرها

ماده‌ 165: حداقل‌ عرض‌ گذرهاي‌ بين‌ ماشين‌ آلات‌ و تاسيسات‌ و يا انبوه‌ مواد در كارگاه‌ها 60 سانتيمتر است‌.

ماده‌ 166: در صورت‌ احتمال‌ بروز مخاطرات‌ از جانب‌ ماشين‌ آلات‌ و همچنين‌ در مواردي‌ كه‌ اندازه‌ و ابعاد قطعاتي‌ كه‌ ساخته‌ مي‌شود و يا مقدار ضايعات‌ و يا تاسيسات‌ و يا انبوه‌ مواد و اشياء ايجاب‌ نمايد بايستي‌ براي‌ گذرهاي‌ داخلي‌ عرض‌ بيشتري‌ منظور شود.

ماده‌ 167: چنانچه‌ امكان‌ دسترسي‌ فوري‌ به‌ خروجي‌ها نباشد در كارگاه‌ بايستي‌ راهروهاي‌ مشخص‌ و همواري‌ بدون‌ بريدگي‌ و برجستگي‌ با حداقل‌ 20/1 متر عرض‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ مستقيماً به‌ خروجي‌ها مربوط‌ مي‌شود.

راه‌ پله‌ها

ماده‌ 168: در ابنيه‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ كه‌ دو طبقه‌ و يا بيشتر ارتفاع‌ دارد بايستي‌ كليه‌ پله‌ها و پاگردها (اصلي‌ و فرعي‌) از مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ ساخته‌ شود.

ماده‌ 169: بجز در موارد خاصي‌ كه‌ استفاده‌ از پله‌هاي‌ روباز مجاز شناخته‌ شده‌ كليه‌ راه‌ پله‌ها و پاگردهاي‌ اصلي‌ يا قسمت‌هايي‌ از طبقات‌ كه‌ مورد استفاده‌ افراد براي‌ رفت‌ و آمد از راه‌ پله‌هاي‌ داخلي‌ قرار مي‌گيرد بايستي‌ با مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ ساخته‌ و حفاظت‌ شود.

ماده‌ 170: راه‌ پله‌هاي‌ خارجي‌ بايد در برابر آتش‌ سوزي‌ و دود و باد محافظت‌ و اطراف‌ آن‌ با مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ پوشيده‌ شود و حتماً راهي‌ هم‌ به‌ بالكون‌هاي‌ خارجي‌ بنا و راهروهاي‌ آن‌ داشته‌ باشد.

ماده‌ 171: در ابنيه‌اي‌ كه‌ در ساختمان‌ آنها مصالح‌ غير مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ بكار رفته‌ و بيش‌ از دو طبقه‌ ارتفاع‌ دارد و شيب‌ بام‌ آنها كمتر از يك‌ بر چهار است‌ حتماً بايستي‌ يك‌ راه‌ پله‌ براي‌ ارتباط‌ به‌ بام‌ در نظر گرفته‌ شود.

ماده‌ 172: كليه‌ راه‌ پله‌ها بايد مستقيماً يا از طريق‌ يك‌ حياط‌ خلوت‌ يا راهروي‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ به‌ فضاي‌ خارج‌ يا خيابان‌ راه‌ داشته‌ باشد عرض‌ اين‌ راهروها با توجه‌ به‌ مواد 174 و 177 بايد دست‌ كم‌ به‌ اندازه‌ مجموع‌ حداقل‌ مجاز عرض‌ كليه‌ خروجي‌هايي‌ كه‌ به‌ آنها مربوط‌ مي‌شود باشد.

ماده‌ 173: بر روي‌ بالكان‌هايي‌ كه‌ به‌ منظور خروجي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد بايد بطور وضوح‌ جهت‌ خروج‌ به‌ طرف‌ فضاي‌ آزاد مشخص‌ شود.

خروجي‌ها و خروجي‌هاي‌ انتهايي‌

ماده‌ 174: تعداد و وضع‌ درهاي‌ خروجي‌ بايد طوري‌ باشد كه‌ كليه‌ افراد بتوانند در موقع‌ خطر محل‌ كار را بلافاصله‌ و با اطمينان‌ كامل‌ ترك‌ كنند. حداقل‌ عرض‌ درهاي‌ خروجي‌ 20/1 متر است‌.

ماده‌ 175: فاصله‌ بين‌ محل‌ كار تا در خروجي‌ انتهايي‌ يا تا راه‌ پله‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ مصون‌ از دود يا تا درهايي‌ كه‌ به‌ راهروهاي‌ امن‌ ارتباط‌ دارد نبايد از اندازه‌هاي‌ زير تجاوز كند.

الف‌ - در مورد بناهاي‌ خطرناك‌ 150 متر.

ب‌ - در مورد بناهاي‌ كم‌ خطر يا عادي‌ 300 متر.

ماده‌ 176: فواصل‌ بالا را در كارگاهي‌ كه‌ با آب‌ پاش‌ خودكار مجهز باشند و يا خطرات‌ ناشي‌ از آتش‌ گرفتن‌ احتمالي‌ اشياء باشد مي‌توان‌ زيادتر و يا كمتر نمود.

ماده‌ 177: براي‌ جلوگيري‌ از ازدحام‌ در كارگاه‌هايي‌ كه‌ تعداد افراد آن‌ از 50 نفر بيشتر باشد بايد نسبت‌ به‌ تعداد اضافي‌ افراد درب خروجي‌ انتهايي‌ عريض‌تر يا درب خروجي‌ اضافي‌ تعبيه‌ گردد. با توجه‌ به‌ اينكه‌ خروج‌ افراد به‌ صورت‌ پشت‌ سرهم‌ (ستون‌) هميشه‌ رجحان‌ دارد بنابراين‌ اضافه‌ عرض‌ گذرگاه‌ بايستي‌ مضربي‌ از 60 سانتيمتر باشد. عرض‌ هر كدام‌ از گذرگاه‌ها بايدطوري‌ درنظر گرفته‌شود كه‌ عبور افراد بدون‌ اشكال‌ ممكن‌ باشد.

تبصره‌ -  اضافه‌ عرض‌ هر درب خروجي‌ انتهايي‌ با ضريب‌ 60 سانتيمتر بايد محاسبه‌ شود.

گذرگاه‌هاي‌ افقي‌

ماده178: درگذرگاه‌هاي‌ افقي‌ نبايدهيچگونه‌ پله‌ يا اختلاف‌ سطح‌ ناگهاني‌ وجود داشته‎باشد.

ماده‌ 179: در صورت‌ وجود اختلاف‌ ارتفاع‌ اين‌ دو گذرگاه‌ بايستي‌ براي‌ اتصال‌ آنها حتماً از سطح‌ شيب‌ دار (رامپ‌) استفاده‌ شود و در محل‌ شروع‌ رامپ‌ مخصوصاً نقطه‌ مرتفع‌ آن‌ علامت‌ مخصوص‌ نصب‌ شود.

بخش‌ 3- درها

درهاي‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌

ماده‌ 180: در پاگرد راه‌ پله‌ها و ديواره‌هاي‌ داخلي‌ گذرگاه‌هايي‌ كه‌ براي‌ خروج‌ در مواقع‌ آتش‌سوزي‌ اختصاص‌ دارد بايد درهاي‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ كه‌ به‌ فنرهاي‌ كمپرسي‌ مجهز است‌ نصب‌ شود.

ماده‌ 181: درهاي‌ خروجي‌ انتهايي‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ بايد داراي‌ لولاي‌ دو طرفه‌ باشد چنانچه‌ استفاده‌ از لولاي‌ دو طرفه‌ عملاً مناسب‌ نباشد ممكن‌ است‌ اجازه‌ داده‌ شود كه‌ از درهاي‌ كشويي‌ افقي‌ استفاده‌ گردد.

ماده‌ 182: در مورد درهاي‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ استفاده‌ از درهاي‌ كشويي‌ قائم‌ و درهاي‌ كركره‌اي‌ و درهاي‌ گردان‌ مجاز نيست‌.

ترتيب‌ قرار گرفتن‌ درها

ماده‌ 183: جهت‌ باز شدن‌ كليه‌ درهايي‌ كه‌ به‌ راهروها و سرسراها ارتباط‌ دارند بايد به‌ سمت‌ خروج‌ از ساختمان‌ بوده‌ و واجد علامت‌ باشد.

ماده‌ 184: درهايي‌ كه‌ از اطاق‌ به‌ راهرو و سرسرا باز مي‌شود بايد طوري‌ در نظر گرفته‌ باشد كه‌ براي‌ حركت‌ جمعيت‌ مانعي‌ ايجاد ننمايد.

ماده‌ 185: پشت‌ درهايي‌ كه‌ به‌ راه‌ پله‌ها باز مي‌شود نبايد بلافاصله‌ پله‌ وجود داشته‌ باشد.

قرار گرفتن‌ پاگردي‌ كه‌ عرض‌ آن‌ لااقل‌ به‌ اندازه‌ عرض‌ در باشد در پشت‌ اينگونه‌ درها الزامي‌ است‌.

ماده‌ 186: عرض‌ درهاي‌ خروجي‌ انتهايي‌ راه‌ پله‌ها نبايد از عرض‌ پله‌ها كمتر باشد.

ماده‌ 187: فاصله‌ درهاي‌ خروجي‌ طبقه‌ هم‌ سطح‌ زمين‌ نبايد بيشتر از 45 متر و عرض‌ آنها نبايد از 20/1 متر كمتر باشد.

ماده‌ 188: هر يك‌ از درهاي‌ خروجي‌ بايد مشخص‌ و قابل‌ ديد باشد.

ماده‌ 189: درهايي‌ كه‌ براي‌ ارتباط‌ به‌ داخل‌ يا خارج‌ بناي‌ كارخانجات‌ يا طبقات‌ آنها در نظر گرفته‌ شده‌ در ساعات‌ كار به‌ هيچ‌ وجه‌ نبايد با قفل‌ يا كشو و غيره‌ بسته‌ شود.

بخش‌ 4- آسانسورها و بالابرها

ماده‌ 190: با اينكه‌ آسانسورها بطور كلي‌ نبايد به‌ عنوان‌ خروجي‌ به‌ حساب‌ آيد معذالك‌ قفسه‌ كليه‌ آسانسورهاي‌ مخصوص‌ حمل‌ افراد بايد سراسر با مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌سوزي‌ ساخته‌ شود.

ماده‌ 191: قفسه‌ آسانسورها نبايد با قفسه‌ پله‌ها توام‌ باشد مگر آنكه‌ ديواره‌هاي‌ آن‌ با مصالح‌ مقاوم‌ در برابر آتش‌ سوزي‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

بخش‌ 5- علايم‌ خروجي‌

ماده‌ 192: درهاي‌ خروجي‌ و گذرگاه‌ها بايد بطور ساده‌ و با علايم‌ واضح‌ كه‌ راه‌ خروج‌ را نشان‌ دهنده‌ مشخص‌ شود، در كارگاه‌هايي‌ كه‌ تعداد كارگران‌ آن‌ 250 نفر بيشتر است‌ و ساعت‌ كار در طول‌ شب‌ ادامه‌ داشته‌ باشد علايم‌ فوق‌ بايد الكتريكي‌ و به‌ جريان‌ برق‌ فوق‌‌العاده‌ (همانطور كه‌ در ماده‌ 154 تشريح‌ گرديد) مرتبط‌ باشد تا در صورت‌ قطع‌ جريان‌ عمومي‌ برق‌ استفاده‌ از آنها امكان‌پذير باشد.

اين‌ آيين‌نامه‌ مشتمل‌ بر چهار فصل‌ و 192 ماده‌ و 8 تبصره‌ به‌ استناد ماده‌ 47 قانون‌ كار تدوين‌ و در چهل‌ و هفتمين‌ جلسه‌ شورايعالي‌ حفاظت‌ فني‌ مورخ‌ 24/8/1340 به‌ تصويب‌ نهايي‌ رسيده‌ و قابل‌ اجراست‌.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 19:27  توسط حسین نقی زاده  | 


   

   

   

   

   

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:55  توسط حسین نقی زاده  |